آبان ۱۳۹۸

قران 9/8/98

بسم الله الرحمان الرحیم


اقا وارد کلاس شد و مثل هفته گذشته اول حضور و غیاب کردند خوب بچه ها تکلیف ها را بیاورید که انس با قران است صفحه 23باز شوددهقان تمرین اول را بخوان دهقان گفت شرمنده اقا من تکلیف را انجام ندادم  طاعفنیا  بخوان کم را جواب بده همه با صدای بلند جواب دادند شما. اقا خاطرهای از دوران کودکی خود گفتند که معلمی جدی داشتند وقتی عصبانی میشدند به جای ان که در گوشمان زنند دست کنار گوشمان میزدند وما حس میکردیم تو گوشی خورده ایم بعد داوطلبان را صدا کرد و تمرین را حل کنیم وباز داوطلبانی را انت خواب کرد که سوره هود را بخوانند حال اقا گفت من می خوانم وشما با من تکرار نیز کنید…اقا گفت صفحه 26 را بخوانید.. بعد اقا گفت مزروعی بخوان و فعالیت دوم را واحد تو بخوان اقا گفت بچه ها تکلیف حل صفحهی 27 است اقا روی تابلو نوشت


ک         تو


ی        من


ربی      پروردگار من


زرگر باشی داستان حضرت نوح رابخوان         


پایان

حساب 14 آبان

به نام خدا

 

آقای یادگای جلسه را با حدیث امام علی(ع)شروع کردند: هر کاری می خوای برای دوستت به کن ولی به آن اطمینان نکن.بعد آقای یادگاری از همه پرسیدندکه این حدیث یعنی چی؟

همه جواب دادند اما هیچ کس جواب درست را نداد و آقا خودش توضیح داد. بعد گفتند که من از روی لیست صدا می زنم و هر کی را که صدا زدم با کتاب و دفترش به اینجا بیاید. بعد از دیدن دو نفر دو نکته گفتند: جواب را با راه حل بنویسید چون ما فکر می کنیم شانسی نوشته اید. نکته ی دوم:این عدد ها نشانه ی نوشتن صفحه ی کامل جویا مجد است. بعد در هنگام دیدن کتاب همه مسخره بازی می کردند.

بعد از دیدن کتاب ها یک نفر به آقای یادگاری گفت که سوال 4 صفحه ی 9 را حل کنید این سوال درباره ی این بود که یک مربع داریم و از عدد 1تا9 راهم داریم باید طوری این عدد ها را بگذاریم که جمع آن ها 15 شود. آقای یادگاری خودش ستونی آن را حل کرد و بعد احسان پور آمد قطری آن را حل کند. آن طوری حل کرد که خودش هم نفمید و تازه نه توانست آن را حل کند بعد زنگ خورد وهمه به بیرون رفتند.

 

زنگ دوم 14 آبان

در زنگ دوم قبل از آمدن معلم به کلاس واحد میز را روی زمین انداخت و با قربانی دعوا کرد.

بعد معلم وارد کلاس شد و احسان پور پای تخته رفت تا سوال 3 صفحه ی 10 را حل کند. بعد مضروعی آمد تا سوال صفحه ی 24 را حل کند. بعد آقای یادگاری در هنگام حل سوال دفتر و کتاب احسان پور را دید نمره ی 9 برایش گذاشت و گفت که سه شنبه امتحان از فصل 1و2 میگیرم.

بعد تکلیف را که باید صفحه ی  31،27، 43جویا مجد را باید بنویسیم را روی تخته نوشت.

صیاد زاده رفت تا سوال 2 صفحه ی 24 را حل کند بعد از حل سوال آقای یادگاری روی صفحه های جویا مجد تأکید کرد. بعد آقای یادگاری به چه ها گفتند که کسی در صفحه ی 19 مشکلی دارد؟ همه گفتند: نه ولی آقا سوال 2را حل کردند و واحد سوال 4 را با سختیو مشقت حل کرد.

بعد رفیم صفحه ی 24 سوالی ک درباره جمع جداگانه دهکان و یکان بود را حل کردیم بعد آقا یک آزمون 1 سوالی را گرفت.

تکلیف: نوشتن صفحه ی  31،27، 43جویا مجد ، گرفتن امتحان در سه شنبه ،

به تعداد کم بودن نمره از صفحه ی جویا مجد در دفتر می نویسیم

 

عربی98/8/14

مثل همیشه اقای شیرنشان واردکلاس شدندولی این باراقای اخوان هم امده بودند.یکی ازبچه هاازاقای اخوان پرسید:اقاشماهم امتحان می دهید؟اقای اخوان گفتند:بله.اقای شیرنشان گفتندزود5دقیقه کتاب رابخوانیدمی خواهم کوئیزبگیرم.یکی ازبچه هاگفت:اقانمیشودفقط یک بارکوئیزنگیرید.اقای شیرنشان گفتند:نه.وکوئیزراگرفتند.اقای اخوان طبق گفته ی شان امتحان دادند.بچه ها تاسوال های امتحان رادیدندبرق ازکله ی شان پرید.بعدازامتحان اقای شیرنشان برای ماسندبادالعربی راگذاشتندولی سندبادالعربی درست نمی امدوگفتندکه کتاب سندبادالعربی راباکمک بغل دستی مان حل کنیم.بایدبه فارسی مینوشتیم که کدام اسم چی میشود.مثلادرخترخاله به فارسی ازعربی چه میشود.بعدازاین که حل کردیم اقای مذروعی امدوجواب هارابایم بامزه بازی خواندونشست.اقای شیرنشان ازروی کتاب اصلی که اموزش و پرورش داده است برایمان درس دادند وزنگ خورد.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                              پایان

