دیدگاه هفته ی ششم
سلام من سه شنبه صبح وقتی دیدم کلاس 2 خیلی کثیف بود به همراه تجویدی،یزدانیوخودم کلاس را تمیز کردیم و میزو صندلی ها را درست جای خود قرار دادیم.
سلام من سه شنبه صبح وقتی دیدم کلاس 2 خیلی کثیف بود به همراه تجویدی،یزدانیوخودم کلاس را تمیز کردیم و میزو صندلی ها را درست جای خود قرار دادیم.
به نام خدای عزیز
سلام،اقا وارد کلاس شد و گفت کتاب درسی هایتان را در بیاورید. بعد که کتاب را در آوردیم. گفت ص…. را بیاورید. به چند تا از بچه ها گفتند تا از روی ص…..بخوانند. کمی بعد درس مهمی را درس دادند.درباره اون پسر کجاست و اون پسر چند ساله و…. بعد از کمی درس دادن در باره sاخر کلمه که sمالکیت بود از چند تا بچه ها پرسیدن پچه ها نتوانستند جواب دهند که ناگهان من بلند شدم و گفتم که اینs sمالکیت است. آقا برای من یک مثبت بزرگ گذاشت. من خیلی خوشحال شدم. بچه ها سر و صدا می کردند. آقا همانجور که دفتر کلاسی در دستش بود چند منفی برای چند نفر گذاشتند. بچه ها ساکت شدند. معلم گفت مشق جلسه بعدی این است که من از شما از صفحات…… امتحان میگیرند. و بعد جووووووون آقای مجیدی کل مدرسه را روی سرش گذاشت
به نام خدای عزیز
سلام . امروز امتحان داشتیم معلم کمی دیر به کلاس آمد. گفت سندلی هارا جدا جدا بچینید و بنشینید تا امتحان را شروع کنیم. بچه ها نتوانستند که سندلی هارا بچینند . توانستند ولی درست نه خود آقا آمد و گفت بروید کنار خودم درست میکنم. بعد از همه این کار ها امتحان را شروع کردیم. آقا آمد وبرگه ها را یکی یکی به بچه ها داد.د و برگه امتحان بود بعد که برگه هارا دادیم گفتند برگه ای در آورید و کلماتی را که میگویم بنویسید. آقا گفتnameبعد گفت دیگر نمی خواهد بنویسید. همه تعجب کردند. گفت حروف انگلیسی را به اسمال بنویسید?. بعد که نوشتیم، گفت حروف انگلیسی را به کپتال بنویسید. بعد که نوشتیم برگه ها را یکی یکی به آقا دادیم. و بعد،سووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت??
معلم کار و فناوری وقتی وارد کلاس شدند مهدی پور بدون اطلاف وقت مشق جلسه ی پیش خود را که ننوشته بود به معلممان نشان داد مشق جلسه ی قبل این بود که باید یک
وسیله را باز میکردی اجزای انرا تضیح می دادی که اقای مهدی پور یک هلکپتر ا سباب بازی را که به گفته ی خودش خراب شده بود را باز کرده بود . و نمی دانم چی شد که بااینکه جز کتاب نبود حدیگری می چرف از سنسر شد و یک جورا یی هرکه کار برد سنسر را در زندگی روز خودش میگفت . همین جور داشت پیش میرفت که معلممان گفت دیگر بسه . و بعد سر کتاب رفتیم و بعد در مورد برق حرف زدیم . و بعد من نمی دانم معلممان ان روز چه گیری به و سط حرف کسی حرف زدن داده بود و برای هرکسی که وسط حرف دیگری میپرید معلممان برایش منفی ثبت میکرد مشق با اهن ربا یک وسیله درست کنیم از تفاقات کلاس یک صفحه بنویسیم
بنام خدا
روز دوشنبه امتحان شیمی از موضوع اتم ها داشتیم.
به تعداد چهار سوال جواب دادیم.
