چهار شنبه 17 مهر

سلام  امروز  وقتی معتم هنر وارد کتاس شد اول حضور و غیاب کرد  بعد هم  به سراغ همه ی بچه ها رفت تا اسکیس بچه

ها  را ببیند . چنتا از بچه ها  اسکیس شان را کامل انجام نداده بودند .

بعضی از بچه ها کامل انجام نداده بودند ومعلم برای انها منفی گذاشت بعد به سراغ درس امروز رفت . این دفعه دیگر اسکیس درس نداد وبه سراغ نقاشی رفت وبرای مان نقشی زیبا کشید

زیست

ادامه متن قبلی
حال تعریف هارا می خواهم بگویم
پلاسمولیز:وقتی سلول در محیط با غلضت بالاتر از سیتوپلاسم قرار میگیرد بر اساس پدیده ی اسمز آب از سلول خارج شده وسلول چروکیده می شود
تورژسانس:وقتی سلول با غلظت کمترسیتوپلاسم قرار میگیرد به دلیل پدیده اسمز آب داخل سلول شده وسلول ورم میکند
لیزوزوم:هاوی آنزیم های تجزیه کننده و به گوارش معده کمک میکند
میتوکنری:مسئول تنفس سلولی است و با دریافت اکسیژن و قند تولید انرژی می شود

زندگی_شنبه ۱۳/۷/۹۸

سلام من متین یزدانی هستم امروز درس زندگی داشتیم و آقای اخوان وارد کلاس شدند و لیست نمرات را به همراه مسئول هر درس که باید خودمان اولویت بندی کرده و برای ایشان بفرستیم را به ما نشان دادند.خیلی از بچه ها نفرستاده بودند و بع ضی از آنهایی هم که فرستاده بودند راضی نبودند و به همین خاطر آقای اخوان هم ناراحت شدند چون حرف آنهایی که نا راضی بودند خیلی اشتباه بود.بعد ۵ دقیقه به ما وقت دادند تا اگر میخواهیم با هم مسئولیت ها را عوض کنیم عوض کنیم.بعد که همه چیز قطعی و نهایی شد چیزهایی در مورد ساخت و شناخت با مستند سازی به ما یاد داده و نوشتند.در ادامه درس درباره ی کاربرد دفتر زندگی و چیزهایی از این قبیل بحث کردیم.ولی تازه اینجا بود که فهمیدیم چقدر این دفتر های زندگی در زندگی به ما کمک میکند و میتواند حتی پس از گذشت چند روز یا سال به ما کمک کند که یادمان بیاید آن روز چه اتفاقی افتاده.واین بود یک زنگ شیرین درس زندگی.

 

 

درس نگارش چهارشنبه 17 مهر

به نام خدا

کلاس را مثل همیشه با نام خدا آغاز کردیم.وقتی آقای قربانی وارد کلاس شدند اول از همه با همه دست دادند و سپس به سراغ درس رفتیم.همان طور که در مستند یا نوشته ی قبلی گفتم آقای قربانی به ما موضوعاتی دادند و ما باید با استفاده از موضوعی (جا گذاشتن) که انتخاب شد مقدمه ای برای انشا اصلی می نوشتیم که نوشتیم.ما باید برای این جلسه آن مقدمه را تبدیل به انشا می کردیم.در این جلسه انشا های خود را خواندیم.بچه ها برای موضوع اصلی که فراموشی بود انشا های رنگارنگی نوشته بودند.مثلا یکی از بچه ها خاطره ای درباره ی سفر خود به کربلا و جا گذاشتن برادرش در قسمتی از حرم نوشته بود.انشای خوبی بود.یکی از بچه ها انشایش درباره ی فراموش کردن دوست های خود درسال های قبل بود.او هم انشای خوبی بود.بعضی ها هم سعی کرده بودند انشای خود را طنز بنویسند.خلاصه آقا هم به آنها نمره میداد.بعد از خواندن ها آقای قربانی به ما تکلیف دادند و درس ما در این جلسه تمام شد.از همراهیتان ممنونم.

محمد پیری

سلام از اینکه به سخنان من گوش فرا می دهید متشکرم.

