آبان ۵, ۱۳۹۸

فارسی درروز شنبه

به نام خدا
باز هم دوباره سلام بچه ها من سهیل عباسپور هستم از هفتم مسولیت معلم بدو بدو وارد کلاس شد. لیستش را در آورد و حضور و غیاب را انجام دادوگفت:هم گروهی ها نوشته ی خود را روی یک مقوا بچسبانید و دور ان را تزیین کننید. خلاصه من که آورده بودم ولی هیچ کدام از هم گروهی های من نیاورده بودند به جز علی که آن هم درمورد شاعر ها نبود به جز نصف یک خط اما در مورد یک چیز های دیگر بود حالا بس است که دیگر آبرو ریزی نشود هیچی ماهم آن را تزیین کردیم. اما آقای مجیدی گفت که اگر هین وعض بهتر بود می توانستم از شما امتحان open book بگیرم اما دیگر همه ی شماکار
راخراب کردید. آقای مجیدی گفت:جلسه ی بعد از این پنج شاعر امتحان گرفته می شود بعد از دو دقیقه زنگ خورد و رفتیم خانه هایمان.

پایان

فیزیک(۱آبان)

سلام
در کلاس فیزیک ما از کلاس ۵ به آزمایشگاه رفتیم و هرکی در صندلی نشست بعد درباره ی آزمایشی که باید می کردیم توضیح داد
به هر گروهی هم به نوبت ترازو و نیروسنج دادند.
اکثر گروه ها جامدادی را به همراه چند وسیله ی دیگر انتخاب کردند
با استفاده از ابزار ها شتاب جازبه_جرم_ وزن را اندازه گیری کردیم و تکلیف ما این بود که از این آزمایش ۳ سوال بنویسیم.

کلاس فارسی 4 مهر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس فارسی ما در روز شنبه چهارم مهر اینگونه گذشت که معلم کلاس به ما گفت الان وقت این است که مطالبی را که برای چسباندن بر روی کاغذ دیواری آماده کرده اید را بر روی برگه هایی که خود آورده اید و یا من به شما میدهم بچسبانید و ما هم شروع به کار کردیم و به صورت گروهی نشستیم بعضی از گروه ها مطالب خود را آورده بودند و بعضی گروه ها کم کاری کرده بودند و مطالب خود را نیاورده بودند. گروه ها شروع به چسباندن و تزیین کاغذ دیواری خود شدند و معلم کلاس هم از فعالیت گروهی آنها یادداشت برداری می کردند یک ساعت زمان برد تا همه ی گروه ها فعایت ها خود را کامل کنند و آماده ی تحویل به معلم شوند بعد از اتمام کار همه ی گروه ها کاغذ دیواری را تحویل معلم دادند و کلاس ما به پایان رسید.

فیزیک 98/8/1

به نام خدا   معلم  فیزیک ما چند نیرو سنج متفامت برای ما اورد  بعضی      5n  ,  10n  ,  50n    بودند  نیرو سنج هارا به ما داد و گفت که چند  جسم  مختلف را با ان ها اندازه  بچه ها سر گرم شدند    بیشتر بچه ها جامدادی های شان را اندازه گرفتند سپس معلم گفت که در کتاب خود جدول بکشیم و وسایل را 5 بار اندازه گیری کنینیم ومیان گین ان هارا به دست بیا وریم چند وسیله  مانند تراش جامدادی و کیف ها را اندازه گرفتنیم ودر جدول نوشتیم ومیان گین را به دست اوردیم

درس قران 2 ابان

بسم الله الرحمان الرحیم


اقا شروع به حضور غیاب کرد اقا گفت امتحان پرسیدن تا صفحه 21 را داریم نمرات از 10 است اقا نوع پرسیدنش این بود که یکی می خواند و دیگری غلط های او را می گیرد اقا از اخر لیست شروع میکنم حال از اخر داوطلبان را انتخاب کرد و خواندند بعضی ها نمره 9 وبعضی ها نمره می گرفتند 8/5 و بعد پرسش تمام میشد اقا گفت تمارین صفحه 22    را حل کنید بعد اقا گفت باید ضمارین نیز مانند هفته پیش تکرار شود روی تابلو نوشت


ی                من


ک               تو


کم             شما


هم


ه


بعد اقا زمانیان را صدا زد گقت تمری را بخوان … بعد اقا به احسان پور گفت واو ناخوانا را بخوان…دهقان الف و لا ناخوانارا بخوان… حال اسماعیلی یا ناخوانا را بخوان…بعد اقا گفت صفحه 25را با من تکرار کنید وبعد زنگ خورد


پایان                

درس پیام ها شنبه 98.8.4

به نام خدا

اقای فهامی وارد شدند و از بجه ها پرسیدند که جلسه ی پیش چه کار هایی کردیم یکی از بچه ها دست گرفت وگفت:ما درباره ی جن حرفزدیم و… .

در جلسه ی پیش بچه ها به صورت گروهی  چند سوالی در باره ی جن نوشته بودند مثل جن با آدم خوب است یا بد؟.

ما شش گروه بودیم که به هر گروه اقای فهامی یک کتاب در باره ی جن و دیو به ما دادند وگفتند:جواب های سوالات خود را از کتاب در بیاورید و بنویسید .

همه ی گروه ها تک تک امدند و سوال را می خواندند وجواب می دادند که بعضی از سوال ها نیاز به توضیح داشت که اقا ی فهامی برایمان توضیح دادند

و به نظر من اقای فهامی می خواستند بگویند:که جن هیچ ترسی ندارد واین مثال راهم گفتند تا ما بفهمیم:اگر در قفس شیر را باز نکنیم کاری با ما ندارد اما اگر در را باز کنیم اومارا می خورد . برای این مطلب یک داستان هم گفتند . وبعد زنگ مدرسه یعنی سوت مدرسه به صدا امد.

مهارت ابرنگ‌

ما قرار شد که کمی زود تر برویم سر کلاس زیرا معلم قرار بود زود تر برود برای همین سریع شروع کرد به کشیدن اول دونیمکت را به هم وسل کرد وبعد هم از یکی از بچه ها چسب گرفت وبعد ورقه ی هالامونی را چسب زد ورفت

تا قلم وابرنگ خود را بیارد وتا که اورد گفت که من بروم ودستمال بیاورم و جعفری را برای اوردن اب فرستاد تا وقتی که اوردیم شروع کرد به کشیدن وخیابان ها را رنگ کرد تا رنگ ها طراحی را به پوشانند وزیر رنگ را زد وبعد از ۵ یا ۶دقیقه بعد شروع کرد بکشیدن رورنگ را زد وکمی صبر کرد تاخوشک شود و بعد جزعیات را کشید وبعد خط های کامل کننده را زد  وبعد با قلموی شمشیری امضای خودشان رازدند وبچه ها گفتند ما به کشیم معلم گفت من کار دارم ونمی توانم امروز کمک شما کنم تا شما ان ها رابکشید.

پیمایش به بالا