آبان ۳, ۱۳۹۸

زنگ هنر چهار ۱ابان

..به نام خدا..

امروز هم مثل روز های دیگر آقا وارد کلاس شد. دباره بچه ها سروصدا می کردند.????معلم گفت تکلیف ها روی میز. باز هم سروصدا می کردند????معلم جوش آورد. خیلی سفت سفت زد روی میز دباره گفتند تکیف ها روی میز. بعدحضور و غیاب کردند. گفتند کسانی که هفته پیش بودند ولی تکلیفشان را ننوشتند دست بالا، بعد آقا آمد و تکلیف ها را دید. تکلیف ها را که دیدند درباره کاغذ پوستی حرف زدیم.گفتند کلاس شما خیلی بهتر از آن کلاس است????.بعد ۱۰دقیقه درباره‌ی اسکیس حرف زدیم. رسیدیم به آخر زنگ تکلیف هفته آینده این است که یک بچه ای که دارد نقاشی میکشد ولی برایش سخت است . و بعد سوووووووووووووووووووووووووووووووووت

مهارت تیر اندازی 2 آبان

امروز بعضی از بچه ها با آقای مجیدی و بعضی با آقای فهامی آ مدند واقای ناصری بعد از ما به کلاس آمد بعد درمورد جلسه ی قبل بحث کردیم.
بعد آقای ناصری گفتند: یک تیر انداز ماهر ماشه کشی خوبه دارد. ازما پرسیدند به نظر شما چندمین بند انگشت را باید روی ماشه گذاشت هرکس نظری داد خیلی ها گفتند: بند اول که درست بود.
بعد گفتند:باید کجای بند اول را باید گذاشت؟ بچه ها گفتند وسط بند اول بعد دو گروه شدیم. ورفتیم برای تمرین بدونه تیر.
حالا نفری 10 تا تیر به ما دادند وگفتند شروع به تمرین کنید.
بعد نفری یک تیر به ما دادند و گفتند: حالاایستاده بزنید .(البته نظر من بود).
(با تشکر)

قلمرو حیاط کفپوش هفته چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم شرح مسؤلیت های قلمرو از این قبیل است: تجویدی :سرگروه و مستند سازی _ ربانی: سخنگو _ جاوری: فرهنگی _ خطیبی : فوتبال دستی و جاکفشی _ پیری و اسماعیلی : تمیز کردن کف حیاط _ جعفری و پورمدنی : نظافت دستشویی پایان

کلاس هندسه دوشنبه 29مهر

فیلم

در ابتدای کلاس آقای قزوینی راجع به فیلمی که باید برای این جلسه می دیدیم پرسیدند اما حدود 8 نفر آن را دیده بودند.همه ی آن هایی که ندیده بودند می گفتند که در گروه عضو نیستند.

جلسه ی قبل

آقای قزوینی به دلیل مشکل داشتن بعضی از بچه ها  صفحه ی 43 را حل کردند و راجع به صفحه ی 43 گفتند که این صفحه گفتند که این صفحه مهم است.

در کلاس

ما در کلاس تمرین صفحه ی 44 راحل کردیم که خیلی صفحه ی مهم ی در این درس است.

جلسه ی بعد

آقا ی قزوینی دوباره یک فیلم در گروه پخش می کنند و به همه گفتند که باید فیلم را تماشا کنند.

درس نگارش روز چهارشنبه1آبان

به نام خداوند مهربون

با سلام.امروز با گزارش یکی از کلاس های درس نگارش در خدمت شما هستم.سر کلاس نشسته بودیم که دیدیم آقای اخوان به کلاس آمد.ما چون در آن زنگ نگارش داشتیم کمی تعجب کردیم.طولی نکشید که فهمیدیم آقای قربانی هنوز نیامده اند.آقای اخوان از ما سوال پرسید که چه کار بکنیم؟یکی از بچه ها به شوخی گفت که بازی (هپ) را بکنیم.آقای اخوان قبول کرد و همه بازی کردیم.طولی نکشید که آقای قربانی به کلاس آمدند.از آنجا بود که درس اصلی مان شروع شد.آقای قربانی درباره فکر کردن در تنهایی صحبت کردند.گفتند که ما وقتی فکر می‌کنیم در آخر از جایی سر در می‌آوریم که ربطی به موضوع اولیه ندارد.سپس بازی کردیم.بازی اینگونه بود که هر یک از بچه ها باید کلمه‌ای می‌گفت که به کلمه قبلی ربط داشته باشد.اول از جنگ شروع کردیم و آخر با گل و گیاه تمام کردیم.سپس معلم متنی گفت که ما باید آن را ادامه می‌دادیم.در حال خواندن انشاهایمان بودیم که زنگ مدرسه به صدا در آمد.تا مستند بعدی خدانگهدار

