آبان ۱۳۹۸

به نام خدا شیمی 1398/7/29

به نام خدا  آقای معتمدی وارد کلاس شدند ایشان دوباره شوخی را شروع کردند .

مثلا گفتند به جون عمم من یک ثانیه اول هیچ فیلمی را نمیبینم یا

شماره ی عمه ی خود را گفتند.

بعد یکی از بچه ها که جلسه ی قبلی کربلا بود سوالی پرسیدند

توضیح نداده بودند وبه همین ترتیب صدای اورا درآوردند.

کمی هم درس دادند که دیگر زنگ خورد.

خدا حافظ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قلروحیاط قسمت دوم کلاس هفتم مسئولیت

به نام خداوند بچه های کلاس هفتم مسئولیت ازشماره ی 9تا18 برای بخش دو

م حیاط یعنی قسمت موزاییک مسئولیت بیشتری دارند .

برای همین 9نفر خود را به دودسته تقسیم کردند.

گروه اول یعنی (طائف نیا/قربانی/زمانیان/نظری/واحد/دهقان)برای تمیز کردن حیاط مسئولیت بیشتری دارند.

گروه دوم یعنی(کازرونی/صیاد زاده /مزروئی)برای کار های عملی مسئولیت بیشتری دارند.

شهر ما خانه ی ما

اجتماعی ۲ آبان

من در کلاس ۲ آبان چند ثانیه بعد از معلم وارد شدم ؛ پس مستند را بعد از آن چند ثانیه برایتان تعریف می نمایم.وقتی من وارد کلاس شدم معلم به من چیزی نگفت و من سر جایم نشستم. سپس معلم درباره ی آداب سلام کردن ودست دادن با ما حرف زد که :《 اول فرد کوچک تر سلام کرده وبعد اگر فرد بزرگ تر دوست داشت با فرد کوچک تر دست می دهد.》سپس معلم مشق جلسه ی پیش را از ما خواست که همه ی بچه ها نصف مشق هایشان را ننوشته بودند به جز سه چهار نفر. بعد فصل دوم را با عنوان (قانون ،قانون) شروع کردیم.سپس صفحاتی را از فصل ۲ حل کردیم و وسط درس معلم یادخاطره ای درباره ی سفر مشهد با دانش آموزان افتد که در آن  سفر دانش آموزی ضعیف بود که معلمان باهم قانونی گذاشته تا از آن مراقبت کنند و… سپس زنگ خورد کلاس تمام شد.

هندسه دو شنبه۶ آبان

اقای قزوینی وارد کلاس شدند بچه ها به دیر ارسال کردن فیلم کلاس معکوس (کلاس معکوس:اقای قزوینی فیلمی که در ان اموزش درس روز بعد هست را در بله برای ما رسال و ما ان را در خانه می بینیم و درس را یاد میگیریم و تمرین ها را حل میکنیم و روز بعد در کلاس انها را چک می کنیم)اعتراض کردند که قرار بوده فیلم را جمعه ارسال کنند ولی یکشنبه ارسال کردند

در ادامه اقای قزوینی برای انها که هنوز راه های دیدن فیلم را بلد نبودند توضیح دادند که دیدن فیلم ۲ راه دارد

اول اینکه شما با لپ تاپ یا کامپیوتر فیلم را ببینید که باید لینک را کپی و در مرورگر ها سرچ کنید

دو اینکه در گوشی یا تبلت ان را ببینید که می توانید برنامه اپارات را دانلود و در ان فیلم را ببینید

بعد از یکی از بچه ها کتاب کار جویامجد که مال درس ریاضی است و مدرسه ان را به ما داده گرفتند و نگاهی کوتاه به ان کردند و گفتند که سوالاتی از ان سر کلاس حل خواهیم کرد و حتما جلسات بعد دنبال خودتان بیاورید

