آذر ۱۶, ۱۳۹۸

کلاس تاریخ ۸/۱۴

سلام ما اول وارد کلاس شدیم وآقای نوری بعد از ما وارد کلاس شد ومهدی پور و ثالثی را صدا زد تا از هم سوال به پرسن وبعد هم رفتن سراغ درس .
گفت که صفحه ی ۱۲۰ را باز کنید
موضوع درس:
در زمان هخامنشی در یونان جنگ ها متعددی رخ گرفت فرماندی هخامنشی اسکندر مقدونی بود این جنگ ها بیشتر در اتن بود .اتن پایتخت یونان است که اسکندر مقدونی مدت کوتاهی توانست که یونان را تصرف کند ولی بعد یونان توانست که اتن راپس به گیرند.
پس از ان شکست هخامنش ضعیف شد وبعد اسکند رمقدونی به دنبال انتقام جوی رفت واین صفحه به پایان رسید وصفحه ی بعد در موضوع اشکانیان وبیرون بیگانگان است .
اشکانیان همان پارت ها هستن که درصفحه ی ۱۱۸پاراگراف سوم گفته بود .
موضوع بعدی ساسانیان آخرین حکومت ایران باستان است
ساسانیان ۴۰۰سال قبل از اسلام فعالیت کرد وبعد هم اعراب به ایران حمله کردن واسلام وارد ایران شد.

فارسی۱۱آذر

سلام
در درس فارسی به دلیل نیامدن آقای مجیدی ، آقای قربانی آمدند اول مشق های همه ی بچه هارا چک کردند . مشق ما این بود که معنی شعر توفیق ادب را باید مینوشتیم و برای روز دوشنبه می آوردیم بعد هم خودشان شروع کردند به گفتن معنی کلمات شعربا بهاری که میرسد از راه را گفتند تا بیت چهار این شعر را هم معنی کردند و بعد هم مسعو لانه پهن کردن سفره ها در آن روز رفتند و سفره را آوردند تا صبحانه ی کلاسی بخوریم و بعد هم آقای خطیبی فرد کتابی از انتشارات مچ آلبوم معرفی کردند

هندسه دوشنبه 11اذر

آقای قزوینی وارد کلاس شدند و بلا فاصله بچه ها سراغ امتحان ها را از او گرفتند. آقای قزوینی حضور و غیاب کرد و بعد درباره ی امتحانات با ما صحبت کرد و گفت :از امتحاناتتان اصلا راضی نیستم چون که بیشتر کلاس خراب کرده بودند به غیر از 3.4نفرو بعد هم گفت :کسانی که زیر چهار شده آن بد بوده اند وکسانیکه زیر سه بوده اند افتضاح بودند و باید یک فکری به حال خودشان بکنند. آقای قزوینی برگه های امتحان را به بچه ها داد. بچه‌ها اعتراض داشتند که برگه هایشان درست صحیح نشده است.  آن قدر بچه ها اعتراض کردند تا آقای قزوینی مجبور شد فریادی بکشد تا همه بچه‌ها سر جایشان بنشینند.اقای قزوینی سوال های امتحان را کامل وارسته پای تخته حل کرد.بچه ها بازم اعتراض داشتند و لی آقای قزوینی به آن ها گفت:زنگ تفریح بیابند آقای قزوینی گفت: تکلیف ها را بگزارید روی میز تا آن هارا چک کنم.اقا مشق ها را چک کرد وگفت:کلا نه نفر مشق داشتند و بقیه مشق ننوشته بودند پس جریمه میشوند

فیزیک چهار شنبه 13اذر 98

سلام امروز اه وارد کلاس شدند از روی لیست یکی یکی بچه ها را صدا زدببند و کتاب خیلی سبز هر نفر که باید هل می کرد را دیدند بعد که مال همه را دیدند احسان پور و اسماعیلی و دهقان که نبودند از راه رسیدند مال انها را هم چک کردند امدند پای تابلو که درس را شروع کنند ولی من یاداوری کردم که باید مافت و جابجایی منزل تا مدرسه را پیدا می کردیم اقا دوباره مال همه ا چک کردند تعداد کمی نوشته بودند ولی خوب اقابرای همه منفی ومثبتش را گذاشت دگیر بلاخره رفتیم سراغ درس در ادامه درس قبل که مسافت و جابه جایی بود جملاتی گفتند و انها را توضیح دادند

در حرکت مستقیم مبدا تا مقصد مقدار جابجایی با مسافت طی شده برابر است.