فیزیک/یک شنبه/12/8

به نام خدا

اول از همه صیاد زاده تکالیف را دیدند تکلیف این بود که ما باید می رفتیم در سایت phet و دو ازمایش را می دیدیم و در باره ان ها سه سوال در باره ی ان ها می نویشتیم بعضی از بچه ها نوشته بودند بعضی دیگر ننوشته بودند بعضی دیگر هم فیلم برایشان باز نشده بود و نتوانستند سه سوال بنویسن بعد اقای صیاد زاده سوال یکی از بچه ها را می خواند و یکی دیگر ا صدا می زد که بیاید مسله را حل کند و ما هم باید مسته را در دفتر می نوشتیم و حل می کردیم بعد از اول قرار بود بخشی از ساعت اقای اخوان برویم توی سایت phet برویم که اقای اخوان امروز نبودند به همین دلیل زنگ زندگی فیزیک کار کردیم ما باید می رفتیم تو سایت phet  و ازمایش چگالی و شناوری را بکنیم و پنج سوال بنویسیم

کلاس های زندگی دوشنبه 13 آبان

بسم الله الرحمن الرحیم ما در روز دوشنبه دو زنگ کلاس زندگی داریم به همین دلیل متن به دو قسمت کلاس اول و دوم تقسیم می شود.
کلاس اول:امروز در زنگ اول کلاس زندگی اینگونه گذشت که آقای اخوان وقتی وارد شدند در مورد مصاحبه ای که باید درباره ی مسیولیت پذیری می گرفتیم صحبت کردند و گفتند که هنوز خیلی ها مصاحبه ی خود را به ایشان تحویل نداده اند و بعد در مورد سوال هایی که می توانستیم در این مصاحبه از فرد مصاحبه شونده بپرسیم گفتند که اکثرا راحت ترین سوال را برای پرسش انتخاب کردند در صورتی که خیلی سوال هایی بهتری می توانستید بپرسید و بعد از بچه ها در مورد این سوال ها پرسش کردند و چند نفری دست گرفتند و چند نوع سوال مختلف را گفتند و آقای اخوان پای تخته نوشتند و بعد هم آقای اخوان در مورد مسیولیت هایی که ما در زندگی داریم صحبت کردند و بچه ها کمی در مورد آن مسیولیت ها با هم بحث کردند و بعد زنگ خورد ولی چیزی که این کلاس را نسبت به بقیه کلاس های زندگی متمایز می کرد وجود مانی واحد پول مدرسه ی ما در جیب آقای اخوان بود و به مناسبت 13 آبان آقای اخوان با
استکبار تمام این مانی ها را پخش کردند تا ما با مفهوم استکبار آشنا شویم
کلاس دوم : در کلاس دوم آقای اخوان اول کمی در مورد قلمرو ها صحبت کردند و بعد گفتند که یکی از قلمروها عملکرد بهتری نسبت به آن یکی قلمرو داشته است و باید سعی کند که خود را بالا بکشد بعد از سخنگو ی یک گروه و مسیول گروه دیگر خواستند تا از قلمروی خود دفاع کنند و آن ها هم این کار را انجام دادند بعد بحث به طرف مسیولیت پذیری در مورد کشور خود کشیده شد آقای اخوان کمی توضیح دادند و بعد بچه ها کمی با هم به بحث پرداختند و زنگ خورد . ولی دیگر وسیله ی استکبار در جیب آقای اخوان نبود.
مشق های کلاس های زندگی امروز:بهبود وضعیت قلمروها

حساب ١٢ آبان ماه

به نام خدا

 امروز من در کلاس ‏حساب قبل از آمدن معلم ‏به کلاس همه ى بچه ها سر و صدا مى کردند و وقتى معلم وارد کلاس شد همه ى بچه ها ساکت شدند.

بعد همه ى بچه ها از آقاى یادگارى پرسیدند که این جلسه آزمونک داریم و در جواب آقاى یادگارى گفتند:هر وقتى که ما به خواهیم امتحان بگیرىم جلسه ى قبلش به شما مى گوییم.

