هفتم هدف

اردو ی تخت فولاد

به نام خدای عزیز

من به خاطر اینکه پنج شنبه غایب بودم از روز اردز مستند سازی می کنم روزی که می خواستیم بریم اردو صبح امدیم مدرسه و تا زنگ سوم سر کلاس بودیم بعد قبل از اینکه زنگ بخورد اقای فخری امد و گفت بیان تا سوار مینی بوس ها شویم بجه ها رفتند سوی مینی بوس ها و سوار شدند بعد از مدتی رسیدیم بچه ها همه تعجب کردند چون فکر می کردند چون اسم اردو چراغ راهنما است حتما مربوط به راهنمایی رانندگی است ولی مربوط یه چیز هایی دینی بودند بچه ها اول رفتند سوپر و هرچه خواستند خردیند بعد از ان رفتیم وضو گرفتیم و رفتیم در نماز خانه اقای اخوان جلو ایستادند و بقیه پشت سرشون بع از اتمام نماز عصر رفتیم سراغ خود نمایشگاه ما به دو گروه تقسیم شدیم کلاس هدف و کلاس مسوولیت اول ما رفتیم تو یک حاج اقایی با ما امدم که مسایل و نمایشگاه را توضیح دهد غرفه اول در مورد خلقت بود و غرفه ی اخر بهشت این نمایشگاه غرفه های دیگری هم داشت مانند جهنم غرفه انبیا و امامان و غیره اخر کار هم همه نظراتمان را نوشتیم و بعد سوار مینی بوس شدیم و رفتیم.

کلاس پیام های آسمانی 13بهمن

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس پیام های آسمانی ما در روز یکشنبه در مورد کتاب هدیه های آسمانی نبود بلکه در مورد نشانه های بلوغ شرعی بود. آقای فهامی به ما گفتند که ما وارد مرحله ی جدیدی درزندگی یعنی دوره ی نوجوانی شده ایم.در این دوره بلوغ شرعی ما اتفاق می افتد که نشانه های مختلفی دارد این نشانه ها به صورت زیر است:
1) رسدن به سن 15سال قمری
2)در آمدن موهای زیر شکم
3)اتفاق افتادن حالت احتلام
این ها نشانه های بلوغ شرعی است که هر کس یکی از این سه مورد برایش اتفاق افتاده باشد به منزله ی این است که به سن تکلیف شرعی رسیده است و باید واجبات را رعایت کند.ما به غیر از بلوغ شرعی بلوغ های دیگری هم داریم مانند بلوغ اقتصادی و بلوغ عاطفی که در آینده به آن ها هم می رسیم.
ما وقتی به بلوغ عاطفی می رسیم که یک دفعه گریه مان خواهد گرفت و نه می توانیم جلویش را بگیریم و نه دلیلش را می دانیم بلوغ عاطفی این است.
تکالیف : نوشتن دین یارها

ورزش ۱۲ بهمن

بسم الله الرحمن

ما از مدرسه به سمت ورزشگاه حرکت کردیم در راه آقای همت پشت جمعیت و آقای تهرانی جلوی جمعیت به راه افتادند اول آقای همت کمی با ما حرف زدند و بعد ما حدود هفت دور دویدیم و حسابی خسته شدیم. بعد ما ایستادیم و شروع به نرمش کردیم حدود ده دقیقه حسابی نرمش کردیم تا این که آقای تهرانی گفتند نرمش تمام است. بعد آقای همت به ما گفتند که چه کسانی ادعای فوتبالشان می شود حدود ده نفر دست گرفتند آقای همت آنها را دور کرد و گفت به سمت دروازه شوت بزنید همه خراب کردند به جز دو نفر که خراب نکردند.بعد به ما گفتند که فوتبال بازی کنید ما هم سر گرم فوتبال شدیم بازی خیلی وقت مساوی بود و بعد تازه حریف گل اول را از روی پنالتی مشکوک به ما زد. بلافاصله ما گل را جواب دادیم و بازی به تساوی کشیده شد دقایق آخر بازی بود که حریف گل برتری را به مازد و دو بر یک ما را شکست داد.

تکالیف: _

کلاس شیمی ۸بهمن

سلام ما اول وارد کلاس شدیم وبعد آقای معتمدی بعد از تلاش های بسیار بچه ها را سا کت کرد و بعد یکی از بچه ها که نام آن یوسفی بود سنگی از کیف خود در آورد وبعد گفت که آقای معتمدی آیا می دانید درون سنگ چه است آقای معتمدی کمی به سنگ ور رفتن و بعد گفتن که این سنگ یک سنگ بدل است و ارزشی ندارد برای قشنگی خوب است در همین لحضه یکی از بچه ها که نام آن فقهی نام دارد یک فندک خراب از کیف خود در ارورد و به آقای آقای معتمدی گفت که تو باید بدانی که یک سنگ در این فندک است که با فشرده شدن الکترون از دست می دهد و بعد از فشرده شدن الکترون پس می گیرد .
آقای معتمدی گفت که بگذارید درس را پیش به بریم گفت که درس در مورد انعطاف پذیری است که در سنگ ها ی مختلف پیدا می شود

زندگی (۶ دی)

به نام خدا

امروز پس از وارد شدن کلاس ما به کلاس ۳ و وصل کردن لپ تاپ به دیتاشو آقای اخوان گفتند که اگر کسی فیلمی که در گروه گذاشتند رادیده و میتواند آن را توضیح دهد یا بخشی از آن را بگوید؛ دانیال شروع کرد و کمی توضیح داد که در فیلم چه چیز هایی گفته شده و موضوع کلی آن هم درباره راه های تقویت نیم کره سمت چپ مغز بود.