سوال یک – دو تفاوت بخار و گاز را بنویسید؟
سوال دو – اگر تعداد ذرات هسته اتم m24_12دو برابر تعداد ذرات باردار اتمxباشدعدد اتمیx را بدست آورید؟ 16 8 O –
1 1 H
سوال سه- در مولکولH2O چند الکترون وجود دارد؟
سوال چهار – در مولکول CaCO3 تعداد اتم به تعداد نوع اتم را محاسبه کنید ؟
برای مثال جواب سوال دو به صورت زیر است
منظور از تعداد هسته اتم عدد جرمی P+N و منظور از ذرات باردار جمع الکترون و پروتون است. 24=2 *e + p
که 2*2p که یعنی مساوی 4 =24 6=24/4
بعد از حل کردن صفحه چهل و هفت. سراغ تبدیلات هندسی رفتیم. اول با چند مثال شروع کردیم آقای قزوینی تخته پاک کن را برداشت وگفت این چیست همه گفتند: تخته پاک کن سپس او را روی تخته گذاشت و گفت حالا چیست همه گفتند تخته پاک کن بعدآن را گذاشت روی …. بعد با اشک های لوستر مثال زدند وگفتند اگر این ها مثل هم بودند و من جای آنهارا تغییر می دادم شما متوجه می شوید که من جای آنهارا تغییر دادم بعضی بچه ها مسخره بازی در آوردن وگفت بیایید این کار را انجام دهیم آقای قزوینی گفت :من میدانم اگر شما بیرون بروید دیگر داخل نمی آیید.
ویژگی های تبدیلات هندسی: ابعاد انها سابت است . زاویه ها هم ثابت است وجهت ها هم ثابت می ماند. حالا ویژگی های دوران:جهت مُتُغَیِر
ویژگی های تقارن محوری: بر عکس می شود.
ویژگی های تقارن مرکزی:فقط 180 درجه می چرخد.
تکلیف :امتحان از فصل 4 واگر خواستیم مسله هایی از جویا مجد حل کنیم.
سلام
در درس فارسی جلسه ی قبل قرار بود گروهی تقسیم شویم
و روزنامه دیواری در مورد یکی از شاعر های زیر تحقیق کنیم.
سعدی ، نظامی گنجوی ، شیخ محمود شبستری ، خواجه اعبدلله انصاری ، قیصر امین پور هر گروه باید به ای گونه تحقیق میکرد که یک نفر مسعول تحقیق درباره ی آثار تاریخی به جامانده از آن فرد چیست . یک نفر باید درباره ی زندگی نامه ی آن فرد تحقیق کند
یک نفر باید درباره ی آن که در زمان حال و امروز ما چه از این شاعر میدانیم . یکی هم چکیده ای از تمام نوشته های دیگران تهیه
می کرد. در آن روز باید به صورت یک روزنامه دیواری کار را تحویل می دادند آقای مجیدی هم آهنگی ملایم گذاشته بودند.
سلام
در درس فارسی به دلیل داشتن امتحان سریع به سراغ درس رفتیم. قرار بود که بچه ها برای درس چشمه ی معرفت آماده ی مسابقه ی روخوانی باشند. آقای مجیدی تک تک به طور طصادفی بچه ها را صدا زدند و هر کدام از آخر متن نفر قبلی شروع میکردیم. درس چشمه ی معرفت کلمات سخت و پیچیده و به هم پیوسته ای داشت و اکثر بچه ها با مشکل مواجه بودند. بعد از روخوانی آقای مجیدی برگه ها ی امتحان را بین بچه ها پخش کردند.
امتحان راجع به تاریخ ادبیات بود که باید درباره ی پنج شاعر که نام هایشان نظامی گنجوی ، قیصر امین پور ، سعدی ، شیخ محمود شبستری ، خواجه اعبدلله انصاری بود که به جز شیخ محمود شبستری که یک کتاب داشت برای بقیه ی آنها دو کتاب و زندگی نامه ی آنهارا مینوشتیم همچنین این اطلاعالت را باید از آخر کتاب درسی بدست می آوردیم. خداحافظ
بسم الله الرحمن الرحیم
کلاس اول : کلاس اول ما در روزدوشنبه با آقای اخوان به دلیل دیر امدگی ایشان توسط بچه ها اداره می شد و بچه ها داشتند در مورد گروه بندی اردو با هم بحث می کردند و تقریبا به هیچ نتیجه ای هم نرسیدند تا این که آقای اخوان آمدند و گفتند دو نفر گروه را انتخاب کنند که آقایان قندهاری و ربانی برای این کار انتخاب شدند این دو هر کدام نه نفر را کشیدند و قایله ختم به خیر شد و زنگ تفریح هم به صدا در آمد .