بعد آقاى یادگارى جلسه را با حدیث پیامبر (ص): بدترین افراد نزد خدا کسانى هستند که سخن چینى مى کنند و بین دوستان جودایى مى اندازند. بعد از ما پرسیدنند که چگونه با سخن چین چه رفتارى کنیم ؟

بعد معلم گفتند که هر کى را که صدا زدم با نفر بعدى اش و با دفتر و کتابش به اینجا بیاید. در این لحظه همه با هم حرف مى زدند و اسدى هم  سر کلاس زبان مى خواند و سوال هایى که بلد نبود را از عباس پور مى پرسد و صیاد زاده هم با ابراهیمى و حاجى زرگر باشى درباره کلش آف کلنج حرف مى زد بعد از ۴٠ دقیقه تکلیف دیدن آقاى یادگارى تمام شد و به حل کردن سوال کار در کلاس صفحه ى ٢٠ شدیم این سوال درباره و دو عدد ستونى که دهگان باید باهم و یکان هم همین طور بعد زنگ خورد همه بیرون رفتند.

تکالیف : حل صفحه ى ٢۵ و آوردن کتاب جویا مجد

نتیجه : آقاى قبل از گرفتن آزمون جلسه ى قبلش به ما اطلاع مى دهند.

 

 

 

هندسه دوشنبه 98.8.13

بنام خدا

اقای قزوینی وارد کلاس شدند کلاس خیلی به خاطر مانی شلوغ بود و همه از اقای قزوینی مانی می خواستند پس از چند دقیقه کلاس آرام شد .اقای قزوینی گفتند :نظر شما درباره ی مانی،که اقای صیاد زاده صبح درباره ی ان گفتند:این مانی ها برگ هایی مثل پول هستند .که امروز به صورت ازمایشی می خواهیم ان را به خاطر هر کار خوب شخصی به ان مانی بدهیم .یکی یکی بچه ها به ترتیب گفتند .بیشتر کلاس گفت نا عادلانه بود .بعد از نظر ها به سراغ کتاب رفتیم اقای قزوینی گفتند:دو به دو بشوید و با هم صفحه ی 47 را که راجع به زاویه ها بود را حل کنید بعد از اینکه همه حل کردن هرسوالی را یکی حل کرد پا تخته که بعضی از ان ها تکراری بود مثل زاویه ی متقابل به راس یا در کتاب درسی پارسال بود به سوال اخر که رسیدیم زنگ خورد و همه به دنبال مانی رفتند.

نذر ما

سلام من می خوام واستون از نذری امسال بگم نذری که هر سال ما یک روز قبل از تاسوعا توی مدرسه میدیم ولی امسال به خاطر اینکه تاسوعا توی تابستون بود قصد کردیم که این نذر و توی اربعین و یا بیست و هشتم ماه صفر بدیم ما این نذر را اول به نیت سلامتی آقا امام زمان (عج ) و بیاد طفل شیر خواره امام حسین میدیم وقتی که ما کوچیک بودیم مادرم به خاطر من و خواهرم نذر کرده امسال به خاطر سفر ما به کربلا اربعین هم نشد . ما با اقای اخوان و اقای فخری هماهنگ کردیم و قرار شد روز دو شنبه شیر کاکائو را پخش کنیم ، روز یکشنبه ۲۸صفر روز وفات پیامبر (ص)و امام حسن (ع) شروع به تهیه وسایل نذری کردیم البته چون ما این شیر را از گاوداری تهیه می‌کنیم و شیری که از گاوداری میگیریم شیر محلی هست و مقدارش زیاد حدود ۱۰۰ کیلو هست از قبل سفارش داده بودیم یکشنبه ظهر برای سفارش کیک به شیرینی فروشی رفتیم و کیک های تازه سفارش دادیم و بعد با پدرم رفتیم وسایل مورد نیاز مثل لیوان های یکبار مصرف و شکر و کاکائو و ….خریدیم بعد از ظهر رفتیم و شیر را تحویل گرفتیم و برای جوشاندن و پاستوریزه کردن شیر را بردیم خانه مادربزرگم چون حجم شیر زیاد هست و دیرتر جوش میاد باید شب قبل آن را می جوشاندیم ما شب شیر راگذاشتیم توی دیگه بسیار بزرگ و چند ساعتی طول کشید تا شیر به جوش اومد و بعد از اینکه شیر به جوش اومد و یه ساعتی با حرارت کم جوشید و آماده و پاستوریزه شد شیررا گذاشتیم تا بمونه و برای صبح یکم خنک بشه صبح زود ساعت پنج مجدد شیررا جوشاندیم چون پدرم گفت شیر کاکائو باید گرم باشه خلاصه شیر را که گرم شد کاکائو و شکررا جداگانه با هم مخلوط کردیم و به شیر زدیم من خیلی دوست داشتم این مراحل را ببینم و لذت می بردم از اینکه همکاری کردم ما اون شب خونه مادربزرگم بودیم و همه این کارا رو اونجا انجام دادیم صبح زود به خاطر اینکه زودتر به مدرسه برسم مجبور شدم به همراه پدرم به مدرسه بیام و مادرم به خونه رفت و کیف و وسایل منو برام آورد وقتی به مدرسه رسیدیم بچه ها داشتن نوحه میخوندن و ما هم شیر و کیک و آماده کردیم و بین بچه‌ها پخش کردیم من خودم خیلی دوست داشتم این مراسم را و نذر را امیدوارم که همه بچه ها هم خوششون اومده باشه .

