آذر ۱۳۹۸

تاریخ ۲۸ آذر

به نام خدا

آقای نوری تاخیر داشت و همین علت آقای حاجی احمدی سر کلاس ما آمدند و زمانی دادند تا کتاب را مطالعه کنیم و برای امتحان آماده شویم پس از ۱۵ دقیقه آقای نوری آمدند و ایشان هم مدتی برای مطالعه دادند سپس برگه های امتحانی را پخش کرده و بچه ها شروع به جواب دادن کردند بعضی از بچه ها توانستند زودتر از موقع معین تمام کنند و برگه های خود را با آقای نوری داده و به حیات رفته تا بقیه بچه ها می توانند در آرامش امتحان دهند پس از اتمام زمان آزمون همه به کلاس برگشتند و آقای نوری  جواب امتحان را بعضی ها خوشحال و بعضی ها غمگین شدند آقای نوری جواب سوال آخر را نداده بود که زنگ خورد

اجتماعی ۲۸ آذر

به نام خدا

 آقای کنارکوهی بعد از ورود به کلاس شروع به دیدن تکلیفِ ها کرد و دو نفری که تکلیف های ویژه داشتند تکلیف آنها را دید و دانش آموزی که تکلیف هایش را نوشته بود از کلاس بیرون کرد به واحد گفت تا درس جدید را بخواند پس از مدتی کوتاه اولین سوال را گفت توضیحاتی درباره گفته بود داد مشاغل سه دسته است صنعت کشاورزی خدمات  و مدیریت کنترل کننده این سه است مشکل ما هم مدیریتی است در همین حین دانش‌آموز اخراج شده کلاس برگشت پس از اتمام توضیحات آقای کنارکوهی دانش آموزی آقای  کنارکوهی سوال می گفت زیر جواب آن خط می کشیدیم باز دوباره کسی دیگری می خواند این کار تا آخر کلاس ادامه پیدا کرد

کلاس زیست سه شنبه 26آذر امیر محمد دهقان

در کلاس زیست پرسش کلاسی داشتیم از کل چیز هایی که یاد گرفته بودیم که از سلولز ها ویاخته ها وسلول وهترو تروف و هسته و سیتو پلاسم و……… که برای مثال:

هسته: فرماندهی یا خته ها     غشای یاخته: تنظیم ورود و خروج مواد      دستگاه گلژی: بسته بندی وترشح مواد     اسمز:انتشار آب در شرایط خاص واختلاف غلظت دو محیط   و راکیزه که تولید انرزی میکند مانند باتری  وسلول هم که کوچک ترین عضو بدن است که فعالیت های حیا تی در آن صورت می گیرد و انواع بافت پیوندیدر بدن ما که بافت پوششی وبافت عصبی و……      .  وسوال های دیگر که نمره داشت

و اینکه درس امروز مان هم درباره تغذیه سالم بود که توضیحاتی ز کر بو هیدرات: که گروهی از مواد مغذی هستند که انرژی مورد نیاز بدن را تا مین می کنند ودرباه کر بو هیدرات ساده مانند گلو کز،فرو کتوز،گالاکتوز

و مرکب آن:پلی سا کارید مثل نشاسته وسلو لز وگلیکوژن است

سپس نکاتی هم معلم گفت برای مثال مالتوز یعنی قند جوانه جو ولاکتوز یعنی قند شیر واینکه سلولز تجزیه نمی شود ونشاسته تجزیه می شود

 

 

درس عربی26/9/98

به نام خدا

اقای شیرنشان وارد کلاس شد تا نشست گفت 5 دقیقه زمان دارید تا کتاب را مرور کنید چون می خواهم مثل همیشه کویز بگیرم ما شروع کردیم به خواندن… اقا گفت 5 دقیقه تمام شد اگر کسی پایین نمره 3 بیارد میرد بیرون  همه یکی یدونه برگه بذارند جلو شون بعد داخل ورد شون امتحان را اوردند وما جواب دادیم امتحان تمام شد اقا به ما وقت دا د تا برای امتحان جامع مقداری درس بخوانیم اما هنگام درس خواندن ما من برگه ها را صحیح می کنم و کتاب ها را می بینم در بین این بازدید های اقا کازرونی و نظری از کلاس رفتند بیرون اما به برگه های بعضی ها نرسید همه توی ان زمانی که اقا داده بود داشتن درس می خواندند یا که درس می نوشتن بدبختانه اقا به برگه ی من نرسید تا صحیح کنند زنگ خورد اقا مشقی این جلسه ندادند  و ما رفتیم صبحانه خوردیم