کلاس دوم:در کلاس دوم آقای اخوان می خواستند که دفتر زندگی بچه ها و برنامه ی هفتگی آن هارا ببینند ایشان به ترتیب لیست کلاسی صدا می زدند و بچه ها دفتر زندگی و برنامه ی خود را پیش ایشان می بردند وایشان هم چک می کردند این هم از کلاس زندگی دوم ما.
بسم الله الرحمن الرحیم شرح مسؤلیت ها از این قبیل است :-تجویدی:سرگروه و مستند ساز-پیری:سخنگو-جاوری :فرهنگی-ثالثی:سطل آشغال-اسماعیلی و ربانی :جاروی کف کلاس-خطیبی و پورمدنی و جعفری:تمیز کردن تابلوها ،میزو کمد آقایان تجویدی و پیری که کار کمتری نسبت به بقیه دارند در کارها به بقیه کمک می کنند.
بسم الله الرحمن الرحیم کلاس یکشنبه ی ما با یاد خداوند آغاز شد بعد از آن آقای اخوان به ما گفتند که کتاب های تفکر خود را روی میز بگزاریم صفحه ی سی و سه ی کتاب را بخوانیم .صفحه ی سی و سه در مورد خود آگاهی صحبت کرده بود و عوامل موثر و موانع رشد خود آگاهی را توضیح داده بود مثلا عوامل موثر اینها بودند: پذیرش خود ،پذیرش دیگران و مسیولیت پذیری و عواملی که مانع رشد خود آگاهی می شدند اینها بودند: غرور و تکبر،توقعات و انتظارات بیش از حد و همه چیز خواهی ، حدود چهل و پنج دقیقه از کلاس ما به صحبت در مورد کتاب طی شد و پانزده دقیقه ی باقی مانده صرف چک کردن دفتر های زندگی و دادن برنامه ی هفتگی شد و بعد هم اقای اخوان در مورد هوش های مختلف برای ما توضیح دادند و جدولی درست کرده بودند از میزان هوش ها مختلف بچه های کلاس که بر اساس فیل اکسلی که قبلا برای ایشان فرستاده بودیم درست شده بود.
مشق های این کلاس : کامل کردن برنامه و کامل کردن دفتر زندگی و چند فعالیت اختیاری
به نام خدا
سهیل عباسپور هستم از هفتم مسولیت
در 98/8/14 وقتی معلم آقای ریاحی وارد کلاس شد،تمام بچه ها بلند گفتند:وااااای دوباره آقای ریاحی ملقب به پوری موری کاریوت وارد کلاس شد. آقای ریاحی گفت:کتاب ها را باز کنید تا ادامه ی فصل دوازده را با هم بخوانیم. یکی از بچه ها سر کلاس مزه انداخت و آقای ریاحی سریعا دو منفی زیبا برای او گذاشت. الان این داستانی که می خواهم برای شما توضیح دهم درباره ی کلمه های غیر قابل یادگیری و بسیار سخت از شاهکار های آقای ریاحی((پوری موری کاریو))است.یکی از بچه هارا صدا زد تا از صفحه ی 96 روخوانی کند.خواندیم و خواندیم و خواندیم تا به کلمه اتوتروف رسیدیم یک دفعه بچه ها گفتند هااااان چیییییی چی چی؟آقای ریاحی((پوری موری کاریو))گفت:اتو تروف دارای فتو سنتز((تولید مواد آلی از مواد معدنی است.یکدفعه معلم از خودش یک کلمه ی عجیب و غریبی به نام هترو تروف گفت. بعدا بچه ها گفتند ما که از این درس هیچ چیز نفهمیدیم. آقای ریاحی((پوری موری کاریو))گفت:اتفاقا همه چیز زیست شناسی را باید درون ذهن خود بسپارید و وقتی زنگ خورد آقای مزه انداز به آقای ریاحی((پوری موری کاریو))گفت:لطفا….. خواهش میکنم….. منفی های من را پاک کنید.آقای ریاحی((پوری موری کاریو)) هیچ توجهی نکر د و رفت. این بود داستان من.