۶ آبان

معلم بعد از وارد شدن به کلاس از بچه ها خواست کتاب های درسی و دفتر های تان را در بیاورید. از کتاب را میخواند. بعد در دفتر قواعد آن را توضیح می داد و همانطور درس سه به نیمه رسید و تمرین های درس ۳ را تمام نکردیم. ایشان همچنین ماه های میلادی را روی تابلو می نوشت و از بچه‌ها می‌خواست به صورت ردیفی آنها را بخوانند هر کدام یکی را خواندنداین کار کمی طول کشید و بیشتر وقت کلاس رفت و پس از تمام شدن ماه های میلادی و دست دادن کامل و تکرار بچه ها تکلیف گفت تکلیف ها عبارتند از. املا از ماه های میلادی روخوانی از درس ۳

کلاس زندگی یکشنبه 12 مهر

بسم الله الرحمن الرحیم امروز به دلیل نبودن معلم کلاس زندگی جناب آقای اخوان ما در ساعت درس زندگی ، زندگی کار نکردیم به جای آن معلم فیزیک ما جناب آقای صیاد زاده سر کلاس ما آمدند. ایشان با خود شش لپ تاب به کلاس ما آوردند و مارا به گروه های سه نفره تقسیم کردند و به هر گروه یک لپ تاب دادند و به ما گفتند به سایتی که آزمایش های شبیه سازی شده ی درس فیزیک در آن قرار داشت برویم و در میان آزمایش ها ، آزمایش های مربوط به چگالی را انجام دهیم و به کمک هم گروهی های خود پنج سوال مربوط به چگالی از میان آنها طرح کنیم و برویم و به ایشان نشان دهیم اگر ایشان تایید کردند لپ تاب را خاموش کرده تحویل ایشان داده و بعد به سراغ کار های خودمان برویم که ما ده دقیقه ای را که از زنگ باقی مانده بود به بازی پینگ پنگ اختصاص دادیم.
این جلسه بدلیل نبود آقای اخوان تکلیف نداشتیم.

قرآن ۹/ ۸/ ۹۸?

سلام روزتون بخیر امروز می خواستم در باره ی کلاس قرآن صحبت کنم جلسه ی پنجشنبه اول کلاس امتحان روخوانی گرفتند نمره هارا یکی یکی گذاشتند وبعد از آن خود معلم خوامدند وبعد ما تکرار می کردیم و بعد از خواندن قرآن رفتیم تمارین کتاب را حل کردیم ویک نکته ی مهم پایین تمرین نوشته بود که عبارت است از:

یقوم=یاقوم=یاقومی؛گاهیبه جای ضمیر(ی)کسره می آید؛مانند:قوم=قومی:قوم من؛رب=ربی:پرودگار من.     

و حوف ناخوانا(و،ا،ل،ی)

وبعد از همه این ها سراغ داستان کنعان،پسر نوح رفتیم و برای هرشخصیت داستان یک نفر انتخاب شدند وبا صدا های بامزه داستان را می خواندند و شعر هایی از سنایی غزنوی و سعدی در این داستان شعر گفته ان که عبارتنند از:

بابدان کم نشین که صحبت بد

                                   گر چه پاکی تو را پلید کند

آفتابی بدین بزرگی را                                             

                                      لکه ای ابر نا پدید کند

سنایی غزنوی

از اینکه به سخنان من گوش فرا دادید متشکرم????

حساب یک شنبه ۹۸/۸/۱۲

به نام خدا
امروز بعد از ان که اقای یادگاری حدیثی گفتند شروع به حل کردن سوالات کتاب که از قبل نوشته بودیم کردیم و برای سوالات،بچه ها به پای تابلو میامدند.بعد از ان اقای یادگاری گفتند که کتاب ها و دفتر هایتان را به نوبت ۲ تا ۲ تا بیاورید تا من ببینم که کامل نوشته اید یانه تا نمره بگذارم و کتاب ها و دفتر ها رو دیدند و نمره گذاشتند بعد از ان گفتند که هر کس به ازای هر نمره که کم دارد( نمره ها از۲۰ بود) به همان اندازه یک صفحه از کتاب جویای مجد سوال بنویسند و جواب بدند و در اخر هم گفتند که در ازای هر فصل ریاضی که میخوانیم باید یک صفحه سوال و جواب از کتاب ششم که مربوط به حساب است باید بنویسید

عربی هفتم98/8/11

اقای شیرنشان واردکلاس شدند.وگفتند:همه 5دقیقه بخوانیدمی خواهم کوئیزبگیرم.بعدازپنج دقیقه همه برگه روی میزگذاشتندوامتحان شروع شد.بعدازامتحان اقای شیرنشان کتاب سندبادالعربی رادرس دادندوبرایمان توضیح دادند.بعدهم برگه هارابه مادادندوگفتند:اگرباهمین روندپیش برویدتااخرسال نمره نمی اوریدوامتحان های پایان ترم راهم خیلی بدمی دهید.اگرکسی کوئیزهای بعدی رااز5نمره پایین تراز3نمره بگیریدیه تنبیه مخصوص میشوید.یامیگوییم پدرومادر بیایندمدرسه تاببینیم درخانه چه کارمیکنند.اصلادرس هم می خوانند.بعدگفتند:همه یک برگه بردارندونظراتشان روبنویسندامااسمتان روننویسندوبه من تحویل بدهند.یکی ازبچه هازودترتمام کردومیخواست بدهداما اقای شیرنشان گفتند:بنشین همه راباهم میگیرم.زنگ خوردواقای شیرنشان برگه هاراگرفتند.