پایان

کلاس یکشنبه 24 آذر

بسم الله الرحمن الرحیم کلاس ما در روز یکشنبه با ارایه ی گروه خودمان همراه بود یعنی این که ما یک درس از کتاب تفکر را باید انتخاب می کردیم و آن را تدریس می کردیم ما در اول کلاس قوانین کلاس را به صورت پاورپونت نمایش دادیم و بعد از آن به به سراغ درس اصلی خودمان رفتیم که به صورت پاورپوینت آماده کرده بودیم . درس را که شروع کردیم در همان سوالات اول با هجمه ای از سوال مواجه شدیم که این یعنی که وقت ما در خطر است برای همین سوالات بعدی را در زمان کوتاه تری پاسخ دادیم تا این که به انتهای پاور پوینت رسیدیم و به دلیل کمبود وقت آن را خلاصه کردیم و بعد به سراغ کلیپ نحوه ی آموزش مدارس ژاپن رفتیم که جالبی این کلیپ در شباهتش با همت مدرسه ی زندگی بود وسط کلیپ هم زنگ خورد ! خودتان میدانید بچه ها برای پینگ پنگ چه کار می کنند!!
تکلیف: دفتر زندگی ، روزنگار

فرهنگ و هنر ۹/۲۰

آقا محمد صالهی وارد کلاس شدند و گفت که

من مشق ندادم  وبعضی از افراد مکعب های کشیده اند وآقا برای آن برای آن دسته آدم های که مکعب کشیده اند مسبت گذاشت و آن های که نَنِوشته بودند منفی نگذاشت .

ولی  مسبت هم نگذاشت  وآقا پرس پکتیو ۲ نقطه ای را گفت  و نکتهی مهمی راگفت “که من به یاد نمی آورم.

تکلیف ” تکلیف ما این است که یک ماشین بکشیم.‌‌‌‌‌

خدا حافظتان باشد

مهارت 9/23

بعد از ورود اقای صالحی بچه ها درخواست کردند که امروز که هوا خوب است به حیاط برویم. آقای صالحی قبول کردند بعد هر گروه رفت و تخته های خود را اوردند وبعد شروع به کار کردیم یکی از افراد گروه ما نیامده بود برای همین برای پیچ کردن از اقای موذنی کمک گرفتیم البته بعد خود اقای موذنی پیچ کردن را به ما یاد دادند و رفتند. بعد از پیچ کردن زنگ تفریح شد و تقریبا 10 تا 20 دقیقه زنگ تفریح داشتیم.در زنگ تفریح مهدی پور که مهارتش مکالمه عربی است گفت:از این مهارت انصراف دادم ماهم چون دیدیم یک نفر در گروه غایب است به مهدیپور گفتیم:که بیاید و به ما کمک کند و او قبول کرد به نظر من اگر مهدی پور مهارت نجاری را انتخاب می کرد بهتر بود.
بعد چهار چوب کمد را ساختیم البته قندهاری کمک نکرد چون با مهدی پور بحثش شد ورفت پینگ پنگ .

تکلیف: کامل کردن رحل .
(باتشکر)

