آبان ۱۰, ۱۳۹۸

زنگ هنر۸آبان

آقا وارد کلاس شدند. بچه ها دیگر سر و صدا نمی کردند.???گفتند.چه کسانی مشق هایشان را ننوشتند. بعد یکی یکی آمدند و تکلیف هارا دیدند. بچه ها خیلی سر و صدا می کردند. گفتند دیگر کلاس را ادامه نمیدهیم، بچه به ببخشید گفتن افتادند. آقا هم بخشیدند. ولی گفتند دیگر مشق هارا نمی بینم.بعد گفتند یکی بیاید و اینجا  با ایستد. و بچه ها از رویش  شکلش را بکشید دوستم بعد از۱۵ دقیقه خسته شد و روی زمین افتاد. بچه ها دیگر نکشیدند. بعد آقا به یک کسی گفت که بلند شود و بگوید فرق درست کشیدن با زیبا کشیدن را بگه دوستم کامل جواب داد. آقا رفت و تکلیف های بقیه را دید و بعد سووووووووووووووووووووووووووووووووووت

درس نگارش چهارشنبه 8آبان

به نام خدا

سلام. با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم. آقای قربانی برای ما کتاب مفهومی خواندند. این کتاب توسط مردی آمریکایی نوشته شده است. این کتاب به صورت رمان نوشته شده است. البته داستان هایش از هم جدا است. آقای قربانی فقط چند تا از داستان های این کتاب را برای ما خواندند. داستان اول ازای قرار است که : سه خواهر فضایی در سیاره ای زندگی می کردند.

دو تن از این خواهران شاداب

Image result for موجودات فضایی مهربون

ولی یکی از آنها خشک و بی روح بود.

Image result for موجودات فضایی مهربون

مردم خواهران شاداب را دوست داشتند. بنابراین خواهر شیطانی که حسودی اش می شد ، می خواست خواهران خودش را به گند بکشد. پس دست به هر کاری می زد. او سلاح های جنگی می ساخت. از مسلسل گرفته تا تفنگ تک تیر انداز.

Image result for تفنگ اسنایپر"

مردم علاقه ی زیادی به این وسایل داشتند. هرچه سلاح های او پیشرفته تر می شد بیشتر طرف دار پیدا می کرد. دیگر کسی آن دو خواهر را دوست نداشت و این خواهر حسود به هدفش رسید.

Image result for خنده شیطانی"

بعد از این داستان آقا چند داستان دیگر خواند و کلاس تمام شد. خدانگهدار

 

کلاس مهارت تیر اندازی پنجشنبه 9آبان

به نام خدا

باسلام. با یکی دیگر از مستندها در خدمتتان هستم. اول از همه آقای ناصری برای ما مبحث تیر اندازی را مرور کردند. البته با جزئیات بیش تر توضیح دادند. حرف هایشان درباره ی تفنگ بود و تطبیق روزنه ی دید، مگسک و صد البته خال سیاه بود. درباره ی طرز حالت گیری گفتند که برای این پا را به اندازه ی عرض شانه باز می کنیم که تعادل ما حفظ شود. سپس آزمایشی در این مورد انجام دادند. آزمایش این گونه بود که بای چشم هایمان را می بستیم و با پای جفت به مدت سی ثانیه ثابت می ایستادیم. آقای ناصری گفتند که اکثرمان بدنمان تکان می خورد. سپس اول پنج نفر پنج نفر بدون تیر تمرین کردیم و بعد هر کسی می خواست وایساده تیر بزند وایساده تیر زد و هر کسی هم که خواست نشته تیر بزند.

Image result for تفنگ مسابقات تیراندازی

قرار بر این شد که در جلسه ی بعدی که آخرین جلسه است شرط بندی کنیم. البته در تیر اندازی شرط بندی حرام نیست. خدانگهدار

کلاس هندسه 6 آبان

مشق و فیلم

تقریبا همه ی بچه ها ی کلاس مشق را انجام داده بودند اما باز هم آقا ی قزوینی به برنامه ی خود نرسیدند.در فیلم هم آقا ی قزوینی راجع به زاویه حرف زدند. بعضی از بچه ها به دلیل عضو نبودن در گروه هانتوانستند فیلم را ببینند پس آقا ی قزوینی راجع به روش ها ی دیدن فیلم را توضیح دادند.

در کلاس

در کلاس ما باید تا آخر صفحه ی چهل هفت حل می کردیم تما ما تا آخر صفحه ی چهل و شش حل کردیم. از قبل ما فعالیت صفحه ی چهل و چهار را فقط حل نکرده بودیم.

توضیح ها

آقا ی قزوینی در کلاس راجع به مفهوم زاویه،نوع نام گذاری آنها،حالت هایی که زاویه به وجود می آید و مکمل و متمم حرف زدند.

برا ی جلسه ی بعد

برا یجلسه ی بعد هیچ مشقی نداریم چون درس را تمام نکردیم مشقی نداری نه باید فیلم ببینیم نه مشقی برای نوشتن داریم.

ورزش شنبه 4ابان

روز شنبه 4آبان زنگ سوم تمام شد ومانه به حیاط رفتیم وبه خاطر بی نظمی بچه‌ها با بیست دقیقه تآخیربه سوی ورزشگاه حرکت کردیم. درورزشگاه آقا همت گفت هرکس میخواهد فوتبال بازی کند پیش آقا تهرانی برودوهرکس می خواهد پینگ پنگ بازی کند به اتاق پینگ پنگ برود.این هفته نسبت به هفته ی پیش تعداد کسانی که به پینگ پنگ آمدندبیشتر شده بود. هنوز ساعت به دو نرسیده بود که آقای همت سوت را زد. همه بچه‌ها خیلی ناراحت شدن و به آقای همت و تهرانی اعتراض میکردند.این اعتراض ها ادامه داشت تا آقا همت عصبانی شد و با فریاد گفت یک ذره بهتون رو دادم پرو شده آید. همه بچه ها ترسیدند وبعد به صف شدند و به سوی مدرسه راه افتادند

پیمایش به بالا