تمام
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام اقا صف هارا اماده کرد و راه افتادیم در راه بودیم مقداری طول میکشید تا برسیم در راه کف بعضی از کوچه ها اب جمع شده بود بعضی از بچه ها در اب ها راه می رفتند ان جلو صف ذاشتند دعوا و نزاع می کردند در راه که بودیم اقای نظری بعضی از درخت ها را خم می کرد رسیدیم اقا گفت برای اینکه گرم شوید 10 دور دور زمین بدوید بچه ها دونه دونه خسته می شدند و روی زمین می افتادند خوب حالا اقا بچه ها را تقسیم کرد زرگر باشی و احسان پور سر گروه ها شدند و شروع به کشیدن کردند بازی شروع شد خطا های زیادی در بازی بود یکی از بد ترین خطا ها خطای فقهی روی پای زرگر باشی بود این بازی بعد از 75 دقیقه تمام شد از اینجا می دیدم اقا همت واقای طهرانی داشتند با هم حرف می زدند و چند تا از بچه ها پیش انها نشسته بودند 5 به 7 بازی ما تمام شد و انها بردند اقا سوت را زد همه به طرف اب خوری رفتند بعد صف کامل شد و برگشتیم به مدرسه
پایان
.
سلام
در درس فارسی طبق روال همیشگی پرسش کلاسی داشتیم.
پرسش کلاسی از فعالیت نوشتن درس چشمه ی معرفت بود که یکی از سوالات آن بیت سعدی بود که باید مینوشتیم با کدام قسمت از درس ارتباط دارد. بعد از آن آقای مجیدی راجع به هم جانواده ها حرف زدند که مشود باری بهتر مفهوم کلمه از هم خانواده ی آن کمک گرفت مثلاً کلمه ی اعجاز که می توان بدای فهم بهتر کلمه از کلمه ی معجزه کمک گرفت. بعد از آن به سراغ دانش زبانی کتاب رفتیم. که در آن انواع جمله را توضیح می داد. ما چهار نوع جمله داریم خبری : که خبر چیزی را می رساند.
امری : که از کسی چیزی میخواهیم یا دستور می دهیم.
پرسی : از کسی یا چیزی سوال میکنم.
عاطفی : احساسات و عواطف خودمان را بیان مکنیم.
بعد شعری نوشتند درباره ی بمباران هسته ای در هیروشیما و ناکازاکی که هزاران نفر در یک لحظه مردند. خداحافظ
زنگ عربی آقای شیرنشان از ما کوییز گرفتند وبه ما ۱۰دقیه فرست نوشتن دادن بعد کوییز فیلم عربی را گذاشتند وتا آخر کلاس فیلم میدیدیم و باید همهی آن ها را معنی میکردیموبه آقای شیرنشانم میدادیم و ان به ما گفتند اگر ندی تا آخر زنگ به من معنی ها را بهشما جریمه میدهم وقتی معنی ها را همه دادن درمورد کربلا حرف زدن که عرب ها این جوری که در فیلم دیده اید حرف نمیزنندفرق دارد وتند تند حرف میزنند ودر راه کربلا قهوه زیاد است که میتوان خورد وبعضی ها هم پاورهنه می امدند وتا زنگ خورد برگه ها کوییز قبلی به هم ریخت وآخرش همه کوییز خوبی داده بودن
به نام خدا
اقای صیاد زاده امروز فصل دو را تمام کرد موضوع فصل دو اندازه گیری در علوم وابزار های ان اگر به خاطر داشته باشید اقای صیاد زاده اول کار که می خواستند فصل دو را تدریس کنند گفته بودند زیر کمیت ها ابزار ها و واحد ها خط بکشید به این دلیل بود که کل فصل دو همین کمیت ابزار و واحد ها بود و امروز هقای صیاد زاده این مبحث را کامل و جمع بندی کردند وبعد بعد از کامل کردن کتاب رفتیم سراغ مسئله حل کردن اقای صیاد زاده همین که اشاره کرده بودند گفتن مسئله چهار بخش دارد یک داده ها خواسته ها دو نوشتن فرمول سه عدد گزاری چهار به دست اوردن جواب بعد از مسئله حل کردند اقای صیاد زاده گفتند کتاب های کمک درسی بخرین که روی ان نوشته کتاب کار و بعد اخر کار اقای صیاد زاده اشاره ای به امتحان کردند