من شخصی تقریبا عاطفی هستم از کتاب خواندن خوشم نمی آید ولی از کتاب های درسی مجبورم دوست داشته باشم تا در آینده ی خود شخصی مفید در جامعه شوم من به هنر نقاشی و خطاطی علاقمند هستم ودر موسیقی به گیتار بچه ها فکر می کنند من خیلی غذا می خورم ولی ااشباه قضاوت میکنند من به کار های عملی خیلی علاقه دارم و همین طور دوست دارم کشف کننده باشم ولی هیچ وقت نشده است . من به چیزی که اهمیت زیاد می دهم خواب است.از اینکه بعضی از افراد مرا به دلیل اضافه ی وزنی که دارم مسخره می کنند بیزارم.در کل شخصیت همه پسندی نیستم. از اینکه به سخنان من گوش کرده اید متشکرم?‍♂️?‍♂️?‍♂️

زیست

سلام دیروز وقتی وارد کلاس شدیم معلم شیمی امد شروع کرد به پرسیدن. بیشتر بچه ها بلد نبودند وقتی پرسیدن تمام شد معلم شروع کرد به درس دادن و تعریف کلماتی مثل پلاسمولیز،تورژسانس،لیزوزوم و میتو کمری اول بچه ها وقتی معلم این کلمه ها گفت بچه گیج شده بودند ولی وقتی معلم معنی این کلمه هارا گفت بچه معنی کلمه هارا نوشتند و فهمیدنند

زندگی دوشنبه ۱۲/۷/۱۳۹۸

سلام برای زندگی روز دوشنبه اول از همه تکلیف ها را چک کرده و بحث را درباره نوشته ی بچه ها در سایت شروع کردیم.بعضی ها مثل خودم یادشان رفته بود که دکمه ارسال را بزنند.بحث که به پایان رسید نوبت به گذاشتن انیمیشن پاندای کونگ فو کار رسید اما باید با زاویه ای دیگر می‌دیدیم چون فقط نمی خواستیم بشینیم و مثل بچه ها فقط ببینیم بلکه می خواستیم درباره اش فکر کنیم.شاید هم خیلی خوب جواب ندادیم ولی وقتی دقت میکردیم چیزهایی می فهمیدیم که جالب بود و همچنین نظرات بچه ها هم جالب و شنیدنی.بعد آقای اخوان پای تابلو جدولی در باره همان قهرمانها رسم کردند و باید هر خصوصیت را بر سر جایش می گذاشتیم که خیلی بحث و اختلاف نظر داشتیم که حل نشد و زنگ خورد.زنگ بعدی که زندگی داشتیم آقای اخوان ما را گروه کرده و به هر گروه یک برگه دادند که آن برگه در مورد پیشنهادات ما برای مدرسه بود.ما هم برگه را پر کردیم و دادیم.بعد رای گیری بر سر نمره هر سوال کردیم و بعد از کلی بحث بالاخره زنگ خورد.


 

عربی 16مهر ماه

بچه ها وارد کلاس شدند و صندلی ها را به صورت گروهی چیدند وبعد معلم وارد کلاس شد و گفتند که کتاب سندباد العربی را باز کنیم و روی میز بگذاریند تا
CD آن را به بینیم. برای همین باید دیتاشو و لبتاب را درست کنیم و درستکردن لبتابی که هیچی روی آن نیست و صفر صفر است زمان زیادی می گیرد.
در این زمان معلم گفتند که صفحه ی  10را حل کنیم و بعد از آن صفحه ی11و10را بخوانیم.بعد از خواندن معلم از یک نفر هر گروه صفحه ی 10و11را پرسید. بعد از پرسش معلم در ورد جمع و مفرد ها را نوشتند و به ما یاد دادند.
سپس ما جمع و مفرد ها را در دفتر نوشتیم. بعد معلم CDکتاب سندباد العربی را گذاشتند. ما تا نصف فیلم درس اول را توانستیم به بینیم وبعد زنگ خورد و همه برای خوردن صبحانه به بیرون رفتند.

