معلم وارد کلاس
وبعد گفت بچه ها چقدر کم هستید.وبعد بچه های دیگر وارد کلاس شدند .ومعلم گفت گه بگذزارید من اول بکشم وبعدشما بکشید معلم شروع به کشیدن کرد قلم را به اب زد
وکشید کشید وزیر رنگ را زد وبعد گفت تا خشک می شود بیاید تا باهم برای شما به کشیم اول اسمان ابی را برای ما کشیدتا نقاشی خشک شد وبعد رفت سراغ نقاشی خودش
ورنگ اصلی را زد در همین هین اقای اخوان رسید وبه ماگفت چه کار میکنید گفتیم داریم رو رنگ می زنیم و او رفت وبعد زنگ خورد ولی مه نرفتیم و مانیم تا نقاشی کامل شود
وبعد برای ما انسان هارا برای ما کشید اول برای کسانی کشید که سرویس دارند وبعد برای من و بغیه کشید وسرویسی ها رفتند وبعد یکی از بچه ها امد وگفت که سرویس ما خراب شد
ومن چند سوال پرسیدم و وسایل را ورداشتم و امدم.
نوشتن اینکه بچه ها آمدند و رفتند خوب است اما اگر چند نکته درباره آبرنگ میگفتی تا کسانی که در کلاس نبوده اند هم از چیزهایی که شما یادگرفته اید استفاده میکردند و بیشتر به این موضوعات میپرداختی خیلی بهتر بود
توضیح های خوبی دادی و من تقریبا فهمیدم در کلاس چه اتفاقی افتاده است
از چیز های روز مره که همهیشه اتفاق می افتد استفاده کرده بودی