به نام خدا
اقای شیرنشان وارد کلاس شد تا نشست گفت 5 دقیقه زمان دارید تا کتاب را مرور کنید چون می خواهم مثل همیشه کویز بگیرم ما شروع کردیم به خواندن… اقا گفت 5 دقیقه تمام شد اگر کسی پایین نمره 3 بیارد میرد بیرون همه یکی یدونه برگه بذارند جلو شون بعد داخل ورد شون امتحان را اوردند وما جواب دادیم امتحان تمام شد اقا به ما وقت دا د تا برای امتحان جامع مقداری درس بخوانیم اما هنگام درس خواندن ما من برگه ها را صحیح می کنم و کتاب ها را می بینم در بین این بازدید های اقا کازرونی و نظری از کلاس رفتند بیرون اما به برگه های بعضی ها نرسید همه توی ان زمانی که اقا داده بود داشتن درس می خواندند یا که درس می نوشتن بدبختانه اقا به برگه ی من نرسید تا صحیح کنند زنگ خورد اقا مشقی این جلسه ندادند و ما رفتیم صبحانه خوردیم
پایان
چرا به صورت گفتاری نوشتی!