هفتم مسوولیت
در کربلا ۱
قسمتی از مسیر را با ماشین و حدود ۲۰ کیلومتر را هم پیاده طی کردیم بعد از پیاده روی به شهر کربلا رسیدیم درخودشهر کربلا حدود ۵ کیلومتر مسافت را پیاده طی کردیم تا به بین الحرمین رسیدیم به اقا سلامی عرض کردیم و بعد هم بسمت حرم حضرت ابوالفضل از دور سلام دادیم و اذن دخول گرفتیم بعد به محل قرار خود که ازقبل با مادر جان خود گذاشته بودیم رفتیم قرار ما درب خیمه گاه بود ولی چون خیمه گاه چند درب ورودی وخروجی داشت دچار سردرگمی شدیم ولی بالاخره پس از مدتی همدیگر را پیدا کردیم مادر وخواهرم به سمت اسکان خواهران رفتند ولی برای من و پدرم جا نبود برای همین ما به یک موکب عراقی دعوت شدیم و شب را انجا در بام طبقه چهارم سپری کردیم برایم سخت بود ولی به عشق امام حسین شب را بسر بردیم
کلاس پنج هفتم مسئولیت
به نام خداوند جان خرد
مسئولیت های کلاس پنج
مسئول اجراعی گذاشت ساعت گذاشتن میز معلم
ابراهیمی_حبیبللاحیان
مسئول نظافت شامل خالی کردن سطل _جارو کشیدن _جمع کردن اشغال های بزرگ
دهقان _ریاحی_افشار
مسئول تزئینات شامل زیبا کردن محیط کلاس برچسب چسباندن به قفسه ها
اسدی _زرگر باشی
مسئول جمع و گذاشتن صندلی ها و صف های نماز
احسانپور_اسماعیلی
گروه نو اندیشان
زیست سه شنبه ۲۳ مهر
این هفته ما با اقای ریاحی کلاس داشتیم ولی چون به کربلا رفته بودند دو کلاس با هم مخلوط شدند و اقای معتمدی به دو کلاس درس داد موضوع ای جلسه جشواره خوارزمی بود که این جشواره در اینده به کمک ما می اید مثلاً در ثبت نام مدرسه و فقط در سال هفتم می توان در این جشواره شرکت کرد ۲ هفته دیگر امتهانی از ما گرفته می شود که این امتهان از فایل ها و فیلم هایی است که ما باید از مدرسه دریافت کنیم و ان ها را بخوانیم و ببینیم تا امتهان خوبی بدهیم از مدرسه ما ۲ الی ۴ نفر برتر امتهان به جشواره می روند رشته های این جشواره
تصویر خوانی یعنی از روی تصویری انشای خوبی بنویسیم و خوب به خوانیم
تحقیق یعنی باید مسئله ای را انتخاب و در باره ان بنویسیم
کار باسازه یعنی باید سازه ای بسازیم که قیمتش کمتر از بازار باشد و به دردبخر باشد و حتما باید خودت درست کرده باشی چون باید ان را خراب کنی و دوباره بسازی
بعد دیتا شو را روشن کردیم و می خواستیم فیلم را ببینیم اما فیلم پخش نمی شد پس به سراغ فایل ها رفتیم و اقای معتمدی روی فایل ها توضیح هایی دادند و گفتند بعضی سوالات هستند که راهت اند ولی باید حواس جمعی داشته باشیم تا بتوانیم این سوالات را حل کنیم
به سراغ فایل دوم رفتیم که در رابطه با وسایل ازمایشگاهی بود گفتند که باید به روی وسایل دقت کنیم و دست پاچه نشویم تا وسایل را هم درست جواب بدهیم
علامت مربع سفید نشانه پیرکس بودن ضرف است یعنی این ضرف نشکن اسنپت
شیمی 1398/7/22
ساعت 13.30دقیقه که وارد کلاس شدیم یکی ازبچه هاکه خودم بودم یک نمونه ازسنگ کلیه راآورده بودم.
وبعد معلم درباره ی قدرت زیاد پوست انسان برای ما توضیح دادند.
وبعد نماد شیمیایی و فورمول شیمیایی رابرای توضیح دادند.