بعد به سراغ کتاب رفتیم و شروع به درس دادن کردند

زاویه:۲نیم خط یا پاره خط که یک سر انها به هم وصل باشد فاصله انها را زاویه می نامند

وگفتند که علامت زاویه که یک مثلث ۲ ضلعی است در نام گذاری بسیار مهم است

نام گذاری خط با ۲ حرف کوچک  نام گذاری نقطه هم با حرف بزرگ مثال پاره خط ۲ حرف بزرگ اما نیم خط یک حرف بزرگ و یک حرف کوچک

به حل تمرینات کتاب پرداختیم گفتند که سوالاتی را که در فیلم حل کرده ایم دیگر اینجا حل نمی کنیم و سوالاتی که مشکل دارید را حل می کنیم تا موتوجه شوید

نیم ساز خطی است که زاویه را به ۲ نصف مساوی تقسیم می کند

وقتی ۲ خط هم دیگر را قطع  می کند دو زاویه روبه روی هم با هم مساوی و متقابل به رئس نامیده می شوند

۲ زاویه که مجموع انها ۹۰ شود متمم ۲ زاویه که مجموع انها ۱۸۰ شود مکمل نامیده میشوند

به سوالات جامانده از قبل رفتیم و انها را حل کردیم به سوال اخر نرسیدیم زنگ خورد

اجتماعی ۹۸/۸/۲

معلم در ابتدای کلاس تکالیف را دید و بعد در مورد احترام به بزرگتر حرف زدیم. چند ثانیه بعد متنی درباره قانون و مقررات صحبت کردیم. در صفحه بعد در قسمتی از کتاب درباره حقوق افراد خواندیم و بعد معلم متنی را به ما نسان داد. بعد در مورد قوانین و مقررات مسافرت صحبت کردیم و بعد در مورد خطرات سفر صحبت کردیم و دوباره درباره حقوق افراد صحبت کردیم.

فارسی درروز شنبه

به نام خدا
باز هم دوباره سلام بچه ها من سهیل عباسپور هستم از هفتم مسولیت معلم بدو بدو وارد کلاس شد. لیستش را در آورد و حضور و غیاب را انجام دادوگفت:هم گروهی ها نوشته ی خود را روی یک مقوا بچسبانید و دور ان را تزیین کننید. خلاصه من که آورده بودم ولی هیچ کدام از هم گروهی های من نیاورده بودند به جز علی که آن هم درمورد شاعر ها نبود به جز نصف یک خط اما در مورد یک چیز های دیگر بود حالا بس است که دیگر آبرو ریزی نشود هیچی ماهم آن را تزیین کردیم. اما آقای مجیدی گفت که اگر هین وعض بهتر بود می توانستم از شما امتحان open book بگیرم اما دیگر همه ی شماکار
راخراب کردید. آقای مجیدی گفت:جلسه ی بعد از این پنج شاعر امتحان گرفته می شود بعد از دو دقیقه زنگ خورد و رفتیم خانه هایمان.

پایان

فیزیک(۱آبان)

سلام
در کلاس فیزیک ما از کلاس ۵ به آزمایشگاه رفتیم و هرکی در صندلی نشست بعد درباره ی آزمایشی که باید می کردیم توضیح داد
به هر گروهی هم به نوبت ترازو و نیروسنج دادند.
اکثر گروه ها جامدادی را به همراه چند وسیله ی دیگر انتخاب کردند
با استفاده از ابزار ها شتاب جازبه_جرم_ وزن را اندازه گیری کردیم و تکلیف ما این بود که از این آزمایش ۳ سوال بنویسیم.