پایان

مهارت(تیر اندازی) 9آبان

اول درمورد حالت گیری صحبت کردیم بعد هم درمورد تتبیق وبعد تتفس
حالت گیری:از اولین روزی که به کلاس مهارت رفتیم درباره ی حالت گیری صحبت کردیم بعد از گفت و گو بچه ها دوگروه شدند اول ماشه گیری را تمرین کردیم و بعد از پنج دقیقه حالت گیری بدن را تمرین کردیم خیلی ها ایراد داشتند و ان را بر طرف کردن در این میان خیلی ها داشتند پینگ پنگ بازی میکردند و حواس ما پرت می شد و بعد از ان انها رفتند برای تمرین و ما پینگ پنگ بازی کردیم .بعد که تمرین ها تمام شد اقای ناصری درباره ی تتبیق صحبت کرد.
تتبیق:تتبیق یعنی منِ تیر انداز روزنه ی دید مگسک و خال سیاه سیبل را با هم تتبیق بدهم بعد اقای ناصری ازما نظر سنجی کرد که چه کسانی علاقه مند شدند تقریبا همه علا قه مند شده بودند
تنفس:آقای ناصری گفتند: فعلا در این کلاس بحثی نمیکنیم.
ازما پرسیدند چه کسانی می خواهند ایستاده تیر بزنند من وسه نفر دیگه نظرما ایستاده بود ولی بقیه نشسته زدند. افرادی که داشتند پینگ پنگ بازی میکردند توپشان آمد در محوطه تیر اندازی تجویدی آمد بردارد که آقای ناصری او را از سالن اخراج کرد بعد هم نفری ده تیر زدیم وبعد کلاس تمام شد.
(باتشکر)

25 مهر مهارت: آبرنگ معلم :آقا ی محمد حسین محمد صالحی مستند سازی : محمد صیادزاده

معلم وارد کلاس شد وگفت امروز فقط نگاه کنید و با آبرنگ کار نکنید تا اینجا فقط زیر رنگ ساختمان و ناقوس را زده بودیم و هنوز نقاشی خیلی کار داشت

او اول مقوا  مخصوص رابا چسب کاغذی چسپاند و بعد روی رنگ ها با اسپری آب آب پاشید . او با قلم شمشیری پنجره ها را رنگ کرد و بعد با قلم ساده

به طرح گذاشتن روی دیوار مشغول برای این کار باید قلم را سریع روی صحفه کشید.بعد پرده ها را رنگ کرد برای رنگ آمیزی آن لازم نیست دقیق رنگ کنیم

چون زیبایی نقاشی آبرنگ به آشفتگی آن است. وبعد نوبت به رنگ کردن نرده ها رسید. این بار نیز از نوک قلم شمشیری استفاده می کنیم. حالا طرح پنجره های ناقوس و آدمها را می کشیم.و بعد آن ها را رنگ

می کنیم .حالا سیم ها ی برق و ریزه کاری ها و… نقاشی می کنیم .

 

   پایان

اجتماعی نهم آبان

شروع کلاس اجتماعی با تبادل کتاب و دفتر بین من و صیادی توسط آقای کنار کوهی بود سپس معلم بیست و سوم آبان را بعنوان تاریخ امتحان مشخص کرد.

بعد آقای کنار کوهی به بررسی تکالیف پرداخت در ادامه به جواب دادن سوالها پرداختیم.آموزش درس چهارم با عنوان قانونگذاری آغاز شد و فعالیت اول را حل

کردیم.آقای کنار کوهی موقع حل تکلیف ما را تشویق و همراهی می کردند.زیر نکات مهم درس خط کشیدیم و از آنها سوال طرح کردیم.آقای معلم درمورد

کلمه همه پرسی یا رفراندوم توضیح دادند.رفراندوم به معنی رای گیری از همه مردم یک کشور برای رد یا قبول یک موضوع است.سپس در مورد وظایف و

بخشهای قوه مقننه صحبت کردند.قوه مقننه شامل مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان است .قسمت بعدی درس درمورد ادای سوگند بود یعنی

نمایندگان مجلس شورای اسلامی پس از انتخاب شدن برای شروع کار خود به قران قسم میخورند که کار خود را خوب انجام دهند.سپس زنگ خورد و ما به سوی حیاط دویدیم.