خداحافظ
عربى ٢٠مهر ماه
به نام خدا
امروز در کلاس عربى ما تجربه جدیدى به دست آوردیم. چون وقتى وارد کلاس شدیم،آقاى شیر نشان به ما گفتند که صندلى ها را دور تا دور کلاس و به صورت گروهى بچینید. بعد از چیدن، آقاى شیر نشان به ما گفتند که ١٠ دقیقه فرصت دارید از درس اول تا درس دوم رابخوانید. چون مى خواهیم یک کوییز به گیرم. بعد از ١٠ دقیقه آقاى شیر نشان امتحان را آغاز کردند. امتحان ۵ نمره اى بود و دو سوال ٢/۵ نمره اى داشت . معلم به ما گفتند که یک برگه سفید را برداریم و روى میز گزاریم و سوال ها را از ُورد، در دفتر بنویسیم وجواب آن را جلوى آن بنویسیم. بعد از ١٠ دقیقه آقاى شیر نشان برگه هارا گرفتند و جمع کردند. بعد از امتحان آقاى شیر نشان CDسندباد العربى را گذاشتند. ما در CD خوشحالى و ناراحتى دزد و پلیس، ملوان، پدر ومادر را یاد گرفتیم. وبعد زنگ خورد وهمه بیرون رفتند.
نتیجه:ما از این کلاس نتیجه گرفیم که از درس اول تا جایی که درس داده شده بخوانیم. چون ٢٠ دقیقه ى اول هر جلسه آقاى شیر نشان امتحان از ما مى گیرد.
درس قران 18مهر
بسم الله الرحمان الرحیم
اقا وارد کلاس شد به بچه ها گفت کتاب قران را باز کنید و انس باقران در خانه شروع کنید به خواندن صفحه ی 14و18 راحل کردیم البته بعضی از بچه ها حل نکرده بودند بعد اقا درباره نوشتن تکالیف گفت بچه ها هفته بعدی تکالیف کامل باشد و نقصی نداشته باشداقا روی تابلونوشت این حروف بچه معنا اشت
ک
کم
ه
هم
روی تابلو نوشت و به ایلیا واحد گفت خب معنی این ها را بگو اما واحد بعد از چند ثانیه مکس نتوانست جواب بدهد و خودم جواب را دادم جواب شد ک به معنای تو اما بقیه حروف را خود اقا جواب داد کم به معنای شما و ه به معنای او و هم به معنای ان ها اقا گفت به مدت 10 دقیقه صفحه 20 و 21 را به خوانید البته ارام
10 دقیقه گذشت اقا گفت بسم الله اقای افشار شروع کن خواند
اقا حاجی احمدی گفت بچه ها با من تکرار کنید ما با اقا تکرار کردیم اقا گفت اقای احسان پور به خوان احسان پور خوهند اما اقا دوباره به بچه ها گفت بامن زمزمه کنید تکرار کردیم ناگهان دیدیم اسدی و واحد دارند دعوا می کنند ولی اقا بحث را تمام کرد در لیست از شماره1تا5 گفت به خوانید و زنگ خورد
پایان
اجتماعی ۱۸/۰۷/۹۸
وقتی معلم وارد کلاس شد بچه ها از او پرسیدند که چرا به درس اجتماعی علاقمند شدند و معلم جواب داد : من از بچگی به درس اجتماعی علاقه داشتم چند دقیقه بعد یکی از بچه ها درباره ی حقوق انسان ها متنی از کتاب خواند . بعد از آن متن چند جمله در پایین کتاب درباره ی مسئولیت نوشته بود و معلم دو سوال گفت: مسئلیت را تعریف کنید و سوال بعدی افراد در نقش های مختلف چه مسئولیت هایی دارند . بعد فعالیتی درباره ی مسئولیت حل کردیم بعد درباره این آیه صحبت کردیم: این فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند که آیا شکر می کنم یا کفر می ورزم ؟ ما درباره ی نعمت های خداوند و شکرگذاری او صحبت کردیم و معلم سوالی کرد : منظور از شکرگذاری چیست ؟ بعد از آن متن چیزی خواندیم که خیلی جالب بود و آن متن درباره ی این بود که نسبت به خودمان هم مسئول هستیم و خواندیم که چه وظیفه ای درباره ی محافظت از میهن داریم . وقتی داشتیم در قسمتی از کتاب نوشته بود که بسیج دانش آموزی چه اردوهایی می برند و چه کارهایی انجام می دهند . بعد معلم متنی به ما نشان داد که ما حتی در قبال محیط زندگی خود و عالم آفرینش مسئول هستیم .