اگر مبدا و مقصد یکی باشد جابه جایی ان صفر است

بعد گفتند که می خواهم کلمه کار را در فیزیک برای شما بگویم

کار:اگر نیرویی باعث جابهجائی جسم در راستای خودش شود ان نیرو کار انجام داده است     کار(j)=نیرو(n)*جابهجائی(m)

بعد هم دو مثال هل کردیم و روی انها بحس کردیم

مشق ها

هل 10 سوال از خیلی سبز فصل 8

فرهنگ وهنر ۱۳ / ۹/ ۱۳۹۸

آقا نیمه ی اول کلاس را در مورد ادب کردن در برابر بزرگتر گفتند،

ودربارء شخصیت حرف زدند و چند فرگه در بله میگذارند که در مورد

شخصیت وآداب حرف زدن و ادب هست که آقا از آن امتحان میگرد

و۴ نمره تعسیر دارد.

وآقا در نیمه ی دوم کلاس دربارء اسکیس حرف زدند.

وتکلیف این است که اسکیسی در مورد مهمانی باشد.

 

کلاس شیمی دوشنبه 11آذر

درکلاس شیمی یک امتحان 20 قیقه ای از فصل3 خیلی سبز یعنی اتم ها داشتیم که حدود هفت سوال بود واینکه روش حل کردن اکثر سوال ها راحت بود برای مثال به طور خلا صه یک اتم M که یک عدد آن 39 ودیگری 19 که باید 39 را از19 کم می کردیم واینکه ام بعضی از بچه ها با آقای معتمدی مو قع امتحان خیلی صحبت می کردند بعد امتحان معلم صحبت غیر درسی با ما داشت واینکه همیشه هم از بحث درس به شوخی کردن می رسد وبعد از اینکه خودش می گفت در باره ی شو خی ها واینکه نباید زیاد از حد شوخی کنیم بعد هم آقای مجیدی مقداری قرص ویتا مین Dآورد وسپس کار نا مه ها  که دیکر بچه ها با آ آقای مجیدی گفت وگو می کردند و نظرات خودشان را می گفتند و صحبت از عادلانه ونا عادلانه بود که به همین دلیل درس شیمی در کل حدود 30 دقیقه بود وکلاس به پایان رسید

9 اذر 1398 ادبیات فارسی

                                                                                             به نام خدا

معلم ادبیات سرکلاس امد و چون که بعضی از بچه ها غایب بودند ویا شعر را که به ما تکلیف داده بود حفظ نکرده بو دند  به ان ها وقت داد تا  اخر زنگ حفظ کرده  ونمره  خود را بگیرند . وبعد از ان به ما درس نسل اینده ساز  رادرس داد وگفت که  (نوشتن) درس نسل اینده ساز را بخوانیم وبه سوالات ان پاسخ دهیم  

                    Image result for ‫نسل اینده ساز صفحه دوم و سوم‬‎Related image                    یکی از دانش امو زان (نوشتن )را خواند و به جواب ها پاسخ داد    بعد از ان  علی زر گر باشی بلند شد و از معلم اجا زه گرفت و شعری که حفظ کرده بود را خواند  ولی درس نخواند وباید باز هم تمرین می کرد  بعد از ان وقتی که دقایق  اخر کلاس بود  معلم ادبیات گفت که چند نفر بروند و صفره ها را بیاورند  تا صبحانه را درکلاس بخوریم  صفره ها را  اوردند و  پهن کردند تا صبحانه را میل کنیم  وقتی که  صبحانه  تمام شد  زنگ  تفریح بود  وکلاس ادبیات تمام شد                         

فیزیک/ چهارشنبه/۹/۱۳

وقتی آقای صیاد زاده وارد کلاس شدند اول از همه مشق ها را دیدند مشق ها این بود که سوالات فصل دو سوال های زوج خیلی سبز و مسافت طی شده و جابه جایی را از خانه از مدرسه را حساب کنیم بعد از دیدن تکالیف اقای صیاد زاده گفتنددچون دو هفته تعطیلی به ما خورده مجبوریم درس را سریع تر بریم جلو اقای صیاد زاده درس را شروع کردند درس در مورد همان جابه جایی مسافت بود
نکته:اگر حرکت مبدا تا مقصد مستقیم باشد جابه جایی با مسافت طی شده برابر است
نکته:اگر نبدا مقصد یکی باشد جابه جایی صفر است
کار:اگر نیرو باعث جابه جایی حسم در راستای همان نیرو شود ان نیروی جسم کار انجام داده است

                                      جابه جایی×نیرو=کار

J    =    m×      N

بعد آقای صیاد زاده چند مسئله نوشتند

مثال:با نیروی ۱۰ نیتون صندلی را ۲متر جابه جا کردیم نیرو من چقدر است؟

مثال:علی وزنه ی چهار نیتون را از روی زمین بر روی میز با ارتفاع ۸۰ سانتی متر کرد کار علی چقدر است؟