درس فارسی

سلام بچه ها
من سهیل عباسپور از کلاس هفتم مسوولیت هستم و میخواهم در مورد کلاس فارسی روز دوشنبه کمی توضیح دهم .روز دوشنبه کلاس ما با اقای مجیدی در کلاس شماره 5 بود.اقای مجیدی وقتی وارد شدند لیستشان را باز کردند و اسم چند تا از بچه ها را صدا زدند که از انها پرسش کلاسی بپرسند.درس ما درس اول بود ؛شعر زنگ افرینش . سه تا از بچه ها امدند و از روی شعر خواندند.نمره شان را گرفتند . اقای مجیدی گفتند :بچه ها سعی کنید شعر را روان تر بخوانید و کلمه ها را درست تلفظ کنید.بنظر من برای اینکه بتوانیم شعر را روان تر بخوانیم باید چند مرتبه از روی ان بخوانیم .

درس نگارش/روز سه شنبه/16مهر

به نام خدا

کلاس را با نام خدا آغاز کردیم.اول از همه آقای قربانی به ما گفت که انشا را با چه چیزی شروع کنیم؟ بعد خودشان جواب را اینگونه دادند:اول از همه باید تمام کلمات مرتبط با انشا را بنویسیم.بعد گفتند که موضوع انشا فراموشی است.درباره ی فراموشی چند خاطره گفته شد و بعد به سراغ اصل درس رفتیم.همه یا بیشتر بچه ها نظرهایشان را دادند.مثلا یکی گفت آلزایمر،دیگری گفت جاگذاشتن و بقیه هم یکی پس از دیگری نظرهایشان را دادند.خود آقا آلزایمر را انتخاب کرد و درباره ی آن مقدمه‌ ای نوشتند.سپس درباره ی موضوع های روی تابلو رای‌گیری کردیم.معلممان موضوعی را پیشنهاد کرد و بعد دوباره رای‌‌گیری کردیم و طبق انتظار موضوعی که آقای قربانی پیشنهاد کرده‌ بود بیشترین رای را آورد.سپس آقای معلم به ما امر کردند که شروع به نوشتن کنیم.پس بچه ها شروع به نوشتن کردند.بعد بچه ها مقدمه هایشان را خواندند.یکی طنز نوشته بود و یکی هم جدی.خلاصه این بود کلاس نگارش ما.از توجه‌تان ممنونم.

حساب فصل۱

سلام روزتان بخیر می خواستم درباره ی فصل ۱ درس حساب توضیحاتی بدهم اگر دقت کرده باشین قبل از فصل یک توضیحاتی در باره ی(چگونه ریاضی حل کنیم)رانوشته است.مرحله ی اول :فهمیدن مسئله ،دوم:انتخاب راهبرد مناسب،سوم:حل کردن مسئله،چهارم:بازگشت به عقب شما اگر همهی این مرحله هارا به ترتیب انجام دهید به پاسخ صحیح خواهیو رسید.ما برای انتخاب راهبرد چند راه داریم که که به ترتیب رسم شکل،الگو سازی،حذف حالت های نامطلوب،الگویابی،حدس وآزمایش،زیر مسئله،حلمسئله ی ساده تر،روش های نمادین.که برای هر یک از مسئل یکی از آنها به کار می رود.حالا می خواهم در  باره ی اعداد طبیعی توضیح دهم شمارش اعداد طبیعی اینگونه است۱ ۲ ۳ ۴و….وشمارش اعداد حسابی از ۰ شروع می شود.

من برای شنا می خواهم یه الگو بگویم که سئولاتی مانند صفحه ی ۸ سئوال چهارم به کار می رود این سئوال از شما پاره خط می خواهد وشما فقط با فرمول ۲÷۱_تعداد نقطه×تعداد نقطه وبه جواب می رسید.

از اینکه مر همراهی کردید متشکرم باسپاس.

عربی۱۵مهر

امروز قبل از کلاس یکی از بچه ها کامپیوتر و بلند گو ها اماده کرد تا کلاس شروع شود بعد اقای شیرنشان وارد کلاس شد و همه از جا برخواستند بعد اقای شیرنشان درس عربی را روی دِیتاشُر توضیح دادند که در مورد مونث و مذکر و…..توضیح دادند که بسیار این روش جالب بود و بعد فیلن سندبار عربی را گذاشتند که در عین بچگانه و ساده بودن بسیار ما از ان چیز اموختیم ودر حین فیلم اقای شیر نشان کلمات را برای ما ترجمه واموزش دادند که به نظر من اینکه با فیلم توضیح دادند ما خیلی بهتر یاد گرفتیم و بعد از ان چند بار دیگر برای مافیلم را تکرار کردند و در اخر زنگ به صدا در امد و بچه ها رفتند بیرون و کاس تمام شد

