وقتی اقای صیاد زاده وارد کلاس شد اول مشق های بچه هارا دیدند و نمره هر فرد را لحاظ کردند وقتی دیدن مشق بچه ها تمام شد اقای صیاد زاده گفتند ما چون درسمان را کامل دادیم واماده ی امتحان هستیم درسمان را کامل دادیم واماده ی امتحان هستیم می رویم این جلسه سراغ خیلی سبز کار می کنیم اقای صیاد زاده شروع کردند کتاب خیلی سبز را شروع کردند و گفتند از اول نیمکت به ترتیب همه همه شروع کردند به خواندن سوال وحل کردند سوال و حل کردند ان بعضی از بچه ها درست نوشته بودند و درست جواب دادند و بعضی ها اشتباه نوشته بودند و درست اشتباه نوشته بودند و اشتباه جواب دادند و بعضی ها اشتباه نوشتند ولی درست پاسخ دادن میانگین به هر فر دو بار خواندن رسید وقتی کتاب خیلی سبز تمام شد اقا صیاد زاده مشق جلسه ی بعد را گفتند مشق این بود که فصل یک و دو خیلی سبز را حل کنیم
آذر ۱۹, ۱۳۹۸
هندسه ۹۸/۹/۱۸
ما دوشنبه کلاس هندسه نسبتا خسته کننده ای را تجربه کردیم . کلاس هندسه ای که تقریبا هیچ چیز با حالی در آن نبود ، البته اشتباه نشود من منظورم این نیست که کلاس خشک بود ،نه فقط کمی خسته کننده بود . خوب حالا من ماجرای کلاس را برایتان تعریف میکنم تا ببینیم نظر شما هم با من یکی است یا نه . اقای قزوینی بلا فاصله بعد از اینکه وارد کلاس شدند گفتند مشق ها را به روی میز بگذارید تا من بیایم و ببینم . اکثر بچه ها مشق را ننوشته بودند و اقای قزوینی اعصبانی شدند و گفتند آنهایی که مشق را امروز ننوشته بودند تا پنج شنبه وقت دارند که عکس بگیرند و برای من بفرستند ویا فیلم بگیرند و برای من در بله بفرستند . بعد ادامه کتاب را کار کردند که راجع به همان تقارن ، انتقال و جابه جایی بود و دوباره همان مثال اشک لوستر ها را زدند بعد من آمدم تا سوالی را حل کنم که یک دفعه صدای سوت بلند شد
مشق ها :« هر کسی که جویا مجد را ننوشتند عکسش را تا پنجشنبه در بله بفرستد » تمام
نگارش ۱۷آذر
۱۲ آذر در شروع کلاس معلم تکالیف را دید. تکالیف ما نوشتن انشاء با موضوعمنبود.معلم تکالیف را دید و تک تک بچه ها را صدا زد که آنها انشاء هایشان را بخوانند . معلم حدود سیزده، چهارده نفر را صدا زد؛ عده ای از آنها خوب و عده ای دیگر بد نوشته بودند. سپس زنگ خورد و بچه ها به خارج کلاس رفتند.