پس از آن اقای اخوان  ۰/۲۵ به نمره او اضافه کردند و سپس توضیح کاملی دادند: در رادیو یکی از برنامه های چند سال پیش بوده که هر روز یک راه برای تقویت نیم کره های مغز را ارائه میکرده که یکی از آنها کم کردن صدای چیزی است که داریم به آن گوش میدهیم و توجه میکنیم با این کار مغز توجه بیشتری به خرج میدهد و باعث میشود که مغز ما مطلب را بهتر درک و به خاطر بسپارد.

بعد یک تکنیک به نام mind map یا نقشه ذهنی را به ما آموزش دادند که در این تکنیک ما در مغزمان نقشه ای شبیه به طبقه بندی موضوع انشا درباره چیزی که میشنویم درست میکنیم و موضوعات کلی آن بحث را طبقه بندی میکنیم و برداشت کلی خودمان از آن موضوع را به خاطر میسپاریم حتی نرم افزاری هم برای این کار وجود دارد که نامش mind map است و برای طبقه بندی موضوع ها استفاده میشود

سپس فیلمی که درباره مسئولیت پذیری در کانال مدرسه گذاشته شده بود را مرور کردیم و با استفاده از طبقه بندی آن را شاخه شاخه کردیم. برای یاد آوری بهتر مطلب قسمتی از فیلم را تکرار کردیم و همان موضوعات آن قسمت از فیلم را نوشتیم.

زبان 7 بهمن

بعد از ورود. آقای مهری چند نفر داو طلب را گفتند با بکدیگر مچ بیندازند بعد از مسابقه رای گیری شد و محمد امین ربانی بالا ترین رای را آورد و به بچه های کلاس دیکته گفت کلماتی مانند scarf/jacket/gloves/suit/coming/today/وکلماتی ازاین قبیل بعد از پرسیدن کلمات غلط به سراغ درس شش رفتیم درس ششم درباره این بود که چه کار می کنی .
where are you? i’m in the bedroom
where is he? he’s in the livingroom
where is she?she is in her of fice
where are they?they’re in the garage.

what are you doing? i’m cooking.
what is h’e doing? he’s wat ching TV
what is she doing?she’s reading a book
what are they doing? they’re playing foot ball.
و بعد از این سوالات بالا به سراغ تمرین های صفحه thirty five رفتیم و در آخر یک گیم داشتیم که هر فرد کاری که می خواهد انجام دهد را میگفت وبعد از اینکه تمام کار ها گفته شد باید با تخته پاک کن به طرف هم پر تاب می کردیم وکسی که تخته پاک کن را می گرفت باید کار اون شخص را می گفت.
تکلیف: جلسه بعد املا داریم تا ص thirty five.

به نام خدا

وقتی آ قای کنار کوهی وارد کلاس شدند ابتدا بچه ها از جا برخواستند و بعد از آقای کنار کوهی پرسیدند برگه ها را می دهید آقای کنار کوهی گفتند برگه ها صیحیح شده ولی قبلش باید بدم به آقای نوری بچه ها گفتند آقای نوری برگه ها را به شما داده و از برگه ها به ما تکلیف داده اند. آقای کنار کوهی چیزی نگفت و رفتیم سراغ درس ابتدا آقای کنار کوهی تکالیف را دیدند و نمره ها را گذاشتند. آقای کنار کوهی فصل پنج که اسمش محیط زندگی خود ر بشناسیم را شروع کردند بعد سوالات آن درس را گفتند و ما نوشتیم و بعد به چند تا از بچه ها گفتند بخوانید و آن ها هم شروع کردند به خواندن درس در مورد جغرافیا بود یعنی ما بتوانیم جا های مختلف را بشناسیم بعد در مورد نقشه ها حرف زدیم و به همین ترتیب  درس تمام شد. آقای کنار کوهی تکالیف را گفتند تکالیف این ها بود دو فعالیت صفحه 46 و فعالیت صفحی 47 برای همه بچه و فعالیت صفحی 48 سوال شماره 10 برای من.

عربی ۲۴ دی ماه

به نام خدا

از آنجایی که امروز برنامه ترتیب مشخصی نداشت همه بچه ها با شور واشتیاق منتظر بودند تا ببینند کدام معلم به کلاسشان می آید ما بعد از کمی انتظار و هیجان فهمیمیدیم با آقای شیرنشان کلاس داریم و این یعنی درس عربی

پس از ورورد آقای شیرنشان و ساکت شدن بچه ها ما درس ۷ را اینگونه شروع کردیم: ابتدا کلمات اول درس(واژه نامه)را خواندیم و با استفاده از آنها و البته دانسته های قبلی خودمان متن مکالمه درس را ترجمه کردیم.