کلاس فارسی دوشنبه 15 مهر

به نام خدا کلاس فارسی دوشنبه 15 مهر کلاس هفتم هدف اینگونه آغاز شد که معلم این درس یعنی آقای مجیدی وارد کلاس شدند و به همه ی ما سلام کردند و ما هم به همچنین ایشان گفتند که سه نفر از کلاس ما هنوز در مسابقه روخوانی و روانخوانی که از هفته گذشته در کلاس ما آغاز شده بود شرکت نکردند و الان باید هرجا را که آقای مجیدی گفتند بخوانند نفر اول شروع به خواندن ستایش کرد که موضوع آن حمد و ستایش خداوند است و وقتی خواندنش تمام شد بچه ها به او نمره دادند و نفر دوم شروع به خواندن درسی کرد که در مستند قبلی برایتان شرح دادم و خواندن نفر سوم هم مثل خواندن نفر دوم به پایان رسید و پرونده مسابقه ی کلاس ما هم بسته شد بعد از اتمام مسابقه آقای مجیدی برای ما معنی این شعر را شرح دادند و ما هم یادداشت کردیم و در آخر هم زنگ خورد و ما از کلاس بیرون رفتیم این بود کلاس روز دوشنبه ی ما.

هندسه ی 15 مهر

در ابتدا آقای قزوینی به ما گفتند که صفحه ی 42 را حل کنیم وتک به تک بچه هارا آوردند پای تابلو و از آن ها خواستند که سوال ها را حل کنند. سوال اول را خودم انجام دادم سوال دوم را آقا احسان پور سوال سوم آقای مضروعی و سوال چهارم  آقای حاجی زرگر باشی انجام دادند.آقای قزوینی از  آقای حبیب الهیان چند سوال پرسیدند و در آخر راجب مهم بودن علامت مثلث گفتند.

کلاس کاروفناوری هفتم مسئولیت

بسم الله الرحمان الرحیم

کاروفناوری درکلاس پنج شروع شد.اقای مئوذنی گفتندکه:صفحات قبل ازیک راشماره گذاری کنید.یکی پرسید:اقاچطوری شماره گذاری کنیم.اقای مئوذنی گفتند:مگه قبل ازیک 0نیست.قبل ازصفر-1نیست.اینطوری شماره گذاری کنید.یکی پرسید:اقااگه نذاریم چی میشود.اقای مئوذنی گفتند:مثلااگه من گفتم صفحه ی -8روبازکن وبخوان اگه نتوانستی بیاوری من هم منفی میدهم.بعدگفتند:سخنی بادانش اموزان رابخوانیدوبفهمیدمن چه انتظاری ازشماهادارم واگر خواستیدسخنی بادبیران رابخوانیدوبدانیدبایدازمن چه انتظارهایی داشته باشید.بعدصفحه ی -11و-7و-5راخواندیم.بعد اقای مئوذنی صفحه ی2و3و4رادرس دادندوگفتند:تااخرصفحه ی 13رابرای جلسه ی بعدحل کنیدبعدهم کلاس تمام شد.

پایان

کلاس حساب یکشنبه 14مهر

امروز معلم حساب که آمد چند دقیقه ای درباره ی امام حسن(ع) توضیح داد

سپس به بحث ادامه دادیم. و در ادامه سوالی که چرا فلش 20 گیگ نداریم مطرح شد و دو داوطلب که درباره آن جستجو کرده بودند جواب را ارائه کردند و هر دو گفتند

اولین کامپیوترها در قدیم دو کلید خاموش و روشن داشته است که چندین بار این کار تکرار می شده است و به همین صورت این الگو ضرب در دو شده است و بخاطر همین در فلش ها الگوی 1-2-4-8…. گیگ بکار رفته است .

بعد به سراغ کتاب رفتیم که درباره راهبردهای حل مساله و رسم شکل بود رفتیم و صفحه8  سوال 3 را بررسی کردیم

اگر ده نقطه را که هیچ سه تای آنها روی یک خط نیستند دو به دو به هم وصل کنیم، چند پاره خط بوجود می آید ؟

خلاصه معلم با مثال ها و توضیح های مختلف درباره این سوال به جواب رسید. نهایتا کلاس به پایان رسید .

