آبان ۱۳, ۱۳۹۸

کلاس های زندگی دوشنبه 13 آبان

بسم الله الرحمن الرحیم ما در روز دوشنبه دو زنگ کلاس زندگی داریم به همین دلیل متن به دو قسمت کلاس اول و دوم تقسیم می شود.
کلاس اول:امروز در زنگ اول کلاس زندگی اینگونه گذشت که آقای اخوان وقتی وارد شدند در مورد مصاحبه ای که باید درباره ی مسیولیت پذیری می گرفتیم صحبت کردند و گفتند که هنوز خیلی ها مصاحبه ی خود را به ایشان تحویل نداده اند و بعد در مورد سوال هایی که می توانستیم در این مصاحبه از فرد مصاحبه شونده بپرسیم گفتند که اکثرا راحت ترین سوال را برای پرسش انتخاب کردند در صورتی که خیلی سوال هایی بهتری می توانستید بپرسید و بعد از بچه ها در مورد این سوال ها پرسش کردند و چند نفری دست گرفتند و چند نوع سوال مختلف را گفتند و آقای اخوان پای تخته نوشتند و بعد هم آقای اخوان در مورد مسیولیت هایی که ما در زندگی داریم صحبت کردند و بچه ها کمی در مورد آن مسیولیت ها با هم بحث کردند و بعد زنگ خورد ولی چیزی که این کلاس را نسبت به بقیه کلاس های زندگی متمایز می کرد وجود مانی واحد پول مدرسه ی ما در جیب آقای اخوان بود و به مناسبت 13 آبان آقای اخوان با
استکبار تمام این مانی ها را پخش کردند تا ما با مفهوم استکبار آشنا شویم
کلاس دوم : در کلاس دوم آقای اخوان اول کمی در مورد قلمرو ها صحبت کردند و بعد گفتند که یکی از قلمروها عملکرد بهتری نسبت به آن یکی قلمرو داشته است و باید سعی کند که خود را بالا بکشد بعد از سخنگو ی یک گروه و مسیول گروه دیگر خواستند تا از قلمروی خود دفاع کنند و آن ها هم این کار را انجام دادند بعد بحث به طرف مسیولیت پذیری در مورد کشور خود کشیده شد آقای اخوان کمی توضیح دادند و بعد بچه ها کمی با هم به بحث پرداختند و زنگ خورد . ولی دیگر وسیله ی استکبار در جیب آقای اخوان نبود.
مشق های کلاس های زندگی امروز:بهبود وضعیت قلمروها

حساب ١٢ آبان ماه

به نام خدا

 امروز من در کلاس ‏حساب قبل از آمدن معلم ‏به کلاس همه ى بچه ها سر و صدا مى کردند و وقتى معلم وارد کلاس شد همه ى بچه ها ساکت شدند.

بعد همه ى بچه ها از آقاى یادگارى پرسیدند که این جلسه آزمونک داریم و در جواب آقاى یادگارى گفتند:هر وقتى که ما به خواهیم امتحان بگیرىم جلسه ى قبلش به شما مى گوییم.

بعد آقاى یادگارى جلسه را با حدیث پیامبر (ص): بدترین افراد نزد خدا کسانى هستند که سخن چینى مى کنند و بین دوستان جودایى مى اندازند. بعد از ما پرسیدنند که چگونه با سخن چین چه رفتارى کنیم ؟

بعد معلم گفتند که هر کى را که صدا زدم با نفر بعدى اش و با دفتر و کتابش به اینجا بیاید. در این لحظه همه با هم حرف مى زدند و اسدى هم  سر کلاس زبان مى خواند و سوال هایى که بلد نبود را از عباس پور مى پرسد و صیاد زاده هم با ابراهیمى و حاجى زرگر باشى درباره کلش آف کلنج حرف مى زد بعد از ۴٠ دقیقه تکلیف دیدن آقاى یادگارى تمام شد و به حل کردن سوال کار در کلاس صفحه ى ٢٠ شدیم این سوال درباره و دو عدد ستونى که دهگان باید باهم و یکان هم همین طور بعد زنگ خورد همه بیرون رفتند.

تکالیف : حل صفحه ى ٢۵ و آوردن کتاب جویا مجد

نتیجه : آقاى قبل از گرفتن آزمون جلسه ى قبلش به ما اطلاع مى دهند.