موضوع کلّی این درس درباره فعل های ماضی منفی است.و ما برای منفی کردن فعل های ماضی کافیست یک ما به قبل از فعل اضافه کنیم مثلا:

(هوَ ذَهَبَ:او رفت_هوَ ما ذَهَبَ: او نرفت)

پس از پایان درس و نوشتن نکات در دفتر به سراغ کتاب مکالمه رفتیم و از ادامه درس قبلی انیمیشن را دنبال میکردیم موضوع مهم این درس مکالمه رنگ ها یا اَلوان است.من چند نمونه از رنگ هایی که در این جلسه یاد گرفتیم را برایتان میگویم:اَرزَقَ:آبیاَحمَر:قرمزاَسوَد: سیاه-اَبیض:سفید-اَصفَر:زرداَخضَر:سبز

و البته جملات پرکاربردی هم یاد گرفتیم و مروری هم بر اعضای بدن داشتیم که چند نمونه برای یاد آوری می نویسم:الوَجهُ:صورت-الرَّاسُ:سر-الاُذُنُ:گوش-العَینُ:چشم

تکالیف جلسه بعد:تمارین صفحات ۵۶،۵۷،۵۸ در کتاب و کنفرانس ایمیلی از صفحات ۶۰ و ۶۱(بعد از فایل کنفرانس چند تا از جملات پرکاربرد این جلسه را به صورت عربی ضبط کنیم و این فایل صوتی باید دستِ کم ۳۰ تا ۴۵ ثانیه بشود سپس آنرا به ایمیل آقای شیر نشان به نشانیghazi.tabrizi@gmail.com بفرستیم)

 

کلاس زندگی 23 دی

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس زندگی دوشنبه ی ما کلاسی بود که باعث یک تحول کلی در کلاس شدآقای اخوان وقتی وارد شدند شروع کردند به گفتن این که من از کلاس شما انتظار بیشتر از این و انتظار وحدت و همدلی داشتم . شما اول سال خیلی خوب شروع کردید هم دربحث قلمرو ها و نظافت ها و هم در بحث کارهای خودجوشی که می کردید.نمی دانم اول سال جوگیر بودید یا این که می خواستید خودتان را به رخ بکشید که که بعد ولش کردید به نظرتان چرا این اتفاق افتاد؟
بچه ها نظرات خود را گفتند مثلا یکی از بچه ها گفت نداشتن کسی که بر نظارت کند باعث این مسیله شده است و … نتیجه ی صحبت های بچه ها این شد که ما باید به اصطلاح یک رییس جمهور برای کلاسمان انتخاب کنیم تا کاره را مدیریت بکند چهار نفر کاندید شدند که یک نفر از میانشان انتخای شد و قرار شد که کارها را انجام بدهد پایان.
تکالیف: روزنگار ، دفتر زندگی ، مستند سازی

کلاس زندگی یکشنبه 30 دی

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس زندگی دوشنبه ی ما کلاس همراه با لپ تاب بود . قرار بود که ما فیلم شماره هفت آموزش ورد را ببینیم و یکشنبه آقای اخوان از ما امتحانش را بگیرند که آقای اخوان هوش به خرج دادند و یک متن بدون نقطه روی برگه به ما دادند و گفتند که این را روی ورد پیاده کنید هدف آقای اخوان از این که متن بدون نقطه به ما دادند این بود که نیمکره ی راست ما که در اغلب افراد ضعیف تر است تقویت شود و اینگونه ایشان با یک تیر دو نشان را زدند و ما هم به صورت همان گروه های قبلی نشستیم و شروع به کار کردیم گاهی اوقات در جمله خوانی به مشکل بر می خوردیم ولی با توجه به جمله حل می شد اکثر ما نتوانستیم آن را تمام کنیم و تبدیل به یک تکلیف فردی شد این بود کلاس جالب ما. پایان
تکالیف : فایل ورد ، دفتر زندگی ، روزنگار ، مستند سازی

فارسی 23 آذر

سلام
آقای مجیدی بعد از وارد شدن به علت طولانی بودن درس و طولانی بودن مطالب مسابقه ی روخوانی را برگزار کردند
ما باید درس ششم ( قلب کوچکم را به چه کسی بدهم ؟ ) را برای آقای مجیدی آماده میکردیم
بعد از خوادن متن و نمره گزاری به دانش های زبانی و ادبی صفحه ی 55 رفتیم وآقای مجیدی راجع به آرایه ی تکرار حرف زدند
آرایه ی تکرار آرایه ای است که درمتن به صورت تکرار کلمات ضاهر میشود مثل تمام تمام این قلب کوچولوی کوچولو را ، مثل یک خانه ی قشنگ کوچولو به کسی بدهم که خیلی خیلی دوستش دارم
در این جمله آرایه ی تکرار به خوبی نمایان شده است
نکته ی بعدی قسمتی از جمله به نام مفعول است
مفعول چیزی است که روی آن کار انجام شده و به چند صورت میتوان آن را تشخیص داد
1- « را » البته این نشانه زیاد درست نیست مثل وقتی که میگویند ( لقمان را گفتند: ادب از که آموختی ) در این جمله لقمان مفعول نیست چون در اینجا را به معنای به است و مفعول ادب است چون یک را پنهان شده است
2- باید از فعل به پرسیم چه جیزی را ؟ و چه کسی را ؟ با کمکم این راه به وجود مفعول پی میبریم

