آذر ۸, ۱۳۹۸

پیام ها ۲آذر

به نام خدا

آقای فهامی با روی خندان وارد کلاس شد و گفت چرا هیچکس شما برنامه خود را اعلام نکرده به همین خاطر من به عنوان یادگاری برای همه یک منفی خوشگل میگذارم و همین کار را کرد سپس یکی از بچه‌ها به صورت بداهه آمد و یک فیلم درباره شازده کوچولو گذاشت و یکی یکی قسمت های مهم را توضیح و تفسیر داد معلم درباره فیلم و موضوع آن توضیح داد و گفت شازده کوچولو فیلم بچه گانه است که هر سکانس از این فیلم یک عالمه و نصیحت دارد می توان از درس بسیار گرفت فیلم شازده کوچولو درباره شخصی است که در بیابان گم شده و دیگر امیدی به زنده ماندن ندارد و در عین ناامیدی پسر بچه ای آشنا می شود و به او امید و انگیزه می‌دهد و آن شهر از آن پسر سوالات زیادی درباره زندگی می کند آنکس که نامش شازده کوچولو است به سوالات او پاسخ دقیق و کمی میدهد در چیزهایی می گوید کس باور نمی کند بیابان نجات پیدا می کند پیر می شود دوران پیری کودک همسایه دوست می شود و برای او داستان های شازده کوچولو را می خوانند سکته می کند و دختر کوچولو همسایه با هواپیمای پیرمرد به فضا می رود تا شازده کوچولو رو پیدا کند ولی شازده کوچولو را می‌بیند که بزرگ شده هیچ یک از داستانهای باورنکردنی را که برای پیرمرد تعریف کرده بود را به خاطر نمی آورد دختر کوچولو شازده کوچولو را به سیاره خودش میبره شازده کوچولو با دیدن گل رز تمام باغاتی که برایش افتاده بود را به خاطر آورد و دختر کوچولو با یک دسته پرنده وحشی به زمین برگشت

آقای فهامی از بچه ها خواست برای جلسه آینده به فیلم یک نمره بدهند

فارسی ۴ آذر

سلام
در درس فارسی امروز بهدلیل دیرآمدن آقای اخوان آقای مجیدی آمدند و کلاس فارسی را برگزار کردند . بعضی از بچه ها اعتراض کردند چون شعر را حقظ نکرده بودند و پیخواستند تا زنگ سوم حقظ کنند . ولی آقای مجیدی کوتاه نیامد و شعر را پرسید اکثر بچه ها بلد بودند . شعر از مثنوی مولوی بود . ودربارهی ما و خدا بود . بعد از پرسیدن شعر به سراغ نوشتن درس رفتیم که قرار بود آن را بنویسیم . و از تعداد کمی از بچه ها پرسیدند . بعد هم امتحان ها را به ما پس دادند و مشق را هم‌ روی تخته نوشتند و بعضی از بچه ها اعتراض کردند ولی آقای مجیدی گفتند اعتراض ها برای روزی دیگر و بعد هم خودشان به صورت گفتاری جواب های امتحان ها را گفتند .
در آخر سر هم صبحانه ی کلاسی خوردیم .

پیمایش به بالا