ورزش/شنبه/98/8/11

به نام خداوند مهربان

بعد از نماز همه آقای همت و تهرانی بچه های دو کلاس را به صف کردند و به سمت ورزشگاه راه افتادیم.سپس وقتی که به ورزشگاه رسیدیم به چهار گروه تقسیم شدیم  یکی آنها که فوتبال نمی کنند و وقت ارزشمندشان را به بطالت می گذراندن.دسته دوم آنهایی بودند که در زمین بالایی بازی می کردند . دسته ی سوم آنهایی بودند که درزمین پایینی بازی می کردند و دسته ی چهارم پینگ پنگ بازی می کردند. سپس هر گروه تیم کشی کردند و بازی را شروع کردند . آنهایی که بازی نمی کردند در گوشه ای با مربیان صحبت می کردند . بعد هر کس از آقای همت پول گرفتند و چیزی خریدند و به سمت مدرسه حرکت کردیم.تکلیفی نداشتیم.

پایان

زنگ هنر۸آبان

آقا وارد کلاس شدند. بچه ها دیگر سر و صدا نمی کردند.???گفتند.چه کسانی مشق هایشان را ننوشتند. بعد یکی یکی آمدند و تکلیف هارا دیدند. بچه ها خیلی سر و صدا می کردند. گفتند دیگر کلاس را ادامه نمیدهیم، بچه به ببخشید گفتن افتادند. آقا هم بخشیدند. ولی گفتند دیگر مشق هارا نمی بینم.بعد گفتند یکی بیاید و اینجا  با ایستد. و بچه ها از رویش  شکلش را بکشید دوستم بعد از۱۵ دقیقه خسته شد و روی زمین افتاد. بچه ها دیگر نکشیدند. بعد آقا به یک کسی گفت که بلند شود و بگوید فرق درست کشیدن با زیبا کشیدن را بگه دوستم کامل جواب داد. آقا رفت و تکلیف های بقیه را دید و بعد سووووووووووووووووووووووووووووووووووت

درس نگارش چهارشنبه 8آبان

به نام خدا

سلام. با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم. آقای قربانی برای ما کتاب مفهومی خواندند. این کتاب توسط مردی آمریکایی نوشته شده است. این کتاب به صورت رمان نوشته شده است. البته داستان هایش از هم جدا است. آقای قربانی فقط چند تا از داستان های این کتاب را برای ما خواندند. داستان اول ازای قرار است که : سه خواهر فضایی در سیاره ای زندگی می کردند.

دو تن از این خواهران شاداب

Image result for موجودات فضایی مهربون

ولی یکی از آنها خشک و بی روح بود.

Image result for موجودات فضایی مهربون

مردم خواهران شاداب را دوست داشتند. بنابراین خواهر شیطانی که حسودی اش می شد ، می خواست خواهران خودش را به گند بکشد. پس دست به هر کاری می زد. او سلاح های جنگی می ساخت. از مسلسل گرفته تا تفنگ تک تیر انداز.

Image result for تفنگ اسنایپر"

مردم علاقه ی زیادی به این وسایل داشتند. هرچه سلاح های او پیشرفته تر می شد بیشتر طرف دار پیدا می کرد. دیگر کسی آن دو خواهر را دوست نداشت و این خواهر حسود به هدفش رسید.

Image result for خنده شیطانی"

بعد از این داستان آقا چند داستان دیگر خواند و کلاس تمام شد. خدانگهدار

 

کلاس مهارت تیر اندازی پنجشنبه 9آبان

به نام خدا

باسلام. با یکی دیگر از مستندها در خدمتتان هستم. اول از همه آقای ناصری برای ما مبحث تیر اندازی را مرور کردند. البته با جزئیات بیش تر توضیح دادند. حرف هایشان درباره ی تفنگ بود و تطبیق روزنه ی دید، مگسک و صد البته خال سیاه بود. درباره ی طرز حالت گیری گفتند که برای این پا را به اندازه ی عرض شانه باز می کنیم که تعادل ما حفظ شود. سپس آزمایشی در این مورد انجام دادند. آزمایش این گونه بود که بای چشم هایمان را می بستیم و با پای جفت به مدت سی ثانیه ثابت می ایستادیم. آقای ناصری گفتند که اکثرمان بدنمان تکان می خورد. سپس اول پنج نفر پنج نفر بدون تیر تمرین کردیم و بعد هر کسی می خواست وایساده تیر بزند وایساده تیر زد و هر کسی هم که خواست نشته تیر بزند.

Image result for تفنگ مسابقات تیراندازی

قرار بر این شد که در جلسه ی بعدی که آخرین جلسه است شرط بندی کنیم. البته در تیر اندازی شرط بندی حرام نیست. خدانگهدار

کلاس هندسه 6 آبان

مشق و فیلم

تقریبا همه ی بچه ها ی کلاس مشق را انجام داده بودند اما باز هم آقا ی قزوینی به برنامه ی خود نرسیدند.در فیلم هم آقا ی قزوینی راجع به زاویه حرف زدند. بعضی از بچه ها به دلیل عضو نبودن در گروه هانتوانستند فیلم را ببینند پس آقا ی قزوینی راجع به روش ها ی دیدن فیلم را توضیح دادند.