فارسی 16 آذر

سلام
ما ناگهان شکه شدیم به جای آقای مجیدی آقای قربانی آمدند
قرار بود آن روز مسابقه ی روخوانی داشته باشیم . اول بچه ها فکر کردند آقای قربانی از قضیه ی مسابقه چیزی نمیدانند برای همین بچه ها سعی کردند کاری کنند که آقای قربانی متوجه نشود امروز مسابقه داریم ولی بعد آقای قربانی آنها را ضایع کرد و گفت که من در قبل از این جلسه با آقای مجیدی درس های امروز را چک کردم . همی بچه ها هیچ حرفی نزدند . آقای قربانی گفتند کتاب هایتان را باز کنید و ایشان شروع کردند به پرسیدن مسابقه ی روخوانی .
بعد از این که هر فرد قسمت خودش را میخواند آقای قربانی برای هرکدام در دفتر آقای مجید ینمره ای مگذاشت البته به جای نمره A B C D می گذاشتند تا آقای مجیدی خودشان راجع به نمره ی آن تصمیم بگیرند .

مهارت کار با چوب ـ23\9\98

سلام .اقا که وارد کلاس شدند رفتیم که تخته چوب ها را که تا نصف پیش برده بودیم بیاوریم .در آشپزخانه هم همه ای درست شده بود خیلی شلوغ بود چون کلاس مهارت آشپزی با کلاس ما{مهارت کار با چوب } قاطی شده بود ، انها داشتند آشپزی میکردند و ما هم میخواستیم چوب هایمان را برداریم بلاخره توانستیم بدون مصدوم تمام کنیم?.بعد بچه ها پیشنهاد دادند به حیاط برویم. حیاط سرد نبود و برای همین به انجا رفتیم.این دفعه کارمان سخت تر بود و باید پیچ را در چوب ها ببندیم تا محکم شود . خیلی سخت بود برای همین کارمان با سرعت پیش نمی رفت.اولش حوصله سر بر بود.ولی بعد پر ماجرا شد. ما برای اینکه کارمان راحت تر باشد رفتیم و با دریل توی کارگاه سوراخ شان بکنیم تا راحت تر شود .ما خواستیم. دستگاه را راه اندازی کنیم که دیدیم پیچ مخصوص ندارد و آقای موذنئ گفتند که یک میخ را برو و سرش را صاف کن تا به جای پیچ مخصوص بگذاریم .من رفتم و با دستگاه پرس توی آشپزخانه سرش را صاف کنم ولی آنقدر جلوی آقای صالحی چرخاندم (خیلی محکم) که توانستم بترکانمش (شکست)??????،خب هنوز سرش صاف نشده بود؟ آخرش هم صاف نشد و آقای موذنی یک پیچ دیگر را جایگزین کرد. بعد که چوب ها سوراخ شد توانستیم کارمان را راحت تر از قبل پیش ببریم. تازه امروز یکی از پیچ گوشتی ها سرش خراب شده بود و کارمان سخت تر بود ولی دعوا نمیکردیم چون حضور گرم آقای موذنی نگذاشت??????. خودمان می خواستیم جنگ کنیم ولی اگه میکردیم آن وقت یک منفی میخورد جلوی اسممان توی دفتر انظباطی??.(با تشکر )

پایان

کلاس یکشنبه 24 آذر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس ما در روز یکشنبه با ارایه ی گروه خودمان همراه بود یعنی این که ما یک درس از کتاب تفکر را باید انتخاب می کردیم و آن را تدریس می کردیم ما در اول کلاس قوانین کلاس را به صورت پاورپونت نمایش دادیم و بعد از آن به به سراغ درس اصلی خودمان رفتیم که به صورت پاورپوینت آماده کرده بودیم . درس را که شروع کردیم در همان سوالات اول با هجمه ای از سوال مواجه شدیم که این یعنی که وقت ما در خطر است برای همین سوالات بعدی را در زمان کوتاه تری پاسخ دادیم تا این که به انتهای پاور پوینت رسیدیم و به دلیل کمبود وقت آن را خلاصه کردیم و بعد به سراغ کلیپ نحوه ی آموزش مدارس ژاپن رفتیم که جالبی این کلیپ در شباهتش با همت مدرسه ی زندگی بود وسط کلیپ هم زنگ خورد ! خودتان میدانید بچه ها برای پینگ پنگ چه کار می کنند!!
تکلیف: دفتر زندگی ، روزنگار

مهارت کار با چوب ـ 9\9\98 ـ شنبه

روز نقشه کشی برای ساخت کمد فرا رسید.

اقای صالحی وارد کلاس شد و همه ی بچه ها روی هوا بودند ،یکی روی میز،یکی تخته را پاک میکرد و یکی اثلا بیرون کلاس بود. همه نشستیم ولی اقای صالحی یک جورایی عصبانی بود.به خیر گذشت و شروع کردیم به گروه کردن بچه ها، در اولین باری که گروه شدیم چند نفری راضی نبودند.یا از شخصی که داخل گروه بود راضی نبودند یا که در گروه دوستان خود نبودند و می خواستند پیش دوستان خود باشند.چند باری گروه ها را از اول چیدیم تا همه راضی شوند اما اقای قندهاری هنوز هم راضی نبود ولی با صحبت های اقای صالحی این مشکل هم حل شد.همه با توجه به گروه هایی که تقسیم شده ایم نشستیم . اقای صالحی گفتند این اندازه ها را یک جا یادداشت کنید و شروع کردند . شکل کمد را کشیدند و اندازه هارا روی تابلو نوشتند و برایمان توضیح هم دادند. کمی سخت بود ولی بچه ها خوشحال بودند که میخواهند کمد مخصوص خودشان رابسازند.وقتی که اقای صالحی تمام اندازه ها را نوشتند و توضیح دادند هنوز وقت کلاس تمام نشده بود به همین دلیل ما را ازاد گذاشتند که هر کاری دلمان میخواهد انجام دهیم .