شیمی ۹۸/۹/۱۲

ما امروز در زنگ سوم شیمی داشتیم .اقای معتمدی وقتی با لشکری از هشتم ها وارد کلاس شیمی ما شد همگی ما تعجب زده و هیران اقای معتمدی را نگاه می‌کرد و دلیل این کارشان را ‌پرسیدیم وایشان گفتند :«به دو دلیل ۱ درس هایتان مشترک است ۲ هشتم ها با اقای ریاحی کلاس داشتند که ایشان بنا به دلایلی نیامدند ». ‌بعد ایشان شروع توضیح درباره ی اتم ها شدند . که وقتی توضیح هایشان تمام شد شروع به نوشتن سه سوال که یکی را در امتحان ورودی محمد باقر ،سادات و امام صادق داده بودند البته گفتند که اینها را من قبلا در سایت گفته بودم اما باز هم برا ی آنها یی که ندیدند می گویم . بعد از حل سوالات اقای معتمدی یک سوال سخت که تا حالا نگفته بودند گفتند ، گفتند . بعد از دقایقی اقای معتمدی سوال را حل کردند و به ما گفتند شما همه تان می توانید حتی در تیز هوشان قبول شوید اگر بعضی هایتان از اعتماد به نفستان بکاهید یا اضافه کنید . و زنگ خرد
هیچ مشق خاصی نداشتیم

هندسه ۹۸/۹/۱۱

سلام ما در تاریخ ۹۸/۹/۱۱ کلاس هندسه داشتیم . معلم وقتی با دست شکسته یا ترک خرده وارد کلاس شدند ، همه بچه ها یا حداقل بیشتر بچه ها به جای اینکه از احوال دست ا ز احوال دست آقا جویا بشوند ، از نمرات امتحان پرسیدند، که این کاملا طبیعی است . و بعد اقای قزوینی هر نفر را صدا میزد و برگه ی امتحانش را به او میداد . نمرات از پنج بود که بالا ترین آنها محمد امین ربانی بد بعد طاها صیادی یعنی خودم و بعد تجویدی و شیرانی بودند . و بعد اقای قزوینی گفتند هر کس پایین سه شده است واقعا درسش ضعیف است و باید خودش را اصلاح کند ، هرکس پایین چاهار شده است آن هم نمره ی خوبی نیست و باید خود را تغییر دهند و بالای چاهار هم خوب است . ‌بعد شروع کردند به گفتن دوباره ی جواب امتحان ها و گفتند من اینبار علامت هارت غلط نگرفتم اما بار بعد غلط میگیرم . و بعد بچه ها از اقای قزوینی خواهش کردند نمرات کار نامه هم بگوید . که اقای قزوینی گفتند :« چند دقیقه ی دیگر می اید و میبینید » و بعد شروع کردند به دیدن تکلیف ها که فقط خودم نوشته بودم .و بعد دادن کارنامه و تمام
مشق ها : نوشتن فصل استعدلال و هندسه کتاب جو یا مجد . اگر هم ویدیو گذاشتن دیدن ویدیو

پیام های آسمانی شنبه9آذر

به نام خدای مهربون

سلام . با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم . اول از همه آقای فهامی فیلمی به نام دلقک که اثر بهمن فرید بود را برای ما گذاشتند.

داستان فیلم اینگونه بود که : یک دلقک سر برنامه ی اجرایش خبر فوت مادرش را به مردم می دهد و انتظار دارد که مردم ناراحت شوند . اما برعکس انتظارش مردم نه تنها ناراحت نمی شوند بلکه به او می خندند . در حالیکه فوت مادر دلقک واقعی و حرف جدی بوده است . او سعی می کند به مردم بفهماند که این حرف خارج از شوخی است اما مردم فکر می کنند که این حرف جزو نقش او است . بنابراین حرف او را باور نمی کنند . دلقک هر کاری می کند تا مردم حرفش را جدی بگیرند ولی نمی تواند . پس صحنه را ترک می کند و از سیرک خارج می شود .