کلاس فارسی 4 مهر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس فارسی ما در روز شنبه چهارم مهر اینگونه گذشت که معلم کلاس به ما گفت الان وقت این است که مطالبی را که برای چسباندن بر روی کاغذ دیواری آماده کرده اید را بر روی برگه هایی که خود آورده اید و یا من به شما میدهم بچسبانید و ما هم شروع به کار کردیم و به صورت گروهی نشستیم بعضی از گروه ها مطالب خود را آورده بودند و بعضی گروه ها کم کاری کرده بودند و مطالب خود را نیاورده بودند. گروه ها شروع به چسباندن و تزیین کاغذ دیواری خود شدند و معلم کلاس هم از فعالیت گروهی آنها یادداشت برداری می کردند یک ساعت زمان برد تا همه ی گروه ها فعایت ها خود را کامل کنند و آماده ی تحویل به معلم شوند بعد از اتمام کار همه ی گروه ها کاغذ دیواری را تحویل معلم دادند و کلاس ما به پایان رسید.

فیزیک 98/8/1

به نام خدا   معلم  فیزیک ما چند نیرو سنج متفامت برای ما اورد  بعضی      5n  ,  10n  ,  50n    بودند  نیرو سنج هارا به ما داد و گفت که چند  جسم  مختلف را با ان ها اندازه  بچه ها سر گرم شدند    بیشتر بچه ها جامدادی های شان را اندازه گرفتند سپس معلم گفت که در کتاب خود جدول بکشیم و وسایل را 5 بار اندازه گیری کنینیم ومیان گین ان هارا به دست بیا وریم چند وسیله  مانند تراش جامدادی و کیف ها را اندازه گرفتنیم ودر جدول نوشتیم ومیان گین را به دست اوردیم

درس قران 2 ابان

بسم الله الرحمان الرحیم


اقا شروع به حضور غیاب کرد اقا گفت امتحان پرسیدن تا صفحه 21 را داریم نمرات از 10 است اقا نوع پرسیدنش این بود که یکی می خواند و دیگری غلط های او را می گیرد اقا از اخر لیست شروع میکنم حال از اخر داوطلبان را انتخاب کرد و خواندند بعضی ها نمره 9 وبعضی ها نمره می گرفتند 8/5 و بعد پرسش تمام میشد اقا گفت تمارین صفحه 22    را حل کنید بعد اقا گفت باید ضمارین نیز مانند هفته پیش تکرار شود روی تابلو نوشت


ی                من


ک               تو


کم             شما


هم


ه


بعد اقا زمانیان را صدا زد گقت تمری را بخوان … بعد اقا به احسان پور گفت واو ناخوانا را بخوان…دهقان الف و لا ناخوانارا بخوان… حال اسماعیلی یا ناخوانا را بخوان…بعد اقا گفت صفحه 25را با من تکرار کنید وبعد زنگ خورد


پایان                

درس پیام ها شنبه 98.8.4

به نام خدا

اقای فهامی وارد شدند و از بجه ها پرسیدند که جلسه ی پیش چه کار هایی کردیم یکی از بچه ها دست گرفت وگفت:ما درباره ی جن حرفزدیم و… .

در جلسه ی پیش بچه ها به صورت گروهی  چند سوالی در باره ی جن نوشته بودند مثل جن با آدم خوب است یا بد؟.

ما شش گروه بودیم که به هر گروه اقای فهامی یک کتاب در باره ی جن و دیو به ما دادند وگفتند:جواب های سوالات خود را از کتاب در بیاورید و بنویسید .

همه ی گروه ها تک تک امدند و سوال را می خواندند وجواب می دادند که بعضی از سوال ها نیاز به توضیح داشت که اقا ی فهامی برایمان توضیح دادند

و به نظر من اقای فهامی می خواستند بگویند:که جن هیچ ترسی ندارد واین مثال راهم گفتند تا ما بفهمیم:اگر در قفس شیر را باز نکنیم کاری با ما ندارد اما اگر در را باز کنیم اومارا می خورد . برای این مطلب یک داستان هم گفتند . وبعد زنگ مدرسه یعنی سوت مدرسه به صدا امد.