به نام خدا زنگ اول خورد ومعلم امد اول نمرات امتحانی که گرفته بود داد وبعد چند خط شعر روی تابلو نوشت بچه ها تعجب کر دند. بچه ها چیزی از این شعر متوجه نشدند مرگ بر مرگ صد هزار زندگی در یکی دو ثانیه باسقوت علم از اسمان وبعد از اکثریت بچه ها سوال پر سیدبعضی ادعا میکردند همه چیز بلد هستند ولی وقتی که به ان ها نوبت می رسید مانند موش به خود می پی چند. ودیگر حرفی از دهانشان بیرون نمی اید . معلم بعد از پرسیدن سوال در با ره ی کلمات هم خانواده با ما صحبتی کرد ودرس جدید خود را داد و به ماگفت تمرین کنیم که جلسه بعد از ما درس کژال را می پرسد وگفت که چند هم خانواده بنویسیم وبیاوریم بعد از ان در باره ی شعری که نوشته بود صحبت کرد وگفت که این شعر شعر حادثه ی هیرو شیما بمب اتم است وکلاس را تمام کرد
به نام خداوند یکتا
از مدرسه به سمت ورزشگاه راه افتادیم.بعد از چند دقیقه به ورزشگاه رسیدیم. بعد از گرم کردن تیم کشی کردیم و بازی را شروع کردیم.آنهایی که تنیس روی میز بازی می کردند هر کدام یاری انتخاب می کرد و برنده به جا وبه صورت دوبل بازی را شروع می کرد ؛ و آنهایی که هیچ کاری انجام نمی دادند به گریه افتادند . به دلیل آنهایی که حوصله ی آنها سر رفته بود.
پایان
سلام ما اول وترد کلاس شدیم وبعد هم اقای شیر نشان امدند پنج دقیقه به مافرست دادند تا برای امتحان عربی
بخوانیم و از فصل های اول و دوم است وبعد هم سوال های امتحان این بود چهار تا معنی و یک دستور زبانی بود که بعد هم به ما گفتند که کتاب های کوچولو را در بیاوریم
و با ان هم دفتر را در بیاوریم وکلماتی را که در فیلم اموزشی گفته می شود را نوشتیم وداستان این فیلم
این بود که پسر بچه ای به اسم سند باد بود که خواهر او
زینب نام داشت وبا برادرش وارد کشتی شدند و بازی
کردن که دو چیز باید شبیه هم باشد وبعد هم پیام
فهمی این داستان امد و بعد هم در دفتر کلماتی را گفتند
که در کتاب کار بود وبعد از پایان یافتن این فیلم یک حلقه از کتاب به پایان رسید وبعد هم مشق دادن که بزی از ورقه ها در دفتر وبزی در کتاب
سلام معلم وارد کلاس وبعد هم گفت که ۱۰ دقیقه می توانیم که درس ها را مورور کنیم وبعد هم امتحان را گرفت وبعد هم گفت وسوال ها این بود که دو یا سه جمله ی عربی نوشته بود وما باید معنی می کردیم ویکی دیگر از سوال ها این بود که دو مستل برای ما بنویسید و بع امتحان همگفت که کتاب هارا واز کنیم و بعد دو صفحهی اخر درس را گفت که باید در کتاب حل کنیم وبعد هم
کتاب کوچولو رادر اوردیم وبعد هم فیلم دوم را برای ما گذاشتن و دیگر نگفتند که در دفتر بنویسید در کتاب بود و بعد هم در رابطه با این قسمت از فیلم که اجرا شده بود در حد یک خط بنویسد .موضوع فیلم ۱۴ ابان این بود ک دوزد داشت که از دست پلیس فرار می کد که به کشتی سند باد رسیدن وسند با ان را نجات دادا وبرای ناهار داشتن ماهی گیری می کدن که گنج امد بیرون
سلام حسین هستم. در اخرین تمرین تیر اندازی قرار بود که از هفته قبل پول بیاوریم تا شرط ببندیم. اگر چه که شرط بندی حرام است ولی در ورزش های مانند تیر اندازی و اسب سواری و….. شرط حرام نیست چرا چون این ورزش ها در دین اسلام وجود دارد ومشکلی با شرط ندارد. ما رسیدیم به ورزشگاه وشرط بندی را شروع کردیم. اقای ناصری ما را گروه گروه کردند وخودشان هم و اقای مجیدی هم شرکت کردند. گروه ها به صورت چهار نفره بودند. هر نفر در شرط ۲۰۰۰ تومان پول گذاشت وشروع کردیم ما به دو صورت باید تیر اندازی میکردیم یک صورت نشسته(اسان) وبه یک صورت ایستاده(سخت). گروه ها به نوبت تیر اندازی می کردند و گروه هایی که تیر اندازی نمی کردند یا پینگ پنگ بازی میکردند یا اقای ناصری از بچه ها به نوبت امتحان می گرفتند. وقتی همه تیر اندازی کردند امتحان دادند بچه ها گفتند که برنده هارا مشخص کنند ولی معلم ها قبول نکردند و گفتند شنبه میان تمام دانش اموزان مدرسه مشخص می کنیم که در میان انها تشویق شوید. پایان