پایان

کلاس زندگی یکشنبه 20 آذر

به نام خدای عزیز
کلاس زندگی یکشنبه ی ما ارایه درس بزرگمردان کوچک توسط گروه آقای ربانی بود و آقای اخوان دانش آموزی مثل ما بودند اول کلاس آنها قوانین کلاس را برای دانش آموزان توضیح دادند و بعد آقای ربانی خلاصه ی داستان را برای ما تعریف کرد بعد از تعریف آقای ربانی فیلم مستند بزرگمردان کوچک قسمت اول را برای ما پخش کردند و ما دیدیم و مشاهده کردیم آنها در مورد قسمت اول که برای ما توضیح دادند قسمت دوم را پخش کردند و بعد در مورد آن هم توضیخ دادند بعد از آن آقای پور مدنی به ما گفت که کتاب هارا باز کنیم و سوالات صفحه ی پانزده کتاب تفکر و سبک زندگی را کامل کنیم و ما هم این کار را کردیم بعد به پایان زنگ که نزدیک شدیم آقای ربانی برای ما تیزر فیلم سینمایی آن بیست و سه نفر را پخش کرد و بعد نگ به صدا در آمد این بود کلاس زندگی یکشنبه ی ما
تکالیف : نوشتن دفتر زندگی ، کامل کردن درس بزرگمردان کوچک

هندسه ۹۸/۹/۱۸

ما دوشنبه کلاس هندسه نسبتا خسته کننده ای را تجربه کردیم . کلاس هندسه ای که تقریبا هیچ چیز با حالی در آن نبود ، البته اشتباه نشود من منظورم این نیست که کلاس خشک بود ،نه فقط کمی خسته کننده بود . خوب حالا من ماجرای کلاس را برایتان تعریف می‌کنم تا ببینیم نظر شما هم با من یکی است یا نه ‌‌‌. اقای قزوینی بلا فاصله بعد از اینکه وارد کلاس شدند گفتند مشق ها را به روی میز بگذارید تا من بیایم و ببینم . اکثر بچه ها مشق را ننوشته بودند و اقای قزوینی اعصبانی شدند و گفتند آنهایی که مشق را امروز ننوشته بودند تا پنج شنبه وقت دارند که عکس بگیرند و برای من بفرستند ویا فیلم بگیرند و برای من در بله بفرستند . بعد ادامه کتاب را کار کردند که راجع به همان تقارن ، انتقال و جابه جایی بود و دوباره همان مثال اشک لوستر ها را زدند بعد من آمدم تا سوالی را حل کنم که یک دفعه صدای سوت بلند شد‌
مشق ها :« هر کسی که جویا مجد را ننوشتند عکسش را تا پنجشنبه در بله بفرستد » تمام

پیام های آسمانی یکشنبه 17 آذر

به نام خدای مهربون

سلام . با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم . اول از همه بگویم که در این جلسه پرسش کلاسی داشتیم . آقای فهامی از چند نفر پرسش کرد و بعد درباره ی سنت های عرب جاهل سخن گفتند . یکی از این سنت ها زنده به گور کردن دختر های تازه به دنیا آمده است .

Image result for ‫عرب جاهلیت قبل از اسلام‬‎

یکی دیگر از این سنت ها این پرستش بت

Related image

و نحوه ی پرستش بت هایی بود که در کعبه بودند . آنها با رقص و کف زدن و حتی بعضی با بدنی برهنه بت ها را عبادت می کردند و اعتقاد داشتند که در زمان عبادت پروردگار نباید مال دنیا همراهمان باشد .

بعد درباره ی فیلم محمد رسول الله قدیمی حرف زدند

Image result for ‫محمد رسول الله قدیمی‬‎

و گفتند : این فیلم ، فیلم بسیار قوی و زیبایی است . ولی یکی از مشکلات این فیلم این است که بعضی از صحنه های فیلم طبق روایات اشتباه است . مثلا در قسمتی از این فیلم نشان می‌دهد که پیامبر نمی گذارند دشمنشان آب بخورد . در حالیکه پیامبر هیچ زمانی آب را بر کسی نمی بستند . حتی بر دشمنشان .

سپس قسمتی از فیلم را دیدیم و زنگ خورد . تا آنجایی که یادم هست تکلیفی به ما ندادند . خدانگهدار.

 

پیام های آسمانی شنبه9آذر

به نام خدای مهربون

سلام . با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم . اول از همه آقای فهامی فیلمی به نام دلقک که اثر بهمن فرید بود را برای ما گذاشتند.

