بهمن ۲۰, ۱۳۹۸

کلاس هنر چهارشنبه 16 بهمن

به نام خدا

سلام. با یکی دیگر از مستند سازی ها درخدمتم. اول از همه آقای محمد صالحی گفتند که باید برای هفته بعد یک گوشی یا هر چیزی که با آن بتوان عکس گرفت ، بیاوریم. چون جلسه بعدی عکاسی داریم.

Image result for عکاسی

بعد از توضیحاتی درباره عکاسی جلسه بعد گفتند که قرار است که این جلسه امضا تمرین کنیم.

Image result for امضا طراحی

همه بچه ها خوشحال شدند.

البته این خوشحالی فقط تا وقتی ادامه داشت که تمرین را شروع کنیم. زیرا کسی به فکرش ایده ای نمی رسید.

Image result for خسته شدن از درس خواندن

هر کسی یک امضا طراحی می کرد. بعد کلی با امید می رفت به سمت میز معلم و امضا را به آقا نشان می داد. ولی آقا یا جوابش می کردند یا می گفتند که بیشتر تمرین کند.

مثلا خود من یک امضا از قبل ساخته بودم و خودم و بچه ها هم از امضایم راضی بودند. اما وقتی به آقا نشان دادم گفتند که باید بیشتر رویش تمرین کنم. تکلیفمان هم برای جلسه بعد طراحی یک امضا و آوردن یک گوشی است. خدا نگهدار!

مهارت آ کواریوم ۱۰ بهمن

وقتی زنگ کلاس را زدند برخی از بچه ها به کلاس رفتند اما خبر نداشتند که قرار است که قرار است ما به بازار گل و گیاه همدانیان برویم. سپس یکی از بچه ها آنها را خبر کرد و همگی به سوی بازار گل و گیاه راه افتادیم تا ماهی ، گیاه تراریوم و گیاه آکواریوم بخریم. خیلی از بچه ها پول برای خرید ماهی وگیاه نیاوردع بودند . سپس به بازار گل و گیاه رسیدیم و به بخش آکواریون پا نهادیم . در آنجا با خیلی از ماهی ها آشنا شدیم ؛ مثل ماهی تترا نئون ،  کولی و…            در آنجا سراغی هم از وسایل آکواریوم گرفتیم اما کمی قیمشان گران بود . همچنین چند تکنیک نگهداری از ماهی وآکواریوم یاد گرفتیم. بعد از بخش آکواریوم به بخش کاکتوس ها راه پیدا کردیم . کاکتوس های آنجا بسیار زیبا ومتنوع بود. سپس معلم کمی درباره ی کاکتوس های تراریوم صحبت نمود و دیگر به سمت مدرسه راهی شدیم اما چون خانه ی من به گل وگیاه نزدیک بود به سمت خانه راهی شدم.

عربی روز شنبه

اقای شیر نشان وارد کلاس شدند تا وارد کلاس شدند گفتند 5 دقیقه وقت دارید تا یک مرور بکنید بچه ها کتابشان را باز کردند و یک مرور کردند بعد که اقا کوییز را گرفتند برای تصیح برگه ها یک خودکار قرمز از علی افشار گرفتند اقا گفتن در حین اینکه من برگه ها را صحیح می کنم شما هم صفحهات 72-73 را ترجمه و لغات را حفظ و حل کنید بچه ها شروع به حل کردن کردند بعد لی افشار به اقای شیر نشان گفت اقا برگه ها را کی میدهید اقا گفتند اخر های کلاس نزدیک به زنگ زنگ که خورد برگه ها را دادند و نمره ی من 4/25 شد این بود گزارش این هفته  کار من علی افشار  .

 

 

 

 

 

 (مسوولیت )         (  علی افشار   )                   (   پایان  )

کلاس شیمی ۱۵/۱۱/۹۸

سلام ما اول وارد کلاس شدیم واقای معتمدی امد واز یکی از بچه ها که نا م ان مظفری بود پرسید: که تو درباره عیار از پدرت پرسید ی؟ گفت: بله پرسیدم عیار یک ۱۸ عیار داریم ویک ۲۴ عیار که طلای ۱۸عیار بهتر از طلای ۲۴ عیار است آقای معتمدی گفت :آفرین برو بشین .
آقای معتمدی گفت :که راستی با غچه را چه کار کردیدیزدانی از میان جمع بلند شد و گفت که به حرف شما گوش دادیم واز راه کاری که شما به ما دادید استفاده کردیم .ولی مشکلی برایمان پیش امد.
مشکل این بود که لوله ها کوچک وبزرگ بودند و نمی شد که پلاستیک را بر روی ان سوار کنیم .
شیرانی از وسط جمع بلند شد و گفت :آقای معتمدی باید چه کاری انجام دهیم که کار ما درست شود.
آقای معتمدی جواب داد که باید لوله های بزرگ را درون آب جوش بگذاریم تا کوچک شود تا بتوانید پلاستیک را بر روی ان سوار کنیم

پیمایش به بالا