بهمن ۹, ۱۳۹۸

کلاس شیمی ۸بهمن

سلام ما اول وارد کلاس شدیم وبعد آقای معتمدی بعد از تلاش های بسیار بچه ها را سا کت کرد و بعد یکی از بچه ها که نام آن یوسفی بود سنگی از کیف خود در آورد وبعد گفت که آقای معتمدی آیا می دانید درون سنگ چه است آقای معتمدی کمی به سنگ ور رفتن و بعد گفتن که این سنگ یک سنگ بدل است و ارزشی ندارد برای قشنگی خوب است در همین لحضه یکی از بچه ها که نام آن فقهی نام دارد یک فندک خراب از کیف خود در ارورد و به آقای آقای معتمدی گفت که تو باید بدانی که یک سنگ در این فندک است که با فشرده شدن الکترون از دست می دهد و بعد از فشرده شدن الکترون پس می گیرد .
آقای معتمدی گفت که بگذارید درس را پیش به بریم گفت که درس در مورد انعطاف پذیری است که در سنگ ها ی مختلف پیدا می شود

اردوی یک شنبه 13بهمن

در اردو در مسیر بچه ها باهم گفت وگو می کردند و پس از حدود 20 دقیقه وارد آنجا شدیم  وقتی وارد شدیم نکات آنجا را به ما گفتند  و مغازه ای هم آنجا بود که همه از آن خوراکی یا چیز های دیگر می خریدند سپس وارد وضو یمان را گرفتیم و وارد نماز خانه شدیم و نماز خاندیم بعضی ها هم که نماز نخوا ندند وبعد کلاس هدف اول وارد آنجا شدند و مسوولیت هم یکبار دیگر به مغازه رفتند و هر کی هم دوست داشت پیکسل انتخاب کرد و ما هم وارد شدیم در قسمت اول دوران زندگی ما بود که از مرحله ای که در شکم مادر هستیم تا پیری را برایمان توضیح دادند نوع غذا ها طور زندگی کردن کار های بزرگ سالی اسباب و وسایل و خلاصه مطالب دیگر در چند قسمت در براهی امامان وپیا مبران و در چند قسمت دیگر در باره ی شهدا و دربارهی آدم های بد درباره ی ما و خودمان در باره ی خدا و چیز هایی که وحی کرده است در بارهی نعمت های خدا و بدن ما در باره ی کار های بد ظلم وستم روز آخرت سوره ها عذاب جهنم و عمر گرا نقدر ما  و کار های خوب که پاداش آن بهشت زیبا است در باره ی جنگ ها  و حیوانات هم که از همان نعمت ها است در باره ی مذهب و کتاب ه و آیت الله ها  وزمان های قدیم و شهدا و مردم موفق که زندگی خود را روشن کردند و چیز های دیگر که خلا صه در قسمت نظرات هم نتوانستیم نظر خودمان را بگوییم و دیگر سریع وارد ماشین شدیم و به مدر سه راه افتا دیم  خلا صه اردوی خوبی بود از نظر من و لازم هم بود با انها آشنا شویم

درس نگارش 8/11/1398

بسم الله الرحمن الرحیم

اقا با کتاب مثنوی و معنوی وارد کلاس شد اقا گفت کیا تکلیف شاخه ای کردن فهرست یک کتاب را اورده اند تعدادی از بچه ها دستشون را بالا بردند و امدند به اقا نشان دادند و مثبتش را گرفتند بعد اقا شروع کرد توضیح دادند درباره ی نویسنده ی کتاب مثنوی و معنوی یعنی جناب اقای  مولوی . قرن و سن ان را گفت بعد شروع به  گفتن زندگی نامه اش کرد. من گفتم اقا می شود چند بیتش را بخوانید گفتن کمی صبر کن تا برایتان بخوانم وقتی حرفم تمام شد می خوانم اقا که حرفشان تمام شد کتاب را باز کرد و چند بیت را خواند و معنی کرد …. بعد گفت یک حکایت می خواهم برایتان بخوانم که چند پسر بچه بودند که در کتب خانه ای درس می خواندن یک معلم داشتند که همیشه می آمد و هیچ وقت مریض نمی شد که دیگر نیاید ان ها دوست داشتند ان معلم نیاید به علست این که به شدت این معلم سخت گیر بود یک روز به اقا گفتند ای معلم صورت شما کمی زرد شده نکند مریض هستید معلم هم گفت شاید مریضم و دیگر نیامد و پسران خوشحال شدند . تا داستان تمام شد زنگ خورد

