آذر ۲۲, ۱۳۹۸

کلاس مهارت 16 آذر

در اوایل زنگ به سالن تیر اندازی زیتون در خیابان دکتر حسابی رفتیم.به دلیل اجازه نداشتن برای نیاوردن کیف های خود نتوانستم بعد به خانه برگردم چون خانه ی ما در همان خیابان است.

در اوایل کلاس

در همان ابتدا آقای ناصری تمام  نکاتی را که به ما آموختند را در آنجا یک توضیح کوتاهی در مورد همه چیز دادند تا بتوانیم تیر های دقیق و خوبی بزنیم.

توضیح ها

در آن توضیح ها ایشان روی دو چیز تاکید داشتند.ماشه کشی و تطبیق عناصر دید.ماش کشی یعنی چگونه رها کردن ماشه و تطبیق عناصر دید یعنی قرار گرفتن چشم و  روزنه ی دید ومگسک و خال سیاه در یک راستا.

ماشه کشی و تطبیق عناصر دید

بعد از آن توضیح ها ایشان چهار نفر چهار نفر فرستادند تا همه ماشه کشی و تطبیق عناصر دید  را درک کنیم.

در پایان کلاس

بعد که پرسش هم تمام شد هر نفر ده تیر و یک سیبل گرفت تا بتواند تیر زدن را امتحان کند. بعد که تیر زدن تمام شد همه اسم و تاریخ را روی سیبل نوشتیم تا پیشرفت خود را ببینیم در این چند جلسه ی باقی مانده.

زنگ زبان بیست آذر ماه

به نام خدای عزیز. اقاآوارد کلاس شدند.گفتند کتاب ها بدون اسم نباسد. و بعد یکی یکی  مشق های که باید مینوشتیم را دیدند، بعضی از بچه مشق هایشان را ننوشته بودند، گفتند که کتاب هایتان را در اورید .  آقا لیسنینگی برای ما گذاشتند. یکی از بچه ها سر وصداو کرد. معلم میخواست که آن را به بیرون بیندازد ولی دوستم از آقا معذرت‌خواهی کرد. معلم گفت که بادقت گوش دهید.  بعد چند کلمه را باهم تکرار کردیم. مثلHelloوGoodmorningو…بعد در کتاب تمرینی را نوشتیم، گفاندگ که پرسش داریم  بعد پرسش گفتند که کلمه هایی که شنیدید را در دفترتان بنویسید. معلم دباره لیسنینگی گذاشتند وبعد گفتند یکی یکی با آن تکرار کنید . مشق ها را گفتند صفحه W2وW3 را بنویسید.  سووووووووووووت

فرهنگ وهنر ۲۰/آذر

امرز آقاتکالیف را دیدند و دربارء وظیفه و مسعولیت حرف زدند

و تا که زنگ خورد و آقا گفتند که تکلیف را در بَله بگذارد.

  1. و هفته ی دیگر آقا مشق را می بینند .
  2. و پرسپکتیو را درس خواهند داد.

 

ادبیات ۲۱ آذر

 نکته به خصوص: آقای اخوان برای ارزیابی مستند وارد کلاس شده وپشت میز پیش بقیه دانش آموز ها نشست

آقای مجیدی بعد از ورود به کلاس توضیح داد کلاس مسئولیت از هدف حدود ۱ جلسه عقب تر است پس خواهش کرد نظم کلاس را رعایت کنند ورفتیم سراغ معنی شعر  با بهاری که میرسد از راه . او به این صورت فردی را برای  معنی کردن شعر انتخاب می کرد کسی عددی رو می گفت آن عدد را روی لیست پیدا کرده و به آن فرد می‌گوید  شعر را معنی کند

 در بیت اول پس از معنی شدن اشتباه معلم راه جدیدی برای معنا کردن شعر یاد داد روش او این بود که چون شاعر برای زیبا کردن شعر کلمه ها را جابجا میکند پس ما برای معنی کردن شعر باید کلمه های شعر را جابجا کنیم پس از انجام این روش و درست معنی شدن بیت اول به سراغ بیت های دیگر با همان روش رفتیم ولی از بیت ۵ به بعد دیگر نیازی به معنی کردن نبود چون معنی آن خود شعر می شد دیگر از جابجایی استفاده نکردیم و حتی ننوشتیم

در حین این کار واحد برای اینکه غلط گیر را باز کرده و تمام مایعات را بر روی میز  ریخته همین طور غلط گیر مال اسماعیلی بوده کلاس اخراج شد و حدود ۴۵ دقیقه جلوی در دفتر ایستاده بود ولی چون کسی در درون دفتر نبود  کسی او را ندیده  تا اینکه آقای صیادزاده آخر کلاس واسطه شد تا واحد به کلاس بیایند و یک غلط گیر برای اسماعیلی بخرد

بعد از تمام شدن معنی کردن شعر سراغ دانش زبانی رفتیم دانش زبانی این بود که با اضافه کردن بعضی چیز ها می توانیم متن را از حالت زبانی به حالت ادبی در بیاوریم مثلاً آرایه یا قید و متمم و مفعول و مسند

با خوردن زنگ آقای مجیدی  تکلیف افتاد و گفت نوشتن صفحه ۵۶ و ۵۷

پیمایش به بالا