درس هندسه دوشنبه۱۵مهر

به نام خدا

امروز آقای قزوینی پس از حضور و غیاب درابتدای درس از بچه ها پرسیدند که همه میدانند چگونه خط ها،پاره خط ها و خط ها را علامت گذاری کنند؟

جواب همه مثبت بود.سپس یک صفحه از کتاب را حل کردیم که موضوعش در مورد ملاک علامت گذاری بود.

که برای راس یک حرف انگلیسی بزرگ،و برای جهت آن حرف کوچک انگلیسی استفاده میشود‌

مثلا یک خط با دو حرف کوچک انگلیسی مشخص میشود چون راس ندارد وبرای گفتن طول پاره خط ABآن را نوشته سپس یک خط در بالای آن قرار میدهیم که به معنی طول است

بعد سوالات کتاب پای تابلو حل و مشکلات ما برطرف شد سپس آقای قزوینی تکلیفی برای حل کردن در خانه دادند

(لطفا نظرات خودتون رو درمورد متن بنویسید تا بتونم بهتر متن بنویسم باسپاس)

خدانگهدار?

زبان ۱۵ مهر

آقای سم بعد از ورود به کلاسمتن های انگیلیسی مربوط برخورد وگفتگو با کسی راروی تابلو نوشت وگفت بخوانید در دفتر بنویسید وجلسه ی بعدی می پرسد

گفت کتاب زبان را بگذارید واز روی متن کوچکی خواند که متن درس بود وآن را معنی کرد وچون بعضی معنی را درست بلد نبودند تاکید کرد که معنی متن را بنویسند و خواندن ومعنی کردن را چند بار تکرار کرد که بچه هااعتراز کردند

آقای سم از بچه ها خواست صفحه ۳درس اول رابخوانند  او به هنچنین در پی سوال بچه گفت کتاب مکالمه بعد از فصل ۴ داده میشود

 

زندگی ۱۵ مهر

امروز ما زنگ اول زندگی داشتیم ،اقای اخوان وارد کلاس شد و ما همه از جا برخاستیم بعد اقای اخوان مشق های جلسه ی پیش را دیدو بعد در مورد مشق هایی باید جلسه ی پیش در سایت مینوشتیم بحث کردیم.اقای اخوان برای مان انیمیشنی گذاشت واز ما خواست تا ان را با دقت نگاه کنیم و بعد باید چیزی که از ان فهمیده بودیم را می نوشتیم که ان زنگ به من و بچه ها خیلی خوش گذشت. دوباره ما زنگ یکی مانده به اخر زندگی داشتیم،در ان زنگ وقتی اقای اخوان وارد کلاس شد برگه هایی بر دست داشت که بعد برای ما توضیح داد که این برگه ها به ۳۰ قسمت دسته بندی شده است که ما باید مشکلات مدرسه را در ان بنویسیم و بعد باید مشکلاتی را که خودمان متوانیم حل کنیم را با مشکلاتی که با کمک بزرگتر ها میتوانیم حل کنیم و مشکلاتی که بزرگ تر ها باید حل کنند را دسته بندی کنیم وما این .کار را انجام دادیم

هندسه 15 مهر

اقا وارد کلاس شد وگفت صفه 42 را بازکنید وما سولات هندسه را ما حل کردیم  و اشکالت مارا درست میکرد وسولات در مورد خط و وپاره خط و نیم خط بود وگفت تا صفهات 42تا44بنویسیم.

زنگ ورزش ،شنبه 13مهر

دیروز زنگ آخر برای ورزش ما به حیاط مدرسه رفتیم. مربیهایمان هر دو کلاس را به صف کردند تا با نظم به سمت زمین ورزش حرکت کنیم.ما به همراه آقای تهرانی حرکات کششی راانجام دادیم. بعد از آن آقای همت گفتند بچه هایی که میخواهند فوتبال کنند نزد آقای تهرانی بروند وبازی را شروع کنند. سپس گفتند بچه هایی که میخواهند والیبال و پینگ پنگ بازی کنند همراه من بیابند.البته تعداد بچه های والیبال کم بودند وآن ها هم به تیم فوتبال پیوستند.بچه های پینگ پنگ هم تعداد زیادی نبودند اما به بازی خود ادامه دادند. ما بعد از نزدیک به دو ساعت ورزش دوباره به صف شدیم وبه مدرسه باز گشتیم.

