هندسه ۹۸/۹/۱۸

ما دوشنبه کلاس هندسه نسبتا خسته کننده ای را تجربه کردیم . کلاس هندسه ای که تقریبا هیچ چیز با حالی در آن نبود ، البته اشتباه نشود من منظورم این نیست که کلاس خشک بود ،نه فقط کمی خسته کننده بود . خوب حالا من ماجرای کلاس را برایتان تعریف می‌کنم تا ببینیم نظر شما هم با من یکی است یا نه ‌‌‌. اقای قزوینی بلا فاصله بعد از اینکه وارد کلاس شدند گفتند مشق ها را به روی میز بگذارید تا من بیایم و ببینم . اکثر بچه ها مشق را ننوشته بودند و اقای قزوینی اعصبانی شدند و گفتند آنهایی که مشق را امروز ننوشته بودند تا پنج شنبه وقت دارند که عکس بگیرند و برای من بفرستند ویا فیلم بگیرند و برای من در بله بفرستند . بعد ادامه کتاب را کار کردند که راجع به همان تقارن ، انتقال و جابه جایی بود و دوباره همان مثال اشک لوستر ها را زدند بعد من آمدم تا سوالی را حل کنم که یک دفعه صدای سوت بلند شد‌
مشق ها :« هر کسی که جویا مجد را ننوشتند عکسش را تا پنجشنبه در بله بفرستد » تمام

۱ دیدگاه دربارهٔ «هندسه ۹۸/۹/۱۸»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

پیمایش به بالا