مهارت ابرنگ‌

ما قرار شد که کمی زود تر برویم سر کلاس زیرا معلم قرار بود زود تر برود برای همین سریع شروع کرد به کشیدن اول دونیمکت را به هم وسل کرد وبعد هم از یکی از بچه ها چسب گرفت وبعد ورقه ی هالامونی را چسب زد ورفت

تا قلم وابرنگ خود را بیارد وتا که اورد گفت که من بروم ودستمال بیاورم و جعفری را برای اوردن اب فرستاد تا وقتی که اوردیم شروع کرد به کشیدن وخیابان ها را رنگ کرد تا رنگ ها طراحی را به پوشانند وزیر رنگ را زد وبعد از ۵ یا ۶دقیقه بعد شروع کرد بکشیدن رورنگ را زد وکمی صبر کرد تاخوشک شود و بعد جزعیات را کشید وبعد خط های کامل کننده را زد  وبعد با قلموی شمشیری امضای خودشان رازدند وبچه ها گفتند ما به کشیم معلم گفت من کار دارم ونمی توانم امروز کمک شما کنم تا شما ان ها رابکشید.

شیمی 1398/7/29

ما که در کلاس شیمی نشسته بودیم واقای معتمدی میخواست درس بدهد که اقای اسماعیلی کلاس مسوولیت وارد کلاس شد و به اقای معتمدی یک قطره چکان داد و رفت . اقای معتمدی از کلاس بیرون رفت و بعد از یک دقیقه با یک قطره چکانی که کمی اش پر ر بود و داخل یک بطری اب بود برگشت و گفت من میتوانم با انگشت اشاره ام این قطره چکان را حرکت بدهم و بعد اقای معتمدی این کار راکرد وبعد ما گفتیم که چگونه این کار را انجام میدهید و ایشان گفتند که من این بگری را فشار میدهمو فقطاینکه با انگشت نمایش میدهم. دلیلش این بود که با فشار دادن اب بطری باعث اب رفتن اب داخل ق.ط اب میرود و چگالی ان زیاد تر از اب میشودو به زیر اب میرود . درحال توضیح بودی که زنگ تفریح خرد و ما رفتیم

زنگ هنر چهار ۱ابان

..به نام خدا..

امروز هم مثل روز های دیگر آقا وارد کلاس شد. دباره بچه ها سروصدا می کردند.????معلم گفت تکلیف ها روی میز. باز هم سروصدا می کردند????معلم جوش آورد. خیلی سفت سفت زد روی میز دباره گفتند تکیف ها روی میز. بعدحضور و غیاب کردند. گفتند کسانی که هفته پیش بودند ولی تکلیفشان را ننوشتند دست بالا، بعد آقا آمد و تکلیف ها را دید. تکلیف ها را که دیدند درباره کاغذ پوستی حرف زدیم.گفتند کلاس شما خیلی بهتر از آن کلاس است????.بعد ۱۰دقیقه درباره‌ی اسکیس حرف زدیم. رسیدیم به آخر زنگ تکلیف هفته آینده این است که یک بچه ای که دارد نقاشی میکشد ولی برایش سخت است . و بعد سوووووووووووووووووووووووووووووووووت

مهارت تیر اندازی 2 آبان

امروز بعضی از بچه ها با آقای مجیدی و بعضی با آقای فهامی آ مدند واقای ناصری بعد از ما به کلاس آمد بعد درمورد جلسه ی قبل بحث کردیم.
بعد آقای ناصری گفتند: یک تیر انداز ماهر ماشه کشی خوبه دارد. ازما پرسیدند به نظر شما چندمین بند انگشت را باید روی ماشه گذاشت هرکس نظری داد خیلی ها گفتند: بند اول که درست بود.
بعد گفتند:باید کجای بند اول را باید گذاشت؟ بچه ها گفتند وسط بند اول بعد دو گروه شدیم. ورفتیم برای تمرین بدونه تیر.
حالا نفری 10 تا تیر به ما دادند وگفتند شروع به تمرین کنید.
بعد نفری یک تیر به ما دادند و گفتند: حالاایستاده بزنید .(البته نظر من بود).
(با تشکر)