معرفی خود
سلام
من امین قربانی هستم. در ۲۵ آبان سال ۱۳۸۵ به دنیا آمدم و الان حدود ۱۳ سال دارم. خانواده ما پنج نفره است و من کوچکترین فرزند خانواده هستم. من یک برادر و یک خواهر دارم که هر دو ازدواج کرده اند و بچه دارند. من خیلی خوشحال هستم که در این سن مزهشیرین دایی و عمو بودن را چشیده ام.
من به کشاورزی علاقه خاصی دارم و فروش کاشت برنج را بلدم. تا به حال چند سال در کاشت برنج به پدرم کمک کرده ام. دوست دارم در آینده تاجرشوم. من به تاریخ و علوم علاقه دارم. همچنین دوستدارم نویسنده داستانهای تخیلی شوم.
کلاس زبان۱۷مهر
آقای سم بلا فاصله املا گفت وگفت ABC… را بنویسید وتک تک خواست از روی درس یک بخوانیم و خودش از روی صفحه ۷و۸ را خواند
صفحه ۹ که تمرین ۱ گوش کردن وبعد نوشتن بود قسمت گوش دادن را انجام ندادیم وبرای حل کردن سوال کلی وقت گذاشتیم و نتونستیم حل کنیم چون سی دی را نداشتیم و بعد حل کردن کل صفحه ۹ زنگ خورد
فیزیک 1398/7/18
امروز اقای صیاد زاده نیامده بود و برای همین بچه ها در کلاس حرف میزدند و بازی میکردند چند دقیقه گذشت . مادر یکی از بچه ها امد صدای بچه ها خاموش شد . اقای اخوان امد ماتعجب کردیم وبه او گفتیم مگر شما معلم فیزیک هستید . او گفت اقای صیاد زاده نیستند بنا بر این من معلم شما هستم کتاب را باز کرد و ازما پرسید که کدام فصل هستید ماهم جواب را دادیم وبه او گفتیم که فصل اندازه گیری هستیم . ودر همین حال زنگ به صدادر امد
تاریخ ١١مهر ماه
کلاس تاریخ بود. همه بچه ها وارد کلاس شدند و معلم هم پشت سر آن ها وارد کلاس شد. ما از آقاى نورى پرسیدیم که این جلسه از ما سوال مى پرسید آقاى نورى گفتند که من از صحبت هاى جلسه قبل سوال مى پرسم. بعد آقاى نورى ١٠دقیقه ى اول کلاس را از آقیان عباس پور، احسان پور و حاجى زرگر باشى سوال پرسیدند ولى به دلیل کم درس دادن در هفته قبل نتوانستند بیشتر درس به پرسند. بعد از پرسش آقاى نورى گفتند که درس ١٧را بخوانید چون مى خواهم چند نفر راصدا بزنم تا کنفرانس دوس١٧رابه دهند. بعد از خواندن چند نفر مانند آقاى مزروعى، زمانیان و نظرى درس١٧را کنفرانس دادند بعد از کنفرانس این چند نفر آقاى نورى خودشان درس ١٧را درس دادند و بعد زنگ به صدا در آمد و همه بچه ها از کلاس بیرون رفتند
زیست سه شنبه 1398/7/16
اقای میرزاخانلو به جای اقای معتمدی امدند و راجب گم شدن وسایل کارخوبی نبودن ور داشتن وسایل بچه ها و حل شدن دوستان این مسئله و گذاشتن کیف ها در قفسه برای این که این طور اتفاقات نیفتد اقای معتمدی امدند و راجب نمک که اب را جذب می کند و مثلاً چیپس های ترد از قبل در اب نمک خوابیده است و بعضی بچه ها که این چیپس ها را درست کرده بودند ان ها از دیشب تا صبح تردی خود را از دست داده بود و برای بچه ها سوال بود که چرا پس چیپس های کارخانه ای این طوری نمی شود؟ اقای معتمدی گفتند که در پاکت های چیپس های کارخانه ای فقط گاز نیتروژن است برای همین انها روغن پس نمی دهند و در ادامه کار بذاغ دهان که لیز کردن غذا است و طعم گوشت که طعمی به نام اومامی دارد کار زبان که جا به جا کردن غذا است و می گفتند که این خیلی خوب است که شما برای هر بخش کتاب علومتان یک معلم دارید
انسان سه نوع دندان دارد چون همه چیز خوار است ۱-پیش ۲-نیش۳-اسیاب گوشت خواران فقط نیش دارند برای این که نیازی به پاره کردن دارند گیاه خواران پیش و اسیاب دارند پیش برای کندن گیاهان و اسیاب برای نوش خوار که مکانیزم دفاعی است
و بعد درباره گرگ ها که چه موجوداتی هستند صحبت کردیم و نجات پارک استون توسط گرگ ها که ان پارک که خشک شده بود با برگشت گرگ ها انجا اباد شد پشه مگس موجودات تجزیه کننده اند و زیبا بودن سنگ کلیه
نوزاد انسان تنها بچه ای است که می تواند هم غذا بخرد و هم نفس بکشد برای همین باد همراه غذا وارد معده می شود و مادر با فشار به کمر نوزاد باد را خارج می کند
عربی 16مهر ماه
بچه ها وارد کلاس شدند و صندلی ها را به صورت گروهی چیدند وبعد معلم وارد کلاس شد و گفتند که کتاب سندباد العربی را باز کنیم و روی میز بگذاریند تا
CD آن را به بینیم. برای همین باید دیتاشو و لبتاب را درست کنیم و درستکردن لبتابی که هیچی روی آن نیست و صفر صفر است زمان زیادی می گیرد.