مهارت کار با چوب ـ16\9\98ـ شنبه

ما همه منتظر اقای صالحی بودیم ولی به جای اقای ایشان اقای موُذنی امدند و همه متعجب بودیم.اقای موُذنی گفتند که بروید و تکه چوب ها ی که اماده است را بیاورید. چوب هارا بر اساس اندازه هایی که زده ایم اوردیم. خود اقا هم رفته بودند تا اره عمود بر ، پیچ گوشتی ،پیچ و دریل بیاوردند . پیچ گوشتی به اندازهی گروه ها نبود و یک گروه بدون پیچ گوشتی می ماندو ما سر این قضیه با هم جنگ می کردیم . نصف تایم گذشت و ما رفتیم به زنگ تفریح، ولی وقتی آمدیم به کلاس آقای موُذنی غیبشان زده بود و آقای صلحی آمدند و از اقا پرسیدیم که آقای موُذنی کجا هستند و اقای صالحی گفتند که آقای موذُنی در یک مدرسه ی دیگر کلاس دارند و رفتند. همه در تعجب بودیم. ما علامت گذاری ها را انجام داده بودیم و شروع کردیم به سوراخ کردن چوب با دریل. باز هم سر دریل با هم دعوایمان می شد. در این جلسه فقط وقت کردیم که چوب را سوراخ کنیم.

پایان

مهارت کار با چوب ـ 9\9\98 ـ شنبه

روز نقشه کشی برای ساخت کمد فرا رسید.

اقای صالحی وارد کلاس شد و همه ی بچه ها روی هوا بودند ،یکی روی میز،یکی تخته را پاک میکرد و یکی اثلا بیرون کلاس بود. همه نشستیم ولی اقای صالحی یک جورایی عصبانی بود.به خیر گذشت و شروع کردیم به گروه کردن بچه ها، در اولین باری که گروه شدیم چند نفری راضی نبودند.یا از شخصی که داخل گروه بود راضی نبودند یا که در گروه دوستان خود نبودند و می خواستند پیش دوستان خود باشند.چند باری گروه ها را از اول چیدیم تا همه راضی شوند اما اقای قندهاری هنوز هم راضی نبود ولی با صحبت های اقای صالحی این مشکل هم حل شد.همه با توجه به گروه هایی که تقسیم شده ایم نشستیم . اقای صالحی گفتند این اندازه ها را یک جا یادداشت کنید و شروع کردند . شکل کمد را کشیدند و اندازه هارا روی تابلو نوشتند و برایمان توضیح هم دادند. کمی سخت بود ولی بچه ها خوشحال بودند که میخواهند کمد مخصوص خودشان رابسازند.وقتی که اقای صالحی تمام اندازه ها را نوشتند و توضیح دادند هنوز وقت کلاس تمام نشده بود به همین دلیل ما را ازاد گذاشتند که هر کاری دلمان میخواهد انجام دهیم .

پایان

حساب 19آذر

 همه بچه ها وارد کلاس شدند و بعد آقای یادگاری وارد کلاس شد و کلاس را با حدیثی از امام رضا علیه السلام شروع کرد که می فرماید : اگر دعا کنید اما تلاش برای آن نکنید خودتان را مسخره کرده اید. بعد از این حدیث، آقای یادگاری به بچه ها گفت همه  گروهی شوند. بعد  بعد از گروهی شدن آقای یادگاری صیاد زاده را صدا زد تا سوال های فعالیت را حل کند و آن را توضیح دهد. بعد از حل فعالیت آقای یادگاری یک مثال برای این فعالیت زد و بعد گفتند که صفحه ۳۸ و ۳۹ را باهم  گروهی بررسی کنید. در موقع بررسی، آقای یادگاری بالای سر هر گروه رفت و مشکلات آن گروه‌ها برای آنها توضیح داد. بعد از بررسی آقای یادگاری یک روش دیگر برای حل معادله گفتند  بعد از آن اسماعیلی و حاجی زرگرباشی هر دو یک معادله را حل کردند. بعد از احسان پور رفت تا کار در کلاس حل کند اما آن نتوانست آن را حل کند ولی به جای آن آقای یادگاری آن را حل کرد. بعد ابراهیمی فعالیت صفحه بعد را حل کرد. بعد از حل  فعالیت گروه اسماعیلی، نظری و سادات کازرونی را اخراج کرد و به نزد آقای مجیدی برد. بعد به نماینده کلاس گفت تا اعضای این گروه را عوض کند. بعد زنگ خورد و همه بیرون رفتند .