قلمرو حیاط کفپوش هفته چهارم

بسم الله الرحمن الرحیم شرح مسؤلیت های قلمرو از این قبیل است: تجویدی :سرگروه و مستند سازی _ ربانی: سخنگو _ جاوری: فرهنگی _ خطیبی : فوتبال دستی و جاکفشی _ پیری و اسماعیلی : تمیز کردن کف حیاط _ جعفری و پورمدنی : نظافت دستشویی پایان

کلاس هندسه دوشنبه 29مهر

فیلم

در ابتدای کلاس آقای قزوینی راجع به فیلمی که باید برای این جلسه می دیدیم پرسیدند اما حدود 8 نفر آن را دیده بودند.همه ی آن هایی که ندیده بودند می گفتند که در گروه عضو نیستند.

جلسه ی قبل

آقای قزوینی به دلیل مشکل داشتن بعضی از بچه ها  صفحه ی 43 را حل کردند و راجع به صفحه ی 43 گفتند که این صفحه گفتند که این صفحه مهم است.

در کلاس

ما در کلاس تمرین صفحه ی 44 راحل کردیم که خیلی صفحه ی مهم ی در این درس است.

جلسه ی بعد

آقا ی قزوینی دوباره یک فیلم در گروه پخش می کنند و به همه گفتند که باید فیلم را تماشا کنند.

درس نگارش روز چهارشنبه1آبان

به نام خداوند مهربون

با سلام.امروز با گزارش یکی از کلاس های درس نگارش در خدمت شما هستم.سر کلاس نشسته بودیم که دیدیم آقای اخوان به کلاس آمد.ما چون در آن زنگ نگارش داشتیم کمی تعجب کردیم.طولی نکشید که فهمیدیم آقای قربانی هنوز نیامده اند.آقای اخوان از ما سوال پرسید که چه کار بکنیم؟یکی از بچه ها به شوخی گفت که بازی (هپ) را بکنیم.آقای اخوان قبول کرد و همه بازی کردیم.طولی نکشید که آقای قربانی به کلاس آمدند.از آنجا بود که درس اصلی مان شروع شد.آقای قربانی درباره فکر کردن در تنهایی صحبت کردند.گفتند که ما وقتی فکر می‌کنیم در آخر از جایی سر در می‌آوریم که ربطی به موضوع اولیه ندارد.سپس بازی کردیم.بازی اینگونه بود که هر یک از بچه ها باید کلمه‌ای می‌گفت که به کلمه قبلی ربط داشته باشد.اول از جنگ شروع کردیم و آخر با گل و گیاه تمام کردیم.سپس معلم متنی گفت که ما باید آن را ادامه می‌دادیم.در حال خواندن انشاهایمان بودیم که زنگ مدرسه به صدا در آمد.تا مستند بعدی خدانگهدار

درس نگارش سه شنبه31مهر

به نام خدای مهربون

سلام.با مستند یک کلاس دیگر از درس نگارش در خدمت شما هستم.در جلسه ی قبل آقای قربانی تکلیفشان یک تمرینی بود برای املای این جلسه.وقتی معلم سر کلاس آمد تمرین ها را دید.بعد گفتند برگه ها روی میز و بعد املا را شروع کردند.با اینکه بچه سر جلسه ی امتحان بودند باز هم سر و صدا می کردند.املا از نیایش و درس یک کتاب فارسی مان بود.خلاصه سرتان را درد نیاورم.املا شروع شد.آقای قربانی خیلی خوب و با لحجه و خوانا املا را می گفتند.معلم در بین املا درباره ی نگارش هم حرف می زدند.مثلا یکی از نکته هایی که در بین املا درباره ی نگارش گفتند این بود که نباید در جملات پی در پی و پشت سر هم (که) را زیاد تکرار کرد.چون که متن زشت می شود و از جذابیت متن کم می شود.خلاصه این بود چکیده ی درس نگارش روز سه شنبه.تا گزارش بعدی خداحافظ.