پایان

هندسه98/11/7

در اول کلاس معلم از همه پرسی که آیا سیب یا آرد آب زده شده یا خمیر آورده است یا نه بعد از پرسیدن این چیزها  معلم گفت که میز ها را به دیوار بچسبانیم که وسط کلاس خالی شود بعد چند نفر از بچه ها رفتن پایین و2 آوردن و همه کنار آن سفره ها نشستند بعد چون چند نفر خمیر آورده بودند از عباسپور که ۱۰ تا خمیر آورده بود قرض گرفتند بعد معلم گفت که همه خمیر ها را به شکل مکعب مستطیل یا مربع مستطیل در بیارید بعد فیلمی جدید گذاشت که درباره تبدیل کردن مکعب به شکلهای هندسی دیگر بود و ما هم باید همان طور می بریدیم و به آن ها در می آورد ولی بعضی از بچه ها به حرف معلم گوش نمی کردند و برای خودشان با خمیرها بازی می‌کردند و شکل های عجیب و غریب درست می کردند و معلم به آنها تذکر داد آنها به تذکر معلم گوش دادند و دقیق این کارها را انجام دادند بعد که زنگ خورد همه سفره ها را جمع آشغال ها را به سطل آشغال ریختند

مهارت ۳ بهمن

بعد از نماز سریعا بچه های کلاس مهارت آکواریوم به کلاس چهار رفتند. حدود بیست دقیقه بعد معلم آکواریوم سازی آقای صالحی وارد مدرسه شد وچند نفر از بچه هارا خواندند تا به کمکشان بیاییم وچند قطعه شیشه بلند کنیم. بعد از بلند کردن شیشه ها وبردن آنها به کلاس معلم چند چسب نواری پهن با خود آورد تا با آنها شیشه ها را به هم متصل نماییم.قبل از متصل کردن شیشه ها با چسب نواری پهن معلم ما را به گروه های دو نفره تقسیم کرد و بعد کارمان را شروع کردیم. پس از متصل کردن شیشه ها به هم نوبت چسباندن شیشه ها به هم به وسلیه ی چسب آکواریوم بود. بعد از چند دقیقه استفاده از چسب آکواریوم،بوی آزار دهنده ای در کلاس پیچید . بعد از آن نوبت چسباندن تکه شیشه های در آکواریوم بود .سپس معلم تکلیف مان که تحقیق درباره ی بهتین ماهی ها برای آکواریوم و بهترین گیاهان برای تراریوم گفت و زنگ خورد.

 

 

زبان 7 بهمن

بعد از ورود. آقای مهری چند نفر داو طلب را گفتند با بکدیگر مچ بیندازند بعد از مسابقه رای گیری شد و محمد امین ربانی بالا ترین رای را آورد و به بچه های کلاس دیکته گفت کلماتی مانند scarf/jacket/gloves/suit/coming/today/وکلماتی ازاین قبیل بعد از پرسیدن کلمات غلط به سراغ درس شش رفتیم درس ششم درباره این بود که چه کار می کنی .
where are you? i’m in the bedroom
where is he? he’s in the livingroom
where is she?she is in her of fice
where are they?they’re in the garage.

what are you doing? i’m cooking.
what is h’e doing? he’s wat ching TV
what is she doing?she’s reading a book
what are they doing? they’re playing foot ball.
و بعد از این سوالات بالا به سراغ تمرین های صفحه thirty five رفتیم و در آخر یک گیم داشتیم که هر فرد کاری که می خواهد انجام دهد را میگفت وبعد از اینکه تمام کار ها گفته شد باید با تخته پاک کن به طرف هم پر تاب می کردیم وکسی که تخته پاک کن را می گرفت باید کار اون شخص را می گفت.
تکلیف: جلسه بعد املا داریم تا ص thirty five.

ورزش98/11/5

در روز ورزش در ابتدای راه  ایستادیم و تغذیه‌ای گرفتیم و در ادامه راه پیاده به ورزشگاه رفتیم وقتی به ورزشگاه رسیدیم اول در دوره ورزشگاه دویدیم بعد از دویدن تا برای وقتی که میخواستی فوتبال کنیم آماده شویم وقتی می‌خواستیم فوتبال را شروع کنیم همه انتخاب کردن که می خواهم در زمین بزرگ باشند یا زمین کوچک ی زمین‌ها را انتخاب کردیم شروع به انتخاب گروه ها بود هر گروه یک سرگروه داشت که اعضای گروه را انتخاب می‌کرد وقتی فوتبال شروع شد همه چی به خوبی و خوشی پیش میره که در ادامه بازی بگو مگو های پیش آمد که باعث خشونت شد ولی خیلی شدید نبود در حد همان گفت‌وگو بود وقتی داشتیم بازی میکردیم آرمین نظری گفت که می‌خواهد بازی را در تعادل نگه دارد ولی تیم حریف اولین گل را زد در ادامه بازی تیم ما هم یک گل زد و بازی مساوی شد تقلب ها و ناداوری های پیش آمد و برای تیم حریف یک پنالتی داده شد ولی چون  ناداوری بود توپ گل نشد در تعادل نگه  داشته نشد بازی تمام شد وقتی که می خواستیم برویم معلم از یکی از دانش آموزان خواست که توپ والیبال را به او بدهد ولی آن دانش آموز ولی آن دانش آموز این کار را نکرد و توپ شوت کرد و معلم را عصبانی کرد وقتی معلم عصبانی شد آن دانش آموز را  تنبیه کرد و آن را چند بار دور زمین گردان و بعد که تنبیه آن دانش آموزان شد همه دانش‌آموزان با خوبی خوشی به مدرسه برگشتند