در این زمان معلم گفتند که صفحه ی 10را حل کنیم و بعد از آن صفحه ی11و10را بخوانیم.بعد از خواندن معلم از یک نفر هر گروه صفحه ی 10و11را پرسید. بعد از پرسش معلم در ورد جمع و مفرد ها را نوشتند و به ما یاد دادند.
سپس ما جمع و مفرد ها را در دفتر نوشتیم. بعد معلم CDکتاب سندباد العربی را گذاشتند. ما تا نصف فیلم درس اول را توانستیم به بینیم وبعد زنگ خورد و همه برای خوردن صبحانه به بیرون رفتند.
هندسه ی 15 مهر
در ابتدا آقای قزوینی به ما گفتند که صفحه ی 42 را حل کنیم وتک به تک بچه هارا آوردند پای تابلو و از آن ها خواستند که سوال ها را حل کنند. سوال اول را خودم انجام دادم سوال دوم را آقا احسان پور سوال سوم آقای مضروعی و سوال چهارم آقای حاجی زرگر باشی انجام دادند.آقای قزوینی از آقای حبیب الهیان چند سوال پرسیدند و در آخر راجب مهم بودن علامت مثلث گفتند.
کلاس کاروفناوری هفتم مسئولیت
بسم الله الرحمان الرحیم
کاروفناوری درکلاس پنج شروع شد.اقای مئوذنی گفتندکه:صفحات قبل ازیک راشماره گذاری کنید.یکی پرسید:اقاچطوری شماره گذاری کنیم.اقای مئوذنی گفتند:مگه قبل ازیک 0نیست.قبل ازصفر-1نیست.اینطوری شماره گذاری کنید.یکی پرسید:اقااگه نذاریم چی میشود.اقای مئوذنی گفتند:مثلااگه من گفتم صفحه ی -8روبازکن وبخوان اگه نتوانستی بیاوری من هم منفی میدهم.بعدگفتند:سخنی بادانش اموزان رابخوانیدوبفهمیدمن چه انتظاری ازشماهادارم واگر خواستیدسخنی بادبیران رابخوانیدوبدانیدبایدازمن چه انتظارهایی داشته باشید.بعدصفحه ی -11و-7و-5راخواندیم.بعد اقای مئوذنی صفحه ی2و3و4رادرس دادندوگفتند:تااخرصفحه ی 13رابرای جلسه ی بعدحل کنیدبعدهم کلاس تمام شد.
پایان
زبان ۱۵ مهر
آقای سم بعد از ورود به کلاسمتن های انگیلیسی مربوط برخورد وگفتگو با کسی راروی تابلو نوشت وگفت بخوانید در دفتر بنویسید وجلسه ی بعدی می پرسد
گفت کتاب زبان را بگذارید واز روی متن کوچکی خواند که متن درس بود وآن را معنی کرد وچون بعضی معنی را درست بلد نبودند تاکید کرد که معنی متن را بنویسند و خواندن ومعنی کردن را چند بار تکرار کرد که بچه هااعتراز کردند
آقای سم از بچه ها خواست صفحه ۳درس اول رابخوانند او به هنچنین در پی سوال بچه گفت کتاب مکالمه بعد از فصل ۴ داده میشود