تاریخ ۲ آبان ماہ

در زنگ تاریخ،معلم اول حضور وغیاب کرد و گفت یک پرسش کلاسی جانانہ بکنیم اول امین قربانی و علی  افشار از ھم پرسیدند،حبیب الہی یان و اسماعیلی بود کہ از ھم پرسیدند،معلم بہ مضروعی گفت: رو چہ کارہ ای کہ ایستادی؟ گفت  پام خستہ شدہ  معلم گفت:بیرون استراحت کن، اسدی گفت :آقا من برم، آقا گفت :باید دم در وایسی یا اسدی گفت :مرسی آقا ،بعد کازرونیاز من پرسید ومن ھم از او پرسیدم، آقا گفت صفحہ ۱۰۹ را باز کنید ،اسدی بخوان ،و شروع بہ  خواندن کرد،درس ۱۸ را خواند و چند ثانیہ بعد معلم گفت : ھرکی کلمہ ای را،اشتباہ خواند نفر بعدی می خواند،درس در بارہ ی موزہ ایران باستان بود ،احسان پور اشتباہ خواند سہیل می خواند کہ ناگہان صفحہ ی۱۱۶از صفحہ ۱۰۹ رفتیم صفحہ ۱۱۶، معلم گفت :راھنمای موزہ،خط زمان ،سکو نت گاہ را بخوان ،دوبارہ رفتیم صفحہ ۱۰۹،معلم روی تابلو یک خط زمان کشید واز مضروعی پرسید چہ سالی متولد شدی و نوشت ،نظری ادامہ درس را بخوان !شروع کرد بہ خواندن، دربارہ غار نشینان بود ،معلم گفت :غار نشینان دیوانہ بودندکہ روی دیوار غار نقاشی  می کشیدند؟صیاد زادہ دربارہ با موضوع  داستانی تعریف کرد و بعد بہ کازرونی  گفت بگہ واو اشتباہ گفت و سوخت معلم گفت:کاربرگ ۱۶ را انجام دھید،و حاجی زرگر باشی ادامہ درس را خواند،دربارہ کشاورزی بود،اشتباہ خواند و نوبت بہ اسماعیلی رسید،وشروع بہ خواندن کردو درس تمام شد در کلاس ھمھمہ شد ،معلم آنہارا ساکت کرد،و معلم دربارہ انسان ھای اولیہ داستانی تعریف کرد تا آخر زنگ وزنگ با صدای سوت خورد ?????????

 

 

زیست سه شنبه 29

روز سه شنبه قرار بود یکی از کلاس ها با اقای ریاحی و ان کلاس دیگر با اقای معتمدی بر گزار شود ولی اقای ریاحی از مدرسه خارج شد و دو کلاس با اقای معتمدی در کلاس پنج بر گزار شد
اسم درس سفر غذا بود
درس در مورد دستگاه گوارش است
دستگاه گزارش از بخش هایی تشکیل شده است که نام این بخش ها این است غده ی بزاقی حلق مری معده کبد لزوالمعده کیسه صفرا باریک روده فراخ روده مخرج اپاندیس
هضم به دو دسته ی شیمیایی و فیزیکی تقسیم می شود
فیزیکی تبدیل غذا
شیمیایی بزاق دهان
خوام خواری برای بدن مضر است زیرا پختن غذا یک مرحله از هضم را انجام می دهد
نزدیکترین رگ های بدن به سطح در زیر زبان قرار دارد بعضی از دارو در زیر زبان جذب می شود
اوتین ماده ای که برای هضم غذا روی ان ریخته می شود بزاق است ماده ی اصلی بزاق بتیالین نام دارد که نشاسته را به دو قندی کللز تبدیت می کند