سلام
در درس فارسی ابتدا گروهی نشستیم و آقای مجیدی از تکلیفی که داده بودند سوال پرسیدند تکلیف ما فعالیت نوشتن صفحه ی ۲۲ در دفتر بود از هر گروه نفری را آقای مجیدی صدا میزد و سوال های نوشتن را پرسیدند.
بعد به سراغ درس رفتیم و مسابقه ای بین ما برگزار شد
مسابقه روخوانی درس کژال بود
اولین مرحله ی مسابقه صحیح خوانی متن بود که نهایتن هشت نفر به دور بعد راه پیدا کردند
در دور بعد مرحله ی مسابقه زیبا خوانی بود که نهایتن شش نفر به رای گیری رفتند و در رای گیری جعفری برنده شد.
آقای مجیدی برای تکلیف به ما گفت امتحانی طراحی کنید که وارم بندی اش را در گروه می گزارم
اقای شیرنشان که واردکلاس شدندپچه هاشروع کردنددادوفریادکه مثلااعتصاب کرده اند.میگفتندکه:کوئیزنگیرید کوئیزنگیرید.اقای شیرنشان گفتند: چه بخواهی چه نخواهی من پنج دقیقه ی دیگرامتحان میگیرم پس میخواهی بخوان میخواهی نخوان.بچه هاشروع به خواندن کردند.وقتی اقای شیرنشان کوئیزراروی تابلونمایش دادند.سوالاتبیشترازقبل بودبرای همین من فقط توانستم سوالات را بنویسم ووقت نکردم جواب بدهم.وقتی امتحان تمام شداقای شیرنشان که برگه هارا گرفتندچندنفرهم تقلب کردندکه ازاتفاق خوشبختانه من تقلب نکرده بودم.بعداقای شیرنشان گفتند:10دقیقه ی اخرمشق های جلسه ی پیش رامیبینم.بعداقای شیرنشان دوباره گفتند:کتاب های مکالمه(سندبادالعربی)رابگذاریدروی میزوصفحه ی19رابیاوریدوهرچه ازفیلم سندبادالعربی می فهمیددرکتاب مکالمه بنویسید.چون ماازسیدی عقب بودیم اقای شیرنشان روش کارشان راعوض کردند.یکی ازبچه هاگفت:اقای شیرنشان نمی شودهمان روش قبلی رابه کارببریم؟اقای شیرنشان گفتند:برای همین روش قبلی راعوض کردم که ازسیدی عقب ماندیم.وقتی اقای شیرنشان سیدی رانشانمان میدادن بعدازیه مدت زمانی رابرای نوشتن صفحه ی 19راکامل کنیم. بعدازاین کاراقای شیرنشان رفتندتکلیف هاراکه اول ساعت کفتند10دقیقه ی اخرمیبینم رادیدند.تکالیف: بایدتاصفحه ی 26رامینوشتیم وباید2تمرین ازتمرین های کتاب که اقای شیرنشان مشخص کرده بودندرامینوشتیم.من فقط تاصفحه ی26 راکامل نکرده بودم اما تمرین هایم کامل بود.وبعدازاینکه اقای شیرنشان تکلیف هارادیدندبعدازیه مدت کوتاهی زنگ خورد. پایان
سلام امروز آقای معتمدی اول درمورد دسته بندی دندانهاصحبت کرد. وگفت:حیوانات گیاه خوار مانند:گاو،گوسفندو…دندان نیش ندارند. پرندگان چون دندان ندارند به جای آن سنگ دان دارندکه مثل دندان عمل مکنند. بعدبرای مثال به یکی از بچه هاگفت تا بیاد ودمورد غذاهایی که به پرنده اش میدهد بگوید.آن هم غذاهایی که به مرغ مینای خود میداد رانام برد.بعد آقای معتمدی اسم یوسفی که آمده بود درموردمرغ مینای خود توضیح می داد پرسید .امایوسفی فکر کرد اسم مرغ مینیا اش رامیپرسد وگفت:مرغ مینا.همه خندیدند و بعد تازه متوجه شد که چه شده بودواسمش را گفت. بعدآقای معتمدی زمان آزمون را گفت.آقای معتمدی چندفیلمرا پیشنهاد کرد تاببینیم که آنها این فیلم ها بودند:پسر جنگلی ذوب آهن،پسر جنگلی زغال،برادران امید وار سفر به دور دنیا،گرگ پارک یلاستون را ببینیم.