اردوی چراغ راهنما 98/11/6

در ابتدا ما در مدرسه منتظر ماندیم تا مینی بوس برسد گقتی سوار مینی بوس شدیم همه واسه خودشان و دوستانشان سریع جا گرفتند وقتی به آن مکانی که می‌خواستیم برسیم رسیدیم در اول کار نماز خواندیم و بعد از نماز اول کلاس هفتم هدف را داخل غرفه اول کردند و بعد از هدف  کلاس مسئولیت وارد غرفه اول شدند  در غرفه اول اتفاقاتی که از جنینی تا پیری برای او می افتد توضیح داد در کل  ۱۵ تا ۱۷ غرفه بود در بازدید از غرفه ها در مورد انسان ها در بازی دیگر در مورد حیوانات صحبت کرد و در بعضی از غرفه های دیگر در مورد ارزش حیوانات و انسانها و حتی ملائکه ها صحبت کردیم در چند غرفه آخر در مورد بهشت و جهنم صحبت  کردیم.  در غرفه یکی مانده به آخر یاد گرفتیم که اگر تهمت تمسخر بی اهمیتی خیانت و دروغ و… انجام دهیم در عذاب الهی گیر می افتیم ولی اگر کارهای خوب بکنیم و در دنیای حال کمی سختی بکشید  نتیجه اش را در آخرت می بینیم در بهشت می رویم و از آتش جهنم دور می شویم

زندگی (۶ دی)

به نام خدا

امروز پس از وارد شدن کلاس ما به کلاس ۳ و وصل کردن لپ تاپ به دیتاشو آقای اخوان گفتند که اگر کسی فیلمی که در گروه گذاشتند رادیده و میتواند آن را توضیح دهد یا بخشی از آن را بگوید؛ دانیال شروع کرد و کمی توضیح داد که در فیلم چه چیز هایی گفته شده و موضوع کلی آن هم درباره راه های تقویت نیم کره سمت چپ مغز بود.

پس از آن اقای اخوان  ۰/۲۵ به نمره او اضافه کردند و سپس توضیح کاملی دادند: در رادیو یکی از برنامه های چند سال پیش بوده که هر روز یک راه برای تقویت نیم کره های مغز را ارائه میکرده که یکی از آنها کم کردن صدای چیزی است که داریم به آن گوش میدهیم و توجه میکنیم با این کار مغز توجه بیشتری به خرج میدهد و باعث میشود که مغز ما مطلب را بهتر درک و به خاطر بسپارد.

بعد یک تکنیک به نام mind map یا نقشه ذهنی را به ما آموزش دادند که در این تکنیک ما در مغزمان نقشه ای شبیه به طبقه بندی موضوع انشا درباره چیزی که میشنویم درست میکنیم و موضوعات کلی آن بحث را طبقه بندی میکنیم و برداشت کلی خودمان از آن موضوع را به خاطر میسپاریم حتی نرم افزاری هم برای این کار وجود دارد که نامش mind map است و برای طبقه بندی موضوع ها استفاده میشود

سپس فیلمی که درباره مسئولیت پذیری در کانال مدرسه گذاشته شده بود را مرور کردیم و با استفاده از طبقه بندی آن را شاخه شاخه کردیم. برای یاد آوری بهتر مطلب قسمتی از فیلم را تکرار کردیم و همان موضوعات آن قسمت از فیلم را نوشتیم.

زندگی 2/11/98

به نام خدا

معلم زندگی  سر کلاس امد  و نمرات و وضعیت مارا به ما نشان داد بعضی ها تغییر کرده و بعضی سر جای قبل مانده بودند معلم زندگی برای ترم جدید  انتخاب  درس ها ای که باید  برای ان در سایت مستند سازی کنیم را  به اختیار خود مان گذاشت  و از پایین جدول شروع کرد  هر کسی درسی که خودش دوست داشت برایش مستند سازی کند  را انتخاب کرد  معلم زندگی این کار را کرد که ببیند  ما  تنبلیم  یا ان درسی که به ما داده  بد بوده است بعد از این که وضیت خود را دیدیم  و درس  ها ی جدید برای مستند سازی  پیدا کردیم معلم زندگی  برای  انتخاب گروه ما را  دسته بندی کرده بود  کسا نی که  در سید (ا) بودند از سید(بی) و(سی) گروه خود را انتخاب می کر دند و فقط یک نفر از یک سید می توانستند انتخاب کنند  من با احسان پور و صیاد زاد  هم گروه شدم  بعد از گروه بندی معلم به ما یک برگه داد در ان برگه تکلیف  جدید ما را بدون نقطه نشته بود معلم به ما گفت که  اول نقطه هایش را بگذا رید و بعد به تکلیفی  که  گفته است عمل کنید بعضی ها توانستند که نقطه ها را بگذارند وهمان وقت تحویل معلم بدهند تا صحیح کند اما بعضی  مانند خود من نتوانستند به موقع نقطه ها را بگذارند معلم گفت : ان ها ای که نتوانستند  نقطه ها را به موقع بگذارند در خانه کامل کنند و به پدر و مادر بدهند تا صحیح کنند در همین حال سوت به صدا در امد و کلاس تمام شد   

پیمایش به بالا