داستان فیلم اینگونه بود که : یک دلقک سر برنامه ی اجرایش خبر فوت مادرش را به مردم می دهد و انتظار دارد که مردم ناراحت شوند . اما برعکس انتظارش مردم نه تنها ناراحت نمی شوند بلکه به او می خندند . در حالیکه فوت مادر دلقک واقعی و حرف جدی بوده است . او سعی می کند به مردم بفهماند که این حرف خارج از شوخی است اما مردم فکر می کنند که این حرف جزو نقش او است . بنابراین حرف او را باور نمی کنند . دلقک هر کاری می کند تا مردم حرفش را جدی بگیرند ولی نمی تواند . پس صحنه را ترک می کند و از سیرک خارج می شود .

آقای فهامی از ما خواستند که مفهوم این فیلم را بنویسیم . بعد از گرفتن برگه ها نظرشان را دادند و گفتند : به نظر من مفهوم این فیلم این است که هر آدم با رفتارش دید مردم به خود را می‌سازد . بعد بچه ها نظرهایشان دادند و زنگ خورد . البته بگویم که مشق این جلسه این بود که خودت را امتحان کن سه را بنویسیم . خدانگهدار

هندسه ۹۸/۹/۱۱

سلام ما در تاریخ ۹۸/۹/۱۱ کلاس هندسه داشتیم . معلم وقتی با دست شکسته یا ترک خرده وارد کلاس شدند ، همه بچه ها یا حداقل بیشتر بچه ها به جای اینکه از احوال دست ا ز احوال دست آقا جویا بشوند ، از نمرات امتحان پرسیدند، که این کاملا طبیعی است . و بعد اقای قزوینی هر نفر را صدا میزد و برگه ی امتحانش را به او میداد . نمرات از پنج بود که بالا ترین آنها محمد امین ربانی بد بعد طاها صیادی یعنی خودم و بعد تجویدی و شیرانی بودند . و بعد اقای قزوینی گفتند هر کس پایین سه شده است واقعا درسش ضعیف است و باید خودش را اصلاح کند ، هرکس پایین چاهار شده است آن هم نمره ی خوبی نیست و باید خود را تغییر دهند و بالای چاهار هم خوب است . ‌بعد شروع کردند به گفتن دوباره ی جواب امتحان ها و گفتند من اینبار علامت هارت غلط نگرفتم اما بار بعد غلط میگیرم . و بعد بچه ها از اقای قزوینی خواهش کردند نمرات کار نامه هم بگوید . که اقای قزوینی گفتند :« چند دقیقه ی دیگر می اید و میبینید » و بعد شروع کردند به دیدن تکلیف ها که فقط خودم نوشته بودم .و بعد دادن کارنامه و تمام
مشق ها : نوشتن فصل استعدلال و هندسه کتاب جو یا مجد . اگر هم ویدیو گذاشتن دیدن ویدیو

شیمی ۹۸/۹/۱۲

ما امروز در زنگ سوم شیمی داشتیم .اقای معتمدی وقتی با لشکری از هشتم ها وارد کلاس شیمی ما شد همگی ما تعجب زده و هیران اقای معتمدی را نگاه می‌کرد و دلیل این کارشان را ‌پرسیدیم وایشان گفتند :«به دو دلیل ۱ درس هایتان مشترک است ۲ هشتم ها با اقای ریاحی کلاس داشتند که ایشان بنا به دلایلی نیامدند ». ‌بعد ایشان شروع توضیح درباره ی اتم ها شدند . که وقتی توضیح هایشان تمام شد شروع به نوشتن سه سوال که یکی را در امتحان ورودی محمد باقر ،سادات و امام صادق داده بودند البته گفتند که اینها را من قبلا در سایت گفته بودم اما باز هم برا ی آنها یی که ندیدند می گویم . بعد از حل سوالات اقای معتمدی یک سوال سخت که تا حالا نگفته بودند گفتند ، گفتند . بعد از دقایقی اقای معتمدی سوال را حل کردند و به ما گفتند شما همه تان می توانید حتی در تیز هوشان قبول شوید اگر بعضی هایتان از اعتماد به نفستان بکاهید یا اضافه کنید . و زنگ خرد
هیچ مشق خاصی نداشتیم

کلاس تاریخ ۸/۱۴

سلام ما اول وارد کلاس شدیم وآقای نوری بعد از ما وارد کلاس شد ومهدی پور و ثالثی را صدا زد تا از هم سوال به پرسن وبعد هم رفتن سراغ درس .
گفت که صفحه ی ۱۲۰ را باز کنید
موضوع درس:
در زمان هخامنشی در یونان جنگ ها متعددی رخ گرفت فرماندی هخامنشی اسکندر مقدونی بود این جنگ ها بیشتر در اتن بود .اتن پایتخت یونان است که اسکندر مقدونی مدت کوتاهی توانست که یونان را تصرف کند ولی بعد یونان توانست که اتن راپس به گیرند.
پس از ان شکست هخامنش ضعیف شد وبعد اسکند رمقدونی به دنبال انتقام جوی رفت واین صفحه به پایان رسید وصفحه ی بعد در موضوع اشکانیان وبیرون بیگانگان است .
اشکانیان همان پارت ها هستن که درصفحه ی ۱۱۸پاراگراف سوم گفته بود .
موضوع بعدی ساسانیان آخرین حکومت ایران باستان است
ساسانیان ۴۰۰سال قبل از اسلام فعالیت کرد وبعد هم اعراب به ایران حمله کردن واسلام وارد ایران شد.