در کلاس

در کلاس ما باید تا آخر صفحه ی چهل هفت حل می کردیم تما ما تا آخر صفحه ی چهل و شش حل کردیم. از قبل ما فعالیت صفحه ی چهل و چهار را فقط حل نکرده بودیم.

توضیح ها

آقا ی قزوینی در کلاس راجع به مفهوم زاویه،نوع نام گذاری آنها،حالت هایی که زاویه به وجود می آید و مکمل و متمم حرف زدند.

برا ی جلسه ی بعد

برا یجلسه ی بعد هیچ مشقی نداریم چون درس را تمام نکردیم مشقی نداری نه باید فیلم ببینیم نه مشقی برای نوشتن داریم.

ورزش شنبه 4ابان

روز شنبه 4آبان زنگ سوم تمام شد ومانه به حیاط رفتیم وبه خاطر بی نظمی بچه‌ها با بیست دقیقه تآخیربه سوی ورزشگاه حرکت کردیم. درورزشگاه آقا همت گفت هرکس میخواهد فوتبال بازی کند پیش آقا تهرانی برودوهرکس می خواهد پینگ پنگ بازی کند به اتاق پینگ پنگ برود.این هفته نسبت به هفته ی پیش تعداد کسانی که به پینگ پنگ آمدندبیشتر شده بود. هنوز ساعت به دو نرسیده بود که آقای همت سوت را زد. همه بچه‌ها خیلی ناراحت شدن و به آقای همت و تهرانی اعتراض میکردند.این اعتراض ها ادامه داشت تا آقا همت عصبانی شد و با فریاد گفت یک ذره بهتون رو دادم پرو شده آید. همه بچه ها ترسیدند وبعد به صف شدند و به سوی مدرسه راه افتادند

مهارت1398/8/9

امروز ما دوباره به سالن تیر اندازی رفتیم. حاج آقا اول به ما وعده ی شرط بندی و امتحان در جلسه ی بعد را داد بعد بچه ها تعجب کردند و گفتند مگر شرط بندی حرام نیست؟ حاج آقا گفت شرط بندی در هر چیزی به غیر از تیر اندازی حرام است. و بعد در مورد حالت گیری و تنفس حرف زدند بعد از چند دقیقه ما پشت سلاح رفتیم و 10 دقیقه مباحثی که حاج آقا درس داده بودند و این جلسه درس داد را تمرین کردیم . وقتی کسی نوبتش تمام میشد ویا هنوز نوبتش نشده بود پشت سر کسانی که تیر می انداخت پینگ پنگ
را هوایی بازی می کردند . بعد از تیر انداختن اشکالاتمان بررسی و رفع شد، بعد هر کداممان10تیر انداختیم و بعد سوار بر پراید حاج آقا شدیم . در ماشین ،ربانی که موبایل حاج آقارا گرفته بود مثل بچه ها با موبایل خاموش ادای حرف زدن باگوشی را در می اورد . ولی ما اخر نفهمیدیم با مادرش حرف میزند یا با اکبر همسایه

قلمرو ی کلاس 2 هفته ی پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح مسؤلیت ها از این قبیل است :-تجویدی:سرگروه و مستند ساز-پیری:سخنگو-جاوری :فرهنگی-ثالثی:سطل آشغال-اسماعیلی و ربانی :جاروی کف کلاس-خطیبی و پورمدنی و جعفری:تمیز کردن تابلوها ،میزها و کمد
آقایان تجویدی و پیری که کار کمتری نسبت به بقیه دارند در کارها به بقیه کمک می کنند.

آزمایشگاه_گروه ه۲

(سرگروه:متین یزدانی)( سخنگو:صیادی)(نویسنده تغییرات:قندهاری)

کارگاه و زیر پله و یخچال:مظفری_یوسفی_یزدانی

کف و صندلی ها و دیوار ها: قندهاری_محققیان_صیادی

کابینت و سطل زباله:شیرانی_فقهی_مهدی پور

مستند سازی و فرهنگسازی:یزدانی_شیرانی

کلاس فارسی در دو شنبه 1398/8/6

به نام خدا
سلام دوباره به همه ی بچه ها من سهیل عباسپور هستم از هفتم مسولیت
در روز دوشنبه 1398/8/6 در ساعت 8 صبح تا 9 صبح با آقای مجیدی کلاس داشتیم حالا بگذارید تا برایتان توضیح دهم که چه اتفاقاتی افتاد. آقای مجیدی وارد کلاس شد بعد گفت: بچه ها من می خواهم از شما امتحان از همان پنج شاعر بگیرم. من با خودم گفتم: وای من که هیچ چیز نخوانده ام !!!. سریع کتاب را باز کردم و آن پنج شاعر را نکته های مهمشان را درعرض پنج دقیقه حفظ کردم. معلم برگه ها را داد تا جواب دهیم در آن برگه نوشته بود هرچی در مورد این شاعران می دانید هرکدام را در دو خط بنویسید. من اولش فکر کردم که خیلی این امتحان سخت است اما برای من خیلی آسان بود ولی برای علی ابراهیمی بسیار سخت بود علی خودش هم گفت که خودش هیچ چیز نمی داند گفت فقط درمورد سعدی نوشتم من هم به او گفتم خسته نباشی. معلم برگه ها را گرفت. وقت رسید به پنج دقیقه ی آخر من گفتم من که حدس می زنم از 20 یا 20 یا 18 میشوم