معلم
به دلیل نیامدن آقای پسران آقای اخوان سر کلاس آمدند.اول فکر کردیم که آقای پسران با کمی تاخیر می آیند اما تا آخر کلاس آقای اخوان معلم ما بودند.
شروع کلاس
کلاس 3 خیلی کثیف بود به همین دلیل به دفتر آقای مجیدی رفتیم و چند جاروی دستی گرفتیم و شروع به تمیز کردن کردیم. آقای اخوان به ما گفتند که هرکش آشغال هایی کا جمع کرده را روی میز بگذارد و شروع به قسمت بندی کرد.
در طول کلاس
در طول کلاس آقای اخوان به ما گفتند که چه کار کنیم که بازیی که می سازیم جزاب و هیجان انگیز باشد وشروع به گذاشتن قوانین برای بازی آشغال جمع کردن شدیم
تغییر قوانین بازی های مشهور
اول با بازی دالون شروع کردیمکه می خواستیم قوانین آن را جوری تغییر دهیم که بازی جزاب شود. بعد کم کم وارد بازی مار و پله شدیم که می خواستیم آن بازی راهشت نفره انجام بدیم. به چهار گروه دو نفره تقسیم شدیم و شروع به بازی کردیم.کمی بعد آقای اخوان رفتند. بغضی از بچه ها بلند شدند و بازی به هم ریخت و دیگر بازی نکردیم.بعد که آقای اخوان آمدند از ما دلیل تمام کردن بازی را خواستند و بعد به این نتیجه رسیدیم ک بازی خسته کننده شده و شروع به درست کردن قوانین شدیم.
سلام.در کلاس قران امتحان نداشتیم ولی اقای اخوان توی این کلاس خودش را یک دانش اموز جلوه داد. اقای اخوان چون کتاب قران نداشت با اجازه از اقای حاجی احمدی در گوگلPDF کتاب قران را دریافت کرد و با ان تمرین میکرد. متین یزدانی داشت با چند تا از بچه های دیگر داشت میخندید که اقای حاجی احمدی دید و او را تنبیه کرد و یزدانی دستشبرد بالا و اقای حاجی احمدی کتش را روی دست او گذاشت و ربانی هم همین کار را کردولی به یک مدل دیگر تنبیه شد . او باید یک خودکار را با لب خود نگه می داشت نباید به دندانش بر می خورد و گر نه تنبیهش بیشتر و بیشتر میشد. ما تمرین یکی از صفحات کتاب را شروع کردیم. دو نفر دو نفر خواندیم و بعد خود اقای حاجی احمدی خواند و ما پشت سر اقا میخواندیم . بعضی از بچه ها چون روی کتاب را نمی خواندند و فقط حرف های معلم را تکرار میکردند کلمات در کلاس قاطی شده بود و کلاس نظم خوبی درخواندن نداشت
پایان
اقای صیادزاده وارد کلاس شدند و گفتند که چه کسانی تکلیف که نوشتن ۳ سوال از چگالی(چگالی:نسبت جرم به حجم)بود را نوشته اند چند تا از بچه ها دست گرفتند بعد گفتند انها که سوال نوشته اند سوال می خوانند و بقیه پای تابلو حل می کنند بعد ابراهیمی سوالی خواند و زرگر باشی انرا حل کرد بعد از چند نفر پرسیدند که سوال هایشان را بخوانند ولی سوال های راه حل داری نداشتند بعد بلاخره چند نفر که سوالاتی داشتند خوانند و سپس بقیه حل کردند
نکات مهم این زنگ تا اینجا این ها بود:۱_چگالی :جرم÷حجم ۲_حجم:جرم÷چگالی ۳_جرم:حجم×چگالی ۴_چگالی المینیوم۳ گرم بر سانتی متر است