فیزیک۱۴مهر

در اول کلاس به مسعولیت های یکدیگر در جلسه ی قبلی فکر کردیم و آقای صیاد زاده تکلیف های ما را دید. تکلیف ما این بود که زیرکمیت ها در کتاب درسی خط بکشید کمیت یعنی اندازه گیری، اندازه گیری هم قسمتی ازفیزیک است . آقای صیاد زاده گفتند برای اندازه گیری چیز اولی که باید آن را داشته باشید کمیت است مثلا طول،این کمیت به ما کمک میکند تا جایی که می خاهیم اندازه گیری کنیم را بدانیم دومین چیزی که ما برای اندازه گیری نیاز داریم واحد است بگذارید یک مثال بزنم مثلا طول حیاط با قدم رضا ۴۲ است ولی با قدم امین ۳۸ به دلیل واحد مشخص نداشتن یا به یک اندازه اندازه نبودن واحد این اندازه گیری اشتباه در آمد وسومین یا درواقع آخرین چیزی که برای یک اندازه گیری کامل نیاز است وسیله اندازه گیری مناسب است مثلا زمان را با ساعت های دیجیتالی و عقربه ای اندازه گیری میکنند . در نتیجه برای یک اندازه گیری خوب و دقیق به کمیت_واحد و ابزار اندازه گیری نیاز داریم

ورزش13مهرهدف

ما بچه هابعد از نماز به صف شدیم که به ورزشگاه برویم. اقای تهرانی چیزی نگفت ولیان یکی معلم که فامیلش را یادم نبود گفت که باید در صف بایستیم تا اتفاق خطرناکی نیفتد.تا به ورزشگاه رسیدیم والیبالی ها و فوتبالی ها جدا شدند تا هرکی کار خودش را انجام دهد.تا تیم ها تقسیم شدندوبازی شروع شدتیم ما خیلی ضعیف بود و همه کسایی که در تیم ما بودند اعتراض کردند وتیم ها دوباره تقسیم این دفعه برعکس شد وتیم ما خیلی قوی شد(منظورم تیم خودم بود.)در اخر که می خواستیم برویم به مدرسه مستخدم ورزشگاه بوفه ی انجا را باز کرد وهمه ی بچه ها به سوی انجا حمله ور شدند ولی وقتی در بوفه را نگاه کردیم چیزی نبود جز یک نیمچه یخچال فریزر بود که در ان فقت بستنی کیم بود وهیچ چیز دیگری نبود و برای همین بیشتر بچه ها چیزی نخرید.وبعد به مدرسه رفتیم وزنگ خانه خورد.

عربی١٣مهر

بچه ها وارد کلاس شدند وبعد معلم با یک کیسه وارد کلاس شد .ما از معلم پرسیدیم که این کتاب صدالحیات است معلم گفتند:که ما کتاب صدالحیات نگرفتیم ولى به جاى آن کتاب سندبادالعربیه گرفته ایم.

این کتاب CD داشت ومامى خواستیم آن راببینیم به همیند دلیل آقاى احسان پور پای تخته رفت تا دیتاشور را درست کنددر این زمان معلم از بعضی از دانش آموز ها عربی پرسید و بیشترین نمره که 5 بود خودم گرفتم .

بعد دیتاشور با سختی و مشقت زیاد اقای احسان پور و اقای پسران درست شد.بعد ماCDرا گذاشتیم .وبعد ما درس اول را توسط CD آموختیم.

کلاس فارسی شنبه سیزده هفت

به نام خدا شنبه در کلاس فارسی ما در کلاس هدف مدرسه همت اینطور گذشت معلم ما که جناب آقای مجیدی بودند وارد کلاس شدند و به بچه ها گفتند کسانی که جلسه قبلی از روی متن درس نخواندند آماده باشند که بخوانند و بچه ها به آنها نمره بدهند و سه نفر از بچه ها که فایل را از من گرفتند هر وقت که دلشان خواست میتوانند از روی متن درس بخوانند . متن درسی که ما خواندیم از این قرار بود که بچه های جنگل سبز منتظر معلمشان بودند و وقتی معلم آمد به آنها گفت : بچه ها امروز قرار است انشا بنویسید و موضوع انشا هم ارزوی شما در اینده است هر کدام چیزی نوشتند مثلا غنچه گفت می خواهم در آینده باغی بزرگ شوم و خلا صه هر کدام چیزی گفتند در پایان معلم گفت بچه ها آرزود من این است که همه ی شما به آرزوی خود برسید . و برگردیم به کلاس فارسی خودمان بعد از خواندن چند نفر از بچه ها زنگ خورد و بقیه ی بچه ها ماندند برای جلسه بعد این بود کلاس فارسی شنبه ی مدرسه ی همت