حیاط کفپوش هفتم مسئولیت

مسئولیت های نظافت

جارو کشیدن

ریاحی_دهقان_اسدی_حبیباللهیان

اب پاشیدن

اسماعیلی _احسانپور

سطل ها

افشار_ابراهیمی

فرهنگ سازی مانند پستر زدن

حاجی زرگرباشی

سخنگو و مستند سازی:ریاحی

نماینده:احسانپور

هندسه دوشنبه۶آبان

آقای قزوینی به کلاس وارد شدند و پس از حضور و غیاب شروع به حل کردن کار در کلاس کردیم که باید توضیحات آن را از روی فیلم آقای قزوینی می فهمیدیم سوالات این دو صفحه(۴۵،۴۶) مربوط به انواع زوایا،اندازه وطریقه نام گذاری آنها بود.

که زوایا و اندازه هایشان عبارتند از:(زاویه تند یا حادّه:کمتر از۹۰درجه،

راست یا قائمه:۹۰درجه،باز:بیش از ۹۰درجه و کمتر از ۱۸۰درجه

نیم صفحه:۱۸۰درجه)ودر صفحه اول اشاره ای به زاویه های متمم(دو زاویه ای که مجموع آنها با یکدیگر ۹۰ درجه بشود)و مکمل(دو زاویه ای که مجموع آنها بایکدیگر ۱۸۰درجه بشود)شد.همچنین یک سوال هم درمورد زوایای متقابل به راس بود که تعریف آن را در سال ششم هم داشتیم(زمانی که دو خط راست یکدیگر را قطع نمایند چهار زاویه ایجاد میگردد که دو زاویه روبه روی هم باهم برابرند)ودر صفحه ۴۶ هم درباره مثلث ها و زوایای آنها و شکل های محدب،مقعر و منتظم توضیحاتی داده شده بود البته وقت نشد این صفحه را حل کنیم و همچنین تمرین صفحه بعد را.

کلاس فارسی دوشنبه 6 مهر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس فارسی ما در روز دوشنبه از این قرار بود که : معلم ما بلافاصله وقتی که وارد کلاس شد به ما گفت چند دقیقه برای خواندن امتحان وقت دارید و بچه ها شروع به خواندن کردند بعد از چند دقیقه معلم برگه های امتحان را جلوی ما گذاشت و گفتند یک ربع برای نوشتن وقت دارید محتوای برگه از این قرار بود :معلم ما نام پنج نویسنده را در برگه نوشته بود و از ما خواسته بود که درباره ی آن نویسنده ها توضیح بنویسیم و نام چند اثر از آن ها را بنویسیم. بعد از اتمام وقت معلم برگه هارا جمع کرد و امتحان روخوانی درس دوم را شروع کرد هر یک از بچه ها طبق لیست معلم می خواندند و معلم برای آن ها نمره ی زیبا خوانی و درست خوانی را می گذاشت بعد از اتمام پرسش از همه ی بچه ها معلم نمره ی بهترین نفرات کلاس را اعلام کرد که فقط یک نفر از آنها نمره ی کامل را گرفت. این بود کلاس فارسی روز دوشنبه ی ما.

ادبیات فارسی/دوشنبه/6/8

من مسئول درس زیست هستم ولی به دلیل اینکه سه شنبه تعطیل است من درس فارسی را می نویسم
وقتی اقای مجیدی وارد کلاس شد بچه ها استرس داشتند چون قرار بود امتحان گرفته شود
اقای مجیدی برگه ها را به بچه ها داد بچه ها شروع کردند به نوشتن امتحان در مورد پنج شاعر بودند نام شاعران قیصر امین پور خواجه عبدالاه انصاری سعدی شیرازی شیخ محمود شبستری حکیم ابو محمد یوسف نظامی بودند زمان امتحان تقریبا 15 دقیقه بود
بعد از امتحان شاعران وقت امتحان رو خوانی بود بچه ها شروع کردند به خواندن اقای مجیدی هر کس را صدا می زدند ان نفر شروع به خواندن می کرد و وقتی خواندنش تمام می شود اقای مجیدی نفر بعدی را صدا می زدند ونفر قبلی ساکت می شد و نفر بعدی شروع به خواندن می کرد وقتی خواندن بچه ها تمام شد بچه ها اصرار می کردند که نمره ها را اقای مجیدی بگوید وقتی اقای مجیدی نمی گفت ولی به خاطر اینکه بچه ها اصرار می کردند فقط اسامی ان هایی که درست و زیبا خواندن گفتند که منم جز یکی از ان ها بودم بعد اقای مجیدی گفت یک بار دیگر فایل صوتی را گوش دهید چون یک بار دیگر می خواهم امتحان رو خوانی بگیرم

پیمایش به بالا