اقای صیادزاده گفتند که چون اقای اخوان نیستند زنگ بعد من سر شما می ایم و فیزیک کار می کنم بچه ها اعتراض کردند و گفتند (ما زندگی نیاز داریم)
زنگ بعد شد اقای مقدس سر ما امدند سوال حل کردیم و ۳ نفر ۳نفر اقای مقدس ما را بیرون می فرستاد که با لپ تاپ ها با سایت PHET (پی اچ ای تی :سایت شبیه سازی درسی که درس های مختلفی مانند ریاضی زیست فیزیک شیمی و…را شبیه سازی می کند)همه رفتند و ما گروه اخر رفتیم و نتوانستیم که خوب سوال طرح کنیم ولی چون من مشق روز قبل را نوشته بودم مشکلی نداشت
مشقی برای جلسه بعد نداشتیم اما در سایت PHET چرخی بزنید خوب است
بنام خدا
در کلاس شیمی ادامه ی بحث پیرامون اتم های الکترون ،پروتون،نوترن را داشتیم و جدولی رسم شد و Na و Ca و K را توضیح داده شد و مقدار های آن را برای هر کدام دو عدد گذاشت و از هم کم کرد تا مقدار نوترن را بدست آورد سپس در باره ی نمادشیمیایی توضیح داد و توضیحاتی از اتم برای مثال جهت بدست آوردن بار الکتریکی، تعداد پروتون را از الکترون کم می کنیم.
و در ادامه درباره Z یعنی عدد اتمی که نشان دهنده ی خواص شیمیایی اتم است و مشخص کننده مکان در جدول تناوبی و…. و Aیعنی عدد جرمی که مجموع تعداد پروتون ونوترن است
وهر چه باشد اتم سنگین تر است ودر ایزوتوپ هادعدد جرمی به علت تفاوت در تعداد نوترن متفاوت است سپس درباره ی ایزو توپ (هم مکان)
اتم هایی که در یک خانه جدول تناوبی قرار دارند
ولی به علت تفاوت در تعداد نوترن عدد جرمی متفاوتی دارند.
و بدین ترتیب کلاس به پایان رسید .
به نام خدا
باسلام.با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم.در این جلسه قرار بود نیم ساعت اول من و آقای تجویدی در کلاس معلم باشیم. خود آقای فهامی هم دانش آموز شدند. اول از همه من فیلمی به اسم piper برای بچه ها گذاشتم.
بعد شروع کردیم به اینکه نظرات بچه ها را در مورد فیلم بگیریم. بچه ها شلوغ می کردند و آن کسی که بیشتر از همه شلوغ می کرد آقای فهامی بود.
البته آقای فهامی بعد از اینکه ما درس دادنمان تمام شد گفتند که چرا شلوغ می کردند و حرف های بی ربط می پرسیدند.بگذریم.از بچه ها نظراتشان را گرفتیم. هر کدامشان یک چیزی می گفتند. یکی از آنها گفت غلبه بر ترس ،
دیگری گفت استواری
و یکی پس از دیگری نظراتشان را می گفتند. بعد از اینکه بچه ها نظراتشان را گفتند آقای تجویدی آمد و گفت که ربط این فیلم با درس پیام ها این است که باید برای مواردی که گفتید برخدا توکل کرد. بعضی بچه ها مخالف بودند و بعضی موافق. سپس یک فیلم بامزه برایشان گذاشتم
و وقت ما تمام شد. بعد آقای فهامی در رابطه با درس دادن ما حرف زدند و کلاس تمام شد.خدانگهدار