 

زنگ دوم حساب

 بعد از زنگ اول حساب، آقای یادگاری وارد کلاس  شدند بعد بررسی کردند که ببینند گروه اسماعیلی، نظری و سادات کازرونی در چه گروهی هستند. دیدند که گروه‌ها بد است و خودشان آن گروه را     جابه جا کردند. بعد از آن تکلیف ها را دادند. بعد از آن احسان پور، نظری ، زمانیان و ریاحی آمدند تا سوالات صفحه ۳۶ را حل کنند. بعد از حل سوالات،  آقای یادگاری گفتند صفحه ۴۹ جویا مجد را باز کنید تا یکی یکی  سوال های آن را حل کنیم. به ترتیب سوال ها را حل کردیم. زنگ خورد و همه بچه ها رفتند.

فیزیک یکشنبه 24اذر 1398

اقا وارد کلاس شدند و گفتند امروز کمی درس فصل هشت را جلو میبریم و در ادامه چند نمونه سوال از درس های یک و دو جهت امادگی برای امتهان فردا حل می کنیم

فصل هشت دو بخش داشت ما بخش اول را در جلسات قبل حل کرده بودیم و اقا درس داده بودند این جلسه وارد بخش دوم شدیم

اقا گفتند که انرژی دو بخش دارد

1.ذخیره شده(پتانسیل):

مانند:1)هسته ای 2)شیمیایی 3)کشسانی 4)الکتیریکی (ساکن) 5)گرانشی

1.هسته ای مانند سنگ اورانیوم 2.شیمیایی مانند غذا 3. کشسانی مانند کش کشیده شده 4.الکتیریکی (ساکن)مانند خازن 5.گرانشی مانند ماژیکی که می خواهد به زمین بیفتد ولی ما به وسیله دست جلوی ان را گرفته ایم

2.ازاد شده:

مانند: 1)نورانی 2)صوتی 3)گرمایی  4) الکتیریکی(جاری) 5)حرکتی

1.نورانی مانند چراغ 2.صوتی مانند رادیو 3.گرمایی مانند شوفاژ 4.الکتیریکی(جاری) مانند المنت یا سیمی که در ان برق رد شود 5.حرکتی مانند چرخیدن پنکه

ما تبدیل انرژی هم داریم مانند پنکه که انرژی الکتیریکی را به حرکتی تبدیل می کند

بعد چند سوال در رابطه با پیدا کردن جرم ، حجم ، چگالی یا جرم ، وزن ، شدت جاذبه

و بعد این مثلث ها که من به طور نوشته می گویم را گفتند

جرم÷چگالی=حجم     جرم÷ حجم=چگالی     حجم×چگالی= جرم

وزن÷جرم=شدت جاذبه     وزن÷شدت جاذبه=جرم      شدت جاذبه×جرم=وزن

و سوت

کلاس مهارت 16 آذر

در اوایل زنگ به سالن تیر اندازی زیتون در خیابان دکتر حسابی رفتیم.به دلیل اجازه نداشتن برای نیاوردن کیف های خود نتوانستم بعد به خانه برگردم چون خانه ی ما در همان خیابان است.

در اوایل کلاس

در همان ابتدا آقای ناصری تمام  نکاتی را که به ما آموختند را در آنجا یک توضیح کوتاهی در مورد همه چیز دادند تا بتوانیم تیر های دقیق و خوبی بزنیم.

توضیح ها

در آن توضیح ها ایشان روی دو چیز تاکید داشتند.ماشه کشی و تطبیق عناصر دید.ماش کشی یعنی چگونه رها کردن ماشه و تطبیق عناصر دید یعنی قرار گرفتن چشم و  روزنه ی دید ومگسک و خال سیاه در یک راستا.

ماشه کشی و تطبیق عناصر دید

بعد از آن توضیح ها ایشان چهار نفر چهار نفر فرستادند تا همه ماشه کشی و تطبیق عناصر دید  را درک کنیم.

در پایان کلاس

بعد که پرسش هم تمام شد هر نفر ده تیر و یک سیبل گرفت تا بتواند تیر زدن را امتحان کند. بعد که تیر زدن تمام شد همه اسم و تاریخ را روی سیبل نوشتیم تا پیشرفت خود را ببینیم در این چند جلسه ی باقی مانده.

