نام نویسنده: دانیال قندهاری

عربی ۲۰مهر

زنگ عربی آقای شیرنشان از ما کوییز گرفتند وبه ما ۱۰دقیه فرست نوشتن دادن بعد کوییز فیلم عربی را گذاشتند وتا آخر کلاس فیلم میدیدیم و باید همهی آن ها را معنی میکردیموبه آقای شیرنشانم میدادیم و ان به ما گفتند اگر ندی تا آخر زنگ به من معنی ها را بهشما جریمه میدهم وقتی معنی ها را همه دادن درمورد کربلا حرف زدن که عرب ها این جوری که در فیلم دیده اید حرف نمیزنندفرق دارد وتند تند حرف میزنند ودر راه کربلا قهوه زیاد است که میتوان خورد وبعضی ها هم پاورهنه می امدند وتا زنگ خورد برگه ها کوییز قبلی به هم ریخت وآخرش همه کوییز خوبی داده بودن

پیام های آسمانی یک شنبه

سلام مادر زنگ هدیه ها آقای فهامی جلسه ی پیش گفت من به کربلا میروم ویکی به جای من می آید در روز یک شنبه آقای محمد رضا به جای آقای فهامی آمدند اول درمورد خودش که در چه مدرسه هایی بوده گفت وبعد مارا به گروه ها ۳نفره ویک گروه ۲ نفره شدیم و بعد به ما گفت که در مورد یک نفر که آشنایی دارید بنویسید ۶گروه شدیم واسم گروه ها متفاوت شدیمویکی در مورد پله نوشت ،امام خمینی،منصور بهرامی بود وگفت چرا این را الگو ی خود میدانیداین شخصیت چه کار کرد که شما به او علاقمند شدیدووقتی به گروه آخر رسید که هوش برتر بود زنگ خورد وهمه برگه هارا به معلم دادیم

پیامها. ۱۴مهر

سلام دانیال هسنم ما امروز پیامها داشتیم آقای فهامی سر کلاس آمد ودر مورد معیت توضیح داد و کامل آن را توضیح دادحفاظت یکی از مهم هابود بعد گفت اتفاقی افتاده که خدا باشما باشد همه گفتند در بین صحبت هابچه ها در مورد مسابقه توضیح دادکه تج یدی و ربانی قبول شدند ودر بله باید پیام میدادند

پیام ها ‌‌.۱۳ مهر

سلام مادیروز پیام ها داشتیم آقای فهامی آمد وبرای ما یک فیلم گذاشت یک فیلم ۲ دقیقه ای همه ی بچه ها دیدند وگفت نظر بدین بچه ها نظر دادند وگفتندبعد دوباره فیلم راگذاشت وهمه گفتن بعد سر تخته رفت ودر مورد مسابقه توضیح دادوهرکی مشورت میکرد

سلام دانیال قندهاری هستم درسال۱۳۸۵ درشوشتر به دنیا آمدم ویک خواهر بزرگتر ازخودم دارم به رشته ی فوتبال علاقه دارم دو ست دارم در آینده داندان پزشک شوم چون سرمایه ی زیادی دارد فیلم خنده دار دوست دارم مادر وپدرم الگو ی من هستند من کتاب جوک دوست دارم دوست دارم گروهی کاری را انجام بدم نه تکی من طرفدار تیم سپاهان وتیم یونتوس هستم چون به این تیم ها علاقه زیاد دارم پدرم دیپلم بهیار ومادرم سیکل شغل پدرم پزشک یار ارتش ودرجه ی پدرم ستوانیکم است ومادرم خانه داراست وخواهرم دانشجو است من غذای مرغ وسوپر پیتزا وکوفته تبریزی را دوست دارم من به شیرینی جات علاقه دارم بخصوص رولت ونارنجک و… خانه ی ما در خیابان مولوی است پدرم ۴۳ سال ومادرم ۳۸ سال وخواهرم ۱۹ سال وخودم ۱۳ سال تفاوت سنی من باخواهرم ۶سال است وتفاوت سنی مادرم وپدرم ۵سال استمن کلاس اسکیت هم میروم????انشا الله سایه پدر ومادر همی بچه ها بالای سرشان باشد خداحافظ??

پیمایش به بالا