درس نگارش سه شنبه31مهر

به نام خدای مهربون

سلام.با مستند یک کلاس دیگر از درس نگارش در خدمت شما هستم.در جلسه ی قبل آقای قربانی تکلیفشان یک تمرینی بود برای املای این جلسه.وقتی معلم سر کلاس آمد تمرین ها را دید.بعد گفتند برگه ها روی میز و بعد املا را شروع کردند.با اینکه بچه سر جلسه ی امتحان بودند باز هم سر و صدا می کردند.املا از نیایش و درس یک کتاب فارسی مان بود.خلاصه سرتان را درد نیاورم.املا شروع شد.آقای قربانی خیلی خوب و با لحجه و خوانا املا را می گفتند.معلم در بین املا درباره ی نگارش هم حرف می زدند.مثلا یکی از نکته هایی که در بین املا درباره ی نگارش گفتند این بود که نباید در جملات پی در پی و پشت سر هم (که) را زیاد تکرار کرد.چون که متن زشت می شود و از جذابیت متن کم می شود.خلاصه این بود چکیده ی درس نگارش روز سه شنبه.تا گزارش بعدی خداحافظ.

تاریخ ۲ آبان ماہ

در زنگ تاریخ،معلم اول حضور وغیاب کرد و گفت یک پرسش کلاسی جانانہ بکنیم اول امین قربانی و علی  افشار از ھم پرسیدند،حبیب الہی یان و اسماعیلی بود کہ از ھم پرسیدند،معلم بہ مضروعی گفت: رو چہ کارہ ای کہ ایستادی؟ گفت  پام خستہ شدہ  معلم گفت:بیرون استراحت کن، اسدی گفت :آقا من برم، آقا گفت :باید دم در وایسی یا اسدی گفت :مرسی آقا ،بعد کازرونیاز من پرسید ومن ھم از او پرسیدم، آقا گفت صفحہ ۱۰۹ را باز کنید ،اسدی بخوان ،و شروع بہ  خواندن کرد،درس ۱۸ را خواند و چند ثانیہ بعد معلم گفت : ھرکی کلمہ ای را،اشتباہ خواند نفر بعدی می خواند،درس در بارہ ی موزہ ایران باستان بود ،احسان پور اشتباہ خواند سہیل می خواند کہ ناگہان صفحہ ی۱۱۶از صفحہ ۱۰۹ رفتیم صفحہ ۱۱۶، معلم گفت :راھنمای موزہ،خط زمان ،سکو نت گاہ را بخوان ،دوبارہ رفتیم صفحہ ۱۰۹،معلم روی تابلو یک خط زمان کشید واز مضروعی پرسید چہ سالی متولد شدی و نوشت ،نظری ادامہ درس را بخوان !شروع کرد بہ خواندن، دربارہ غار نشینان بود ،معلم گفت :غار نشینان دیوانہ بودندکہ روی دیوار غار نقاشی  می کشیدند؟صیاد زادہ دربارہ با موضوع  داستانی تعریف کرد و بعد بہ کازرونی  گفت بگہ واو اشتباہ گفت و سوخت معلم گفت:کاربرگ ۱۶ را انجام دھید،و حاجی زرگر باشی ادامہ درس را خواند،دربارہ کشاورزی بود،اشتباہ خواند و نوبت بہ اسماعیلی رسید،وشروع بہ خواندن کردو درس تمام شد در کلاس ھمھمہ شد ،معلم آنہارا ساکت کرد،و معلم دربارہ انسان ھای اولیہ داستانی تعریف کرد تا آخر زنگ وزنگ با صدای سوت خورد ?????????

 

 

زیست سه شنبه 29

روز سه شنبه قرار بود یکی از کلاس ها با اقای ریاحی و ان کلاس دیگر با اقای معتمدی بر گزار شود ولی اقای ریاحی از مدرسه خارج شد و دو کلاس با اقای معتمدی در کلاس پنج بر گزار شد
اسم درس سفر غذا بود
درس در مورد دستگاه گوارش است
دستگاه گزارش از بخش هایی تشکیل شده است که نام این بخش ها این است غده ی بزاقی حلق مری معده کبد لزوالمعده کیسه صفرا باریک روده فراخ روده مخرج اپاندیس
هضم به دو دسته ی شیمیایی و فیزیکی تقسیم می شود
فیزیکی تبدیل غذا
شیمیایی بزاق دهان
خوام خواری برای بدن مضر است زیرا پختن غذا یک مرحله از هضم را انجام می دهد
نزدیکترین رگ های بدن به سطح در زیر زبان قرار دارد بعضی از دارو در زیر زبان جذب می شود
اوتین ماده ای که برای هضم غذا روی ان ریخته می شود بزاق است ماده ی اصلی بزاق بتیالین نام دارد که نشاسته را به دو قندی کللز تبدیت می کند

پیمایش به بالا