پیام ها 98/7/14

به نام خدا .معلم وارد کلاس شد اول معلم درباره ی شنبه هایی که پیام ها داریم گفتند سی دقیقه ی اول متعلق به شما است و می توانید در کلاس کلیپ مرتبط بادرس بگذارید و درباره ی ان حرف بزنید یا کتاب بخوانیم و… .معلم بر روی تخته معیت را نوشت و گفت ای به چه معنا است؟هیچ کس نمی دانست برای همین خود معلم معنی معیت را اینگونه گفت این کلمه یعنی خدا همراه ماست و همه ی کار های ما را می بیند بعد پرسیدند چه ایه ای به این کلمه ربط داشت یکی از بچه ها این ایه را بیان کرد (وهو معکم این ما کنتم)او با شما است.معلم گفت کتاب را باز کنید ودرس را یک نفر بخواند یکی شروع به خواندن کرد درس درباره ی وجود خدا بود و وقتی ان را تمام کرد زنگ به صدا درامد.

قرآن-13مهر

معلم قرآن وارد کلاس شد.حضور و غیاب کرد و اسم هر کس که تکالیفش را انجام نداده بود خواندوگفت:تشویق برای یک نفر و تنبیه برای همه است.به همین دلیل کتاب هارا باز کنید تا از روی کتاب کار کنیم.سپس همه کتاب ها را باز کردند.بعد معلم به همه پنج دقیقه فرست داد تا یک دور از روی کتاب بخوانیم.بعدکه پنج دقیقه تمام شد همه چند خط از روی ان خواند.  سپس صفحات بعدی که تمرین بود را حل کردیم و باصدای بلند از روی آن خواندیم.تکالیف جلسه ی بعد را گفتند. …

پیامها. ۱۴مهر

سلام دانیال هسنم ما امروز پیامها داشتیم آقای فهامی سر کلاس آمد ودر مورد معیت توضیح داد و کامل آن را توضیح دادحفاظت یکی از مهم هابود بعد گفت اتفاقی افتاده که خدا باشما باشد همه گفتند در بین صحبت هابچه ها در مورد مسابقه توضیح دادکه تج یدی و ربانی قبول شدند ودر بله باید پیام میدادند

فیزیک 98/7/14

به نام خدا . در درس فیزیک معلم اول تکالیف مان را دید که زیر کمیت ها خط بکشیم  و بعد درباره ی فیزیک و کمیت ها و واحد های ان و وسایل اندازه گیری ان ها برایمان تو ضیح داد و مطالبی بر رو یه تابلو نوشت و ماهم در دفتر نوشتیم      و به بچه ها گفت که کتاب را بخوا نند و زیر /// ابزار های اندازه گیری /// واحد /// کمیت ها نیز  خط بکشند تما می بچه ها درس را خواندند معلم این کار را کرد  تا به بهانه ی این کار  مطالب  علوم را خوانده با شیم وبرای درس اماده باشیم  وگفت معنی واقعیه فیزیک { اندازه گیری } است وبرای مثال گفت هوا چه چیزی دارد که ما اندازه گیری کنیم     بچه ها نظر های گوناگونی دادند مثال     دما    الودگی   رطوبت  در همین لحظه زنگ خورد وکلاس خالی شد.

پیام ها ‌‌.۱۳ مهر

سلام مادیروز پیام ها داشتیم آقای فهامی آمد وبرای ما یک فیلم گذاشت یک فیلم ۲ دقیقه ای همه ی بچه ها دیدند وگفت نظر بدین بچه ها نظر دادند وگفتندبعد دوباره فیلم راگذاشت وهمه گفتن بعد سر تخته رفت ودر مورد مسابقه توضیح دادوهرکی مشورت میکرد

پیمایش به بالا