هندسه 4 آذر

سلام ما امروز در کلاس بودیم که اقای قزوینی هنوز نرسیده به کلاس برگه های امتحان راجلوی ما گذاشتند و ما شروع به جواب دادنکردیم . امتحان راحت بود اما نکته های بسیار زیادی داشت و ما بیشتر باید حواسمان به علامت های مثلث و خط ها در عبارت ها ی جبری می بود . کل امتحان سه سوال بود اولیش در باره دوران بود سوال دوم در باره ی نیم خط و خط و پاره خط بود و سوال سوم هم درست و غلط و جا خالی بود. . اقای قزوینی به ما برای امتحان 40 دقیقه وقت دادند و بعداز 40 دقیقه جواب را گفتند . بعد از گفتن جواب ها بیشتر بچه ها دلیل غلط نوشتن خود را ننوشتن علامت ها علام کردند . بعد این کار ها که دیگر وقتی نمانده بود اقای قزوینی شروع به صحیح کردن امتحان ها کردند که هنوز یک برگه هم صحیح نکرده بودند که زنگ خرد.
(با تشکر)

کلاس نگارش دوشنبه 11 آذر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس نگارش دوشنبه ی ما با ورود جناب آقای قزوینی به کلاس شروع شد بعد ایشان سوال های امتحان هفته ی گذشته را برای ما توضیح دادند و برگه ی این امتحان ها را به هرکس دادند ایشان از بچه ها خواستند که کتاب جویا مجد را نوشته شده روی میز بگذارند که هیچ کس ننوشته بود و ایشان گفتند حتما برای هفته ی بعد نوشته شده بیاورید و بچه ها قبول کردند . بعد از نداشتن کتاب جویا مجد آقای قزوینی به ما گفتند که کتاب ریاضی را روی میز بگذاریم که همه ی بچه ها گذاشتند روی میز چیزی از این قضیه نگذشته بود که لحظه ی موعود فرا رسید و کارنامه های دو ماهه مارا به ما دادند قیافه ی بچه های کلاس آن موقع دیدنی شده بود و همه نگران بودند که نمره شان بد نشده باشد بعضی ها خوشحال شدند بعضی ها غم آلود ولی در عوض بچه ها ایرادات خود را فهمیدند.
تکلیف : جویا مجد

کلاس زندگی دوشنبه 11 آذر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس زندگی دوشنبه ی ما به این صورت بود که آقای اخوان وارد کلاس ما شدند و درباره ی ارایه های کتاب تفکر از ما توضیح خواستند سرگروه هر گروهی بلند شد و گفت که در این مدت چه کارهایی انجام داده اند و آقای اخوان یا به او انتقاد کردند یا یه او یک نظر مفید وسازنده دادند بعد آقای اخوان گفتند به دلیل تعطیلی ها مکرر مدارس ارایه ی هر گروه یک هفته عقب می افتد. در ادامه ی کلاس آقای اخوان پرسیدند که هر کسی چه تعداد از فیلم های ورد را دیده است و وارد لپ تاب کردند بعد از یکی از بچه های کلاس خواستند که بیاید و برای بچه های کلاس چیز هایی را که دیده است ارایه کند او آمد و توضیح مفصلی در مورد فونت تخصصی ورد داد و آقای اخوان برای او نمره گذاشتند
تکالیف: مستند سازی ، دفتر زندگی ، آماده شدن برای ارایه ، برنامه ی هفتگی

زبان ۹۸/۹/۱۱

           IN THE NAME OF GOD                        سلام بچه ها???

امروز همون جور که قبل هم گفتم کلاس ها بر اساس نمرات عوض شد و خب ما این جلسه درس اول را خواندیم بعد درس درباره سلام و علیک کردن بود که درس سختی نبود و البته ما فهمیدیم که تین تو تین نه تنها کتاب نیست بلکه یک سایت اجتماعی مانند فیسبوک بوده و مردم در آن با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند.تنها مشکلی که بود یک کم فقط خیلی کم کلاس شلوغ بود و اون جور که باید و شاید از وقت استفاده نکردیم و آقای مهری این جلسه خیلی از ما راضی نبودند به خصوص از من?‍♂️?‍♂️?‍♂️

متاسفانه خودم هم قبول داشتم و خیلی حرف زدم و املای خیلی ساده ای هم گرفتند که کم ترین غلط بی‌غلط و بیشترینش نه غلط بود که به نظرم برای یک املای ۱۲ کلمه ای زیاد است خلاصه هر خوبی و بدی بود تمام شد و کلا روز خوبی بود.

زبان ۹۸/۹/۲

سلام امروز وقتی کلاس شروع شد آقای مهری شروع کردند به خواندن اسم بعضی از بچه ها و گفتند که آنها به کلاس یک بروند.خب راستش آنها کسانی بودند که امتحان را زیر ۱۵ شده بودند.بعد تعدادی از بچه های کلاس مسئولیت(آنها که بالای ۱۵ شدند)آمدند در کلاس ما و نشستند.آقای مهری کتاب را بیشتر معرفی کردند و توضیح دادند که البته اسمش همTeen 2 teen هست یا همان تین تو تین خودمان البته  به ما چند صفحه درس داده بودند ولی به آنها نه پس دوباره Listening ها را گذاشتند وشروع کردند به درس دادنبعد از چند صفحه درس دادن پنج دقیقه که از کلاس مانده بود شروع کردیم به بازی کردن بازی زیبایی بود و اولین بازنده اش هم حسین از کلاس ما بود.خب قرار بود به نفر اول مثبت بدهند ولی زنگ زود تر از انتظار خورد و ما در تمام کردن بازی ناکام مانده و از کلاس با خیال راحت بیرون رفتیم.