زنگ زبان بیست آذر ماه

به نام خدای عزیز. اقاآوارد کلاس شدند.گفتند کتاب ها بدون اسم نباسد. و بعد یکی یکی  مشق های که باید مینوشتیم را دیدند، بعضی از بچه مشق هایشان را ننوشته بودند، گفتند که کتاب هایتان را در اورید .  آقا لیسنینگی برای ما گذاشتند. یکی از بچه ها سر وصداو کرد. معلم میخواست که آن را به بیرون بیندازد ولی دوستم از آقا معذرت‌خواهی کرد. معلم گفت که بادقت گوش دهید.  بعد چند کلمه را باهم تکرار کردیم. مثلHelloوGoodmorningو…بعد در کتاب تمرینی را نوشتیم، گفاندگ که پرسش داریم  بعد پرسش گفتند که کلمه هایی که شنیدید را در دفترتان بنویسید. معلم دباره لیسنینگی گذاشتند وبعد گفتند یکی یکی با آن تکرار کنید . مشق ها را گفتند صفحه W2وW3 را بنویسید.  سووووووووووووت

فرهنگ وهنر ۲۰/آذر

امرز آقاتکالیف را دیدند و دربارء وظیفه و مسعولیت حرف زدند

و تا که زنگ خورد و آقا گفتند که تکلیف را در بَله بگذارد.

  1. و هفته ی دیگر آقا مشق را می بینند .
  2. و پرسپکتیو را درس خواهند داد.

 

ادبیات ۲۱ آذر

 نکته به خصوص: آقای اخوان برای ارزیابی مستند وارد کلاس شده وپشت میز پیش بقیه دانش آموز ها نشست

آقای مجیدی بعد از ورود به کلاس توضیح داد کلاس مسئولیت از هدف حدود ۱ جلسه عقب تر است پس خواهش کرد نظم کلاس را رعایت کنند ورفتیم سراغ معنی شعر  با بهاری که میرسد از راه . او به این صورت فردی را برای  معنی کردن شعر انتخاب می کرد کسی عددی رو می گفت آن عدد را روی لیست پیدا کرده و به آن فرد می‌گوید  شعر را معنی کند

 در بیت اول پس از معنی شدن اشتباه معلم راه جدیدی برای معنا کردن شعر یاد داد روش او این بود که چون شاعر برای زیبا کردن شعر کلمه ها را جابجا میکند پس ما برای معنی کردن شعر باید کلمه های شعر را جابجا کنیم پس از انجام این روش و درست معنی شدن بیت اول به سراغ بیت های دیگر با همان روش رفتیم ولی از بیت ۵ به بعد دیگر نیازی به معنی کردن نبود چون معنی آن خود شعر می شد دیگر از جابجایی استفاده نکردیم و حتی ننوشتیم

در حین این کار واحد برای اینکه غلط گیر را باز کرده و تمام مایعات را بر روی میز  ریخته همین طور غلط گیر مال اسماعیلی بوده کلاس اخراج شد و حدود ۴۵ دقیقه جلوی در دفتر ایستاده بود ولی چون کسی در درون دفتر نبود  کسی او را ندیده  تا اینکه آقای صیادزاده آخر کلاس واسطه شد تا واحد به کلاس بیایند و یک غلط گیر برای اسماعیلی بخرد

بعد از تمام شدن معنی کردن شعر سراغ دانش زبانی رفتیم دانش زبانی این بود که با اضافه کردن بعضی چیز ها می توانیم متن را از حالت زبانی به حالت ادبی در بیاوریم مثلاً آرایه یا قید و متمم و مفعول و مسند