آقای فهامی از ما خواستند که مفهوم این فیلم را بنویسیم . بعد از گرفتن برگه ها نظرشان را دادند و گفتند : به نظر من مفهوم این فیلم این است که هر آدم با رفتارش دید مردم به خود را می‌سازد . بعد بچه ها نظرهایشان دادند و زنگ خورد . البته بگویم که مشق این جلسه این بود که خودت را امتحان کن سه را بنویسیم . خدانگهدار

عربی98/9/9

                                                    به نام خدا                                                                                                            اقای شیرنشان واردکلاس یک شدندوگفتند:چنددقیقه کتاب رابخوانیدوسریع مرورکنیدمیخواهم کوئیز بگیرم.بعدازاینکه همه یک مرورکردنداقای شیرنشان گفتند:کتاب هاراببندین وبرگه بگذارین.بعدسوال های کوئیز راگذاشتندروی تابلووده دقیقه وقت دادند.سوال هااسان بودوراحت3نمره رامیتوان گرفت.بعدازکوئیزاقای شیرنشان طبق گفته ی شان پرسش کلاسی هم کردند.ازچندنفرپرسش کلاسی کردندویکی ازانهااقای مزروعی بودکه اخرپرسشی که اقای شیرنشان ازاومیگرفتنداقای مزروعی از اقای شیرنشان یک سوالی پرسیدندکه اقای شیرنشان کلی فکرکردندبعدجواب اقای مزروعی رادادند.بعداقای شیرنشان گفتند:کتاب های عربی رابازکنیم وتکالیف راگفتندکه تمرین یک صفحه ی39رادرکتاب بنویسیم وتمرین3و4صفحه ی40رادرکتاب بنویسیم.وزنگ خورد.امایک تفاوت بودکه کتاب های مکالمه ی(سندبادالعربی)راکارنکردیم                                                                                                                                                                                                                                                                                              پایان

هندسه دوشنبه 11-9-98

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

به نام خدا

امروز روز هیجانی انگیزی بود چون هم کارنامه ها را می دادند وهم جواب های امتحان هندسه . همه ی بچه ها دور اقا بودند که بفهمند امتحانشان را چه کار کردند امتحان از 5 نمره بود.اقای قزوینی تک تک برگه ها را به بچه ها دادند که خیلی ها ناراضی وخیلی ها هم اعتراز داشتند بعد اقای قزوینی یکی یکی سوال ها را حل کردند بعضی از اعتراز ها تمام شد . اقای قزوینی تذکری جدی به انهایی که نمره ی پایین تر از 3 اوردن دادندوکمی هم توضیح دادند مثلا گفتند باید سوال های بیشتری انجام دهند یا ار در همین وعض باشند برایشان درس خواند سخت میشود و نمره ی پاین ترم هم کم می شود.بعد رفتیم سر مشق ها که باید صفحاتی از جویا مجد می نوشتیم که 9نفر از 18 نفر یعنی نصف کلاس نیاورده بودند

بعد هم زنگ خورد زنگ اخر هم کارنامه ها را دادند. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

هندسه دوشنبه 20-8-98

به نام خدا 

 

اقای قزوینی وارد کلاس شدند وگفتند که در گروه هندسه ی همت عضو بشوید در پیام رسان بله بعد هم خبر امتحان هفتهی اینده را دادند کتا اخر همان جایی است که خواندید یعنی زاویه ها .

سپس بچه ها شروع به سر وصدا کردند که بعد هم ارام شدند رفتیم سر درس .اول به من گفتند که بیا و مسیله را حل کن پس از من چند نفر دیر هم امدند و سوال حل کردند .وقتی سوال ها تمام شد اقای قزوینی به احسان پور که فنیار کلاس است گفتند که برود اسپیکر را بیاورد اما اسپیکر خراب بود برای همین نتوانستیم فیلم هندسه که اقای قزوینی هر هفته می گذارند را ببینیم .

دوباره بچه ها شروع به شلوغ کردن و مزه پراندن کردند که کاری از دست اقای قزوینی بر نمی امد همان طور که بچه ها شلوغ می کردند اقای قزوینی برای امتحان توضیح دادند و کمی هم رفتیم سر فصل بعد که درباره ی تبدیلات هندسه بود.

 

 

 

 

هندسه 4 آذر

سلام ما امروز در کلاس بودیم که اقای قزوینی هنوز نرسیده به کلاس برگه های امتحان راجلوی ما گذاشتند و ما شروع به جواب دادنکردیم . امتحان راحت بود اما نکته های بسیار زیادی داشت و ما بیشتر باید حواسمان به علامت های مثلث و خط ها در عبارت ها ی جبری می بود . کل امتحان سه سوال بود اولیش در باره دوران بود سوال دوم در باره ی نیم خط و خط و پاره خط بود و سوال سوم هم درست و غلط و جا خالی بود. . اقای قزوینی به ما برای امتحان 40 دقیقه وقت دادند و بعداز 40 دقیقه جواب را گفتند . بعد از گفتن جواب ها بیشتر بچه ها دلیل غلط نوشتن خود را ننوشتن علامت ها علام کردند . بعد این کار ها که دیگر وقتی نمانده بود اقای قزوینی شروع به صحیح کردن امتحان ها کردند که هنوز یک برگه هم صحیح نکرده بودند که زنگ خرد.
(با تشکر)

پیمایش به بالا