زبان ۳۰مهر

ددر ورود به کلاس معلم گفت کتاب های درسی را در بیاورید می خواهم درس دو رادرس بدهم بعد از خواندن درس دو معلم بچه ها راسه به سه تقسیم کرد و به هر کدام یک نقش داد و گفت در دو را هر کدام به جای شخصیت خود را صحبت کنید بعضی ها خیلی خوب توانستند به جای شخصیت حرف بزنم ها نتوانستند آنطور که انتظار می رفت شخصیت خود را ادا کنند سپس تمرین صفحه ۱۱ را یکی از بچه ها گفت تا بخواند  زنگ خورد

زبان ۳۰مهر

آقای سم بعد از ورود به کلاس گفت کتاب های کار را در بیاورید و از حرف G تا L  را بنویسیدااین کار تقریبا نیم ساعت از کلاس را گرفت آقای سن تمام گفت کتاب های درسی را در بیاورید و صفحه۱۰ را بیاورید او سپس چندی از بچه ها گفت تا صفحه ۱۰۴ آغاز درس دوم خود را بخوانند به دانش آموزان دیگر گفت صفحه ۱۱ را و صفحه ۱۲را بخوانند نفر آخر صفحه ۱۲ را خواند به صورت ناگهانی گفت هر کس تمرین ۳ صفحه ۱۳ را اول و درست انجام دهد و به من نشان دهد دو مثبت می گیردبه همه بچه هایی که درست جواب داده بودند یک امتیاز و به نفر اول دو امتیاز داد و بعد گفت کلاس تمام شده و می توانید کارهای دیگرتان را بکنید مانند تغذیه خوردن ناگهان صدای سودمند و زن تمام شد

زیست سه شنبه ۳۰ مهر ۹۸

سه شنبه ما با اقای معتمدی داشتیم ولی چون اقای ریاحی نبودند دوباره مثل هفته پیش ۲ کلاس با هم بودند کلاس در سالن برگزار شد همه بچه ها کف سالن دراز کشیدند

اقای معتمدی از دیروز به یکی از بچه ها گفته بود که قطره چکان با بطری نوشابه  بی یاور تا ازمایشی انجام دهیم اقا قطره چکان را به درون بطری نوشابه انداختند و جادوگری انجام دادند قطره چکان را در بطری بالا و پایین می بردنند به گفتند که وقتی بطری را فشار می دهیم اب درون قطره چکان زیاد می شود و به پایین می رود

بعد گفتند که کتاب ها را باز کنید و به تجویدی گفتند که صفحهاول  را بخواند بعد در میان خواندن تجویدی این ها را هم گفتند

کار دستگاه گوارش =هضم جذب و دفع

هضم=تبدیل غذا به واحد های سازنده فیزیکی مانند جویدن شیمیایی مانند اسید معده و بزاغ دهان

جذب=ورود واحد های سازنده غذا به خون و نهایتن سلول های هدف

اب و مواد معدنی و ویتامین نیاز به هضم ندارند زیرا به راحتی می توانند از دیواره می رگ ها عبور کنند

خام خواری برای بدن مضر است زیرا پختن غذا یک مرحله از هضم را انجام می دهد

بعد از تمام شدن صفحه به صفحه بعد رفتیم انرا خواندیم و دوباره جزو گفتند

نزدیک ترین رگ های بدن به سطح در زیر زبان وجود دارد

بعضی از دارو ها در هان اول ابتدا در زیر زبان جذب می شوند مثل الکل

اولین ماده ای که برای حضم غذا روی ان ریخته می شود بزاغ است ماده اصلی بزاغ پتیالین نام دارد که نشاسته را به ۲ قندی مایتوز تبدیل می کند

و زنگ خورد و دیگر وقت نکردند که این چند جمله اخر را توضیح دهند

 

پیمایش به بالا