با خوردن زنگ آقای مجیدی  تکلیف افتاد و گفت نوشتن صفحه ۵۶ و ۵۷

21/9/1398درس ورزش

به نام خدا

امروز سریع بچه هاصف شدند تا بریم امروز اقای اخوان هم با ما می اید ما رفتیم داخل مینیبوس تا بریم اقای اخوان امد تو مینیبوس ما ما ورزشگاهمون عوض شد ورزشگاه توحید رفتیم خیلی کوچک بود اقای طهرانی ما را به دودسته کرد اقای اخوان هم امد بین این دو دسته تا بدود ما سریعد دویدیم بعد روی خط ایستادیم و گرم کردیم چون ورزشگاه کوچک بود نمی تونسیم والیبال کنیم برای همین همه فوتبال کردیم ولی اقای اخوان با چند تا از بچه ها فوتبال نکردند و کنار زمین با یک توپ والیبال کردند بعد تیم ها اماده شدند تا بازی کنیم تیم ما خیلی بد بود به این علت اقای طهرانی با تیم ما امدند ولی اخر ما اخر شدیم تجویدی یک گل سر زد و ثالثی 2 تا تیرک زد و من هم 2 تا تک به تک گرفتم و تمام شد ما امدیم داخل مینیبوس  شدیم و امدیم مدرسه

پایان

درس ورزش 14/9/1398

به نام خدا

ما توی حیاط مدرسه جمع شده بودیم اقای همتی گفت اتوبوس ها بیرون منتظر ما هستند صف را سریع اماده کنید تا سریع بریم ما صف شدیم و راه افتادیم که بریم در راه نظری بی مزگی می کرد خب دیگه رسیدیم بچه ها تا سالون را دیدند پخش در سالون شدند و دویدند اقای طهرانی همه را به دو دسته مساوی تقسیم کردند برای اینکه بدویم و گرم بشیم بعد از چند دور دویدن اقا گفت وای سید می خواهم کششی کار کنیم  کار که ما هم کردیم بعد اقا مارا برای فوتبال و والیبال جدامون کرد من جزو فوتبالی ها بودم سر گروه ما اقای زمانیان بود ما شروع به فوتبال کردیم زمان گذشت و ما تمام تیم های فوتبال را بردیم من خیلی خوشحال بودم چون من یکی تک به تک را گرفتم

ما توی حیاط مدرسه جمع شده بودیم اقای همتی گفت اتوبوس ها بیرون منتظر ما هستند صف را سریع اماده کنید تا سریع بریم ما صف شدیم و راه افتادیم که بریم در راه نظری بی مزگی می کرد خب دیگه رسیدیم بچه ها تا سالون را دیدند پخش در سالون شدند و دویدند اقای طهرانی همه را به دو دسته مساوی تقسیم کردند برای اینکه بدویم و گرم بشیم بعد از چند دور دویدن اقا گفت وای سید می خواهم کششی کار کنیم  کار که ما هم کردیم بعد اقا مارا برای فوتبال و والیبال جدامون کرد من جزو فوتبالی ها بودم سر گروه ما اقای زمانیان بود ما شروع به فوتبال کردیم زمان گذشت و ما تمام تیم های فوتبال را بردیم من خیلی خوشحال بودم چون من یکی تک به تک را گرفتم  بعد اقا سوت اخر را زد و ما بردیم و تمام

پایان

کلاس زندگی یکشنبه 20 آذر

به نام خدای عزیز
کلاس زندگی یکشنبه ی ما ارایه درس بزرگمردان کوچک توسط گروه آقای ربانی بود و آقای اخوان دانش آموزی مثل ما بودند اول کلاس آنها قوانین کلاس را برای دانش آموزان توضیح دادند و بعد آقای ربانی خلاصه ی داستان را برای ما تعریف کرد بعد از تعریف آقای ربانی فیلم مستند بزرگمردان کوچک قسمت اول را برای ما پخش کردند و ما دیدیم و مشاهده کردیم آنها در مورد قسمت اول که برای ما توضیح دادند قسمت دوم را پخش کردند و بعد در مورد آن هم توضیخ دادند بعد از آن آقای پور مدنی به ما گفت که کتاب هارا باز کنیم و سوالات صفحه ی پانزده کتاب تفکر و سبک زندگی را کامل کنیم و ما هم این کار را کردیم بعد به پایان زنگ که نزدیک شدیم آقای ربانی برای ما تیزر فیلم سینمایی آن بیست و سه نفر را پخش کرد و بعد نگ به صدا در آمد این بود کلاس زندگی یکشنبه ی ما
تکالیف : نوشتن دفتر زندگی ، کامل کردن درس بزرگمردان کوچک

