به نام خدا اقای شیرنشان واردکلاس یک شدندوگفتند:چنددقیقه کتاب رابخوانیدوسریع مرورکنیدمیخواهم کوئیز بگیرم.بعدازاینکه همه یک مرورکردنداقای شیرنشان گفتند:کتاب هاراببندین وبرگه بگذارین.بعدسوال های کوئیز راگذاشتندروی تابلووده دقیقه وقت دادند.سوال هااسان بودوراحت3نمره رامیتوان گرفت.بعدازکوئیزاقای شیرنشان طبق گفته ی شان پرسش کلاسی هم کردند.ازچندنفرپرسش کلاسی کردندویکی ازانهااقای مزروعی بودکه اخرپرسشی که اقای شیرنشان ازاومیگرفتنداقای مزروعی از اقای شیرنشان یک سوالی پرسیدندکه اقای شیرنشان کلی فکرکردندبعدجواب اقای مزروعی رادادند.بعداقای شیرنشان گفتند:کتاب های عربی رابازکنیم وتکالیف راگفتندکه تمرین یک صفحه ی39رادرکتاب بنویسیم وتمرین3و4صفحه ی40رادرکتاب بنویسیم.وزنگ خورد.امایک تفاوت بودکه کتاب های مکالمه ی(سندبادالعربی)راکارنکردیم پایان