 

مهارت نجاری 9/9

سلام امروز بعد از دیدن رحل هایی که ساختیم رفتیم سراغ انواع چوب ،مثلا چوب گردو که برای ساختندمبل و صندلی و قاب تابلو فرش استفاده می شود ومحکم هست و به همین دلیل برای ساخت صندلی استفاده می شود. بعد گفتند که به نظر شما چرا داخل در ها ی خانه مقوا استفاده شده است؟ به خاطر اینکه باید در ها سبک باشند تا راحت باز و بسته بشوند. بعد در مورد تلفظ صحیح کلمه ممرز که یک نوع چوب است گفت وگو کردیم و بعد تلفظ آن را در گوگل پیدا کردیم . بعد در باره مقاوم سازی رحل ها بحث کردیم هرکسی نظری داد ولی بهترینش این بود که پایه هارا با زنجیر به هم وصل کنیم.
بعد گفتند که سه جلسه آینده را می خواهیم به ساختن کمد بپردازیم بعد طرف های مختلف کمد را کشیدیم و در آخر هم شکل سه بعدی آن را کشیدیم . وبعد تعداد تخته هارا بدست آوردیم که ده تکه تخته می خواستیم.بعد رفتیم اندازه تخته ها را به دست اوردیم ( باتشکر)

فارسی ۴ آذر

سلام
در درس فارسی امروز بهدلیل دیرآمدن آقای اخوان آقای مجیدی آمدند و کلاس فارسی را برگزار کردند . بعضی از بچه ها اعتراض کردند چون شعر را حقظ نکرده بودند و پیخواستند تا زنگ سوم حقظ کنند . ولی آقای مجیدی کوتاه نیامد و شعر را پرسید اکثر بچه ها بلد بودند . شعر از مثنوی مولوی بود . ودربارهی ما و خدا بود . بعد از پرسیدن شعر به سراغ نوشتن درس رفتیم که قرار بود آن را بنویسیم . و از تعداد کمی از بچه ها پرسیدند . بعد هم امتحان ها را به ما پس دادند و مشق را هم‌ روی تخته نوشتند و بعضی از بچه ها اعتراض کردند ولی آقای مجیدی گفتند اعتراض ها برای روزی دیگر و بعد هم خودشان به صورت گفتاری جواب های امتحان ها را گفتند .
در آخر سر هم صبحانه ی کلاسی خوردیم .

پیام های آسمان یکشنبه 3آذر

به نام خدا

سلام.با یکی دیگر از مستند ها درخدمتتان هستم.در این جلسه قرار بود درس را پیش ببریم.موضوع درس چند چیز بود.

1-نیکی به پدر و مادر

Image result for نیکی نکردن به پدر و مادر=دوزخ"

2-صدقه دادن

Image result for صدقه دادن"

3-خوش اخلاقی

Image result for نتیجه خوش اخلاقی مرد با خانواده اش در آخرت"

نیکی به پدر مادر:موضوع از این قرار بود که فردی در حال جان دادن بود ولی رفتار عجیب او این بوده که هر بار که به هوش می‌آمده با حالت ترس می‌گفته که کمکم کنید…نگذارید مرا ببرند…کمک کمک

Image result for ترس از مرگ"

وقتی پیامبر بالای سر او می آیند جوان می‌گوید:رسول خدا کمکم کنید…آن دو موجود ترسناک می‌خواهند مرا به دوزخ ببرند. کمک…کمک…

پیامبر به مادر او می‌گوید که از او ناراضی هستی؟مادر می‌گوید:بله پیامبر می‌گویند:او را ببخش تا خدا او را ببخشد.بلاخره دل مادر به رحم می‌آید و او را می‌بخشد.

صدقه دادن:شبی یکی از یاران امام سجاد ، امام را با توشه ای می‌بیند.

Image result for امام سجاد با توشه ای بر دوش"

علت این کار امام را می‌پرسد.امام می‌گویند:به سفر می‌روم.

فردای آن روز وقتی مرد امام را در شهر می‌بیند،می‌فهمد که منظور امام از سفر،سفر مرگ بوده و آن توشه غذا برای نیازمندان بوده است.

خوش اخلاقی:وقتی سعدبن معاذ از دنیا می‌رود پیامبر می گویند که او در غذاب است.مردم چون از معاذ به جز خوبی ندیده بودند تعجب کردند و علتش را پرسیدند.پیامبر گفتند که او با خانواده به خوبی رفتار نکرده و بخاطر همین در عذاب است.

بعد آقای فهامی گفتند که پنج آیه و تفسیر درباره جایگاه والدین و فعالیت صفحه54 و خودت را امتحان کن4 را بنویسیم و بیاوریم.خدانگهدار

پیمایش به بالا