کلاس شیمی دوشنبه 18 آذر

درکلاس شیمی دعوایی شده بود که معلم دربارهی آن تذکر داد وسپس نمرات امتحان را گفت و نوشت که بیشتر بچه ها نمره های بسیار پایینی آورده بودند و معلم یک فرصت جبران داد و اینکه یک جریمه به بچه ها داد که حدود 50 سوال راکه در گروه داده بود را باید می نوشتیم

معلم در جلسه ی قبل گفته بود که باید کلاس تمیز باشد و  الا نمره کم می کند  بعد به سراغ درس آمدیم  که معلم انبساط را درس داد وانقباض را درس داد که توضیح وبا مثال هم توضیح داد              انبساط:یعنی بزرگ شدن زمانی که ذرات از هم دور شود.        انقباض:یعنی کوچک شدن زمانی که مولکول های ذرات به هم نزدیک شوند.

نکته:هرچه فاصله ذرات ماده از هم بیشتر باشد وجاذبه آنها کمتر باشد ماده در اثر سرد شدن وگرم شدن تغییر حجم بیشتر خواهد داشت

رتبه انبساط بیشتر از بزرگ به کوچک به ترتیب:گاز مایع فلز جامد نافلز جامد

سوال_حجم های مساوی از مواد زیر را تا دمای 20- درجه سرد می کنیم در پایان حجم کدامیک بیشتر است

1_گاز نیتروژن 2_اتانل یا الکل هلبی 3_آهن 4_گوگرد جامد

جواب هم گزینه 4 است گوگرد چون به خاطر جامد بودن واینکه کمتر کم می شود

وسپس توضیحاتی درباره دما وگرما

دما:معیار یا میانگین است از سرعت ذرات ماده    گرما:انرژی که از جسم سرد به گرما منتقل می شود ویک توضیح دیگر اینکه:انرژی که در اثر جنبش ذرات ماده ایجاد می شود

واینکه چرا سرما وجود ندا رد  زیرا ذرات همه ی مواد در حال حرکت هستند که این بحث طولانی دارد

وقتی اقای صیاد زاده وارد کلاس شد اول مشق های بچه هارا دیدند و نمره هر فرد را لحاظ کردند وقتی دیدن مشق بچه ها تمام شد اقای صیاد زاده گفتند ما چون درسمان را کامل دادیم واماده ی امتحان هستیم درسمان را کامل دادیم واماده ی امتحان هستیم می رویم این جلسه سراغ خیلی سبز کار می کنیم اقای صیاد زاده شروع کردند کتاب خیلی سبز را شروع کردند و گفتند از اول نیمکت به ترتیب همه همه شروع کردند به خواندن سوال وحل کردند سوال و حل کردند ان بعضی از بچه ها درست نوشته بودند و درست جواب دادند و بعضی ها اشتباه نوشته بودند و درست اشتباه نوشته بودند و اشتباه جواب دادند و بعضی ها اشتباه نوشتند ولی درست پاسخ دادن میانگین به هر فر دو بار خواندن رسید وقتی کتاب خیلی سبز تمام شد اقا صیاد زاده مشق جلسه ی بعد را گفتند مشق این بود که فصل یک و دو خیلی سبز را حل کنیم

هندسه ۹۸/۹/۱۸

ما دوشنبه کلاس هندسه نسبتا خسته کننده ای را تجربه کردیم . کلاس هندسه ای که تقریبا هیچ چیز با حالی در آن نبود ، البته اشتباه نشود من منظورم این نیست که کلاس خشک بود ،نه فقط کمی خسته کننده بود . خوب حالا من ماجرای کلاس را برایتان تعریف می‌کنم تا ببینیم نظر شما هم با من یکی است یا نه ‌‌‌. اقای قزوینی بلا فاصله بعد از اینکه وارد کلاس شدند گفتند مشق ها را به روی میز بگذارید تا من بیایم و ببینم . اکثر بچه ها مشق را ننوشته بودند و اقای قزوینی اعصبانی شدند و گفتند آنهایی که مشق را امروز ننوشته بودند تا پنج شنبه وقت دارند که عکس بگیرند و برای من بفرستند ویا فیلم بگیرند و برای من در بله بفرستند . بعد ادامه کتاب را کار کردند که راجع به همان تقارن ، انتقال و جابه جایی بود و دوباره همان مثال اشک لوستر ها را زدند بعد من آمدم تا سوالی را حل کنم که یک دفعه صدای سوت بلند شد‌
مشق ها :« هر کسی که جویا مجد را ننوشتند عکسش را تا پنجشنبه در بله بفرستد » تمام