 

 

 

هندسه دوشنبه 98.8.13

بنام خدا

اقای قزوینی وارد کلاس شدند کلاس خیلی به خاطر مانی شلوغ بود و همه از اقای قزوینی مانی می خواستند پس از چند دقیقه کلاس آرام شد .اقای قزوینی گفتند :نظر شما درباره ی مانی،که اقای صیاد زاده صبح درباره ی ان گفتند:این مانی ها برگ هایی مثل پول هستند .که امروز به صورت ازمایشی می خواهیم ان را به خاطر هر کار خوب شخصی به ان مانی بدهیم .یکی یکی بچه ها به ترتیب گفتند .بیشتر کلاس گفت نا عادلانه بود .بعد از نظر ها به سراغ کتاب رفتیم اقای قزوینی گفتند:دو به دو بشوید و با هم صفحه ی 47 را که راجع به زاویه ها بود را حل کنید بعد از اینکه همه حل کردن هرسوالی را یکی حل کرد پا تخته که بعضی از ان ها تکراری بود مثل زاویه ی متقابل به راس یا در کتاب درسی پارسال بود به سوال اخر که رسیدیم زنگ خورد و همه به دنبال مانی رفتند.

نذر ما

سلام من می خوام واستون از نذری امسال بگم نذری که هر سال ما یک روز قبل از تاسوعا توی مدرسه میدیم ولی امسال به خاطر اینکه تاسوعا توی تابستون بود قصد کردیم که این نذر و توی اربعین و یا بیست و هشتم ماه صفر بدیم ما این نذر را اول به نیت سلامتی آقا امام زمان (عج ) و بیاد طفل شیر خواره امام حسین میدیم وقتی که ما کوچیک بودیم مادرم به خاطر من و خواهرم نذر کرده امسال به خاطر سفر ما به کربلا اربعین هم نشد . ما با اقای اخوان و اقای فخری هماهنگ کردیم و قرار شد روز دو شنبه شیر کاکائو را پخش کنیم ، روز یکشنبه ۲۸صفر روز وفات پیامبر (ص)و امام حسن (ع) شروع به تهیه وسایل نذری کردیم البته چون ما این شیر را از گاوداری تهیه می‌کنیم و شیری که از گاوداری میگیریم شیر محلی هست و مقدارش زیاد حدود ۱۰۰ کیلو هست از قبل سفارش داده بودیم یکشنبه ظهر برای سفارش کیک به شیرینی فروشی رفتیم و کیک های تازه سفارش دادیم و بعد با پدرم رفتیم وسایل مورد نیاز مثل لیوان های یکبار مصرف و شکر و کاکائو و ….خریدیم بعد از ظهر رفتیم و شیر را تحویل گرفتیم و برای جوشاندن و پاستوریزه کردن شیر را بردیم خانه مادربزرگم چون حجم شیر زیاد هست و دیرتر جوش میاد باید شب قبل آن را می جوشاندیم ما شب شیر راگذاشتیم توی دیگه بسیار بزرگ و چند ساعتی طول کشید تا شیر به جوش اومد و بعد از اینکه شیر به جوش اومد و یه ساعتی با حرارت کم جوشید و آماده و پاستوریزه شد شیررا گذاشتیم تا بمونه و برای صبح یکم خنک بشه صبح زود ساعت پنج مجدد شیررا جوشاندیم چون پدرم گفت شیر کاکائو باید گرم باشه خلاصه شیر را که گرم شد کاکائو و شکررا جداگانه با هم مخلوط کردیم و به شیر زدیم من خیلی دوست داشتم این مراحل را ببینم و لذت می بردم از اینکه همکاری کردم ما اون شب خونه مادربزرگم بودیم و همه این کارا رو اونجا انجام دادیم صبح زود به خاطر اینکه زودتر به مدرسه برسم مجبور شدم به همراه پدرم به مدرسه بیام و مادرم به خونه رفت و کیف و وسایل منو برام آورد وقتی به مدرسه رسیدیم بچه ها داشتن نوحه میخوندن و ما هم شیر و کیک و آماده کردیم و بین بچه‌ها پخش کردیم من خودم خیلی دوست داشتم این مراسم را و نذر را امیدوارم که همه بچه ها هم خوششون اومده باشه .

۶ آبان

معلم بعد از وارد شدن به کلاس از بچه ها خواست کتاب های درسی و دفتر های تان را در بیاورید. از کتاب را میخواند. بعد در دفتر قواعد آن را توضیح می داد و همانطور درس سه به نیمه رسید و تمرین های درس ۳ را تمام نکردیم. ایشان همچنین ماه های میلادی را روی تابلو می نوشت و از بچه‌ها می‌خواست به صورت ردیفی آنها را بخوانند هر کدام یکی را خواندنداین کار کمی طول کشید و بیشتر وقت کلاس رفت و پس از تمام شدن ماه های میلادی و دست دادن کامل و تکرار بچه ها تکلیف گفت تکلیف ها عبارتند از. املا از ماه های میلادی روخوانی از درس ۳

پیمایش به بالا