نگارش ۱۷آذر

۱۲ آذر در شروع کلاس معلم تکالیف را دید. تکالیف ما نوشتن انشاء با موضوعمن‌بود.معلم تکالیف را دید و تک تک بچه ها را صدا زد که آنها انشاء هایشان را بخوانند . معلم حدود سیزده، چهارده نفر را صدا زد؛ عده ای از آنها خوب و عده ای دیگر بد نوشته بودند. سپس زنگ خورد و بچه ها به خارج کلاس رفتند.

 

پیام های آسمانی یکشنبه 17 آذر

به نام خدای مهربون

سلام . با یکی دیگر از مستند ها در خدمتتان هستم . اول از همه بگویم که در این جلسه پرسش کلاسی داشتیم . آقای فهامی از چند نفر پرسش کرد و بعد درباره ی سنت های عرب جاهل سخن گفتند . یکی از این سنت ها زنده به گور کردن دختر های تازه به دنیا آمده است .

Image result for ‫عرب جاهلیت قبل از اسلام‬‎

یکی دیگر از این سنت ها این پرستش بت

Related image

و نحوه ی پرستش بت هایی بود که در کعبه بودند . آنها با رقص و کف زدن و حتی بعضی با بدنی برهنه بت ها را عبادت می کردند و اعتقاد داشتند که در زمان عبادت پروردگار نباید مال دنیا همراهمان باشد .

بعد درباره ی فیلم محمد رسول الله قدیمی حرف زدند

Image result for ‫محمد رسول الله قدیمی‬‎

و گفتند : این فیلم ، فیلم بسیار قوی و زیبایی است . ولی یکی از مشکلات این فیلم این است که بعضی از صحنه های فیلم طبق روایات اشتباه است . مثلا در قسمتی از این فیلم نشان می‌دهد که پیامبر نمی گذارند دشمنشان آب بخورد . در حالیکه پیامبر هیچ زمانی آب را بر کسی نمی بستند . حتی بر دشمنشان .

سپس قسمتی از فیلم را دیدیم و زنگ خورد . تا آنجایی که یادم هست تکلیفی به ما ندادند . خدانگهدار.

 

فیزیک یکشنبه17 اذر 1398

اقا وارد کلاس شدند گفتند که چون هفته دیگر امتهان هماهنگ است این جلسه سوالات فصل 8را ل می کنیم و دو جلسه بعد بر میگردیم و ادامه سوالات فصل 1و2 را که در خیلی سبز حل کرده اید حل می کنیم بعد امدند تا مشق ها را چک کنند که حل خیلی سبز بود گفتند تا من دارم مشق ها را حل می کنم صفحه 81 کتاب خیلی سبز را کامل کنید به صورت گروهی بعد از انها سوال خواهم پرسید ما از روی هم چک کردیم و نوشتیم چک کردن مشق ها که تمام شد یکی یکی سوالات را خواندیم و اقا از یکی از بچه های دیگر می پرسند به سوالی رسیدیم که می شد روی شکل نشان داد یکی از بچه ها روی یک شکل مثال زد و اقا کامل روی لپ تاپ نشان دادند کتاب اصلی را باز کردیم و مثالی که در کتاب بود را هم دیدیم دوباره به سوالات خیلی سبز بر گشتیم و سوالات بعدی را حل کردیم

یک نکته :اقا کفتند که برای سوال های درست نادرست که غلط است دلیل بنویسید

واحد پای تابلو رفت تا یکی از سوال ها را حل کند من و زمانیان هم پای تابلو رفتیم و ادامه ان سوال را هم حل کردیم بعد سوالی درباره وزنه برداری حل کردیم و

 سوت…

مشق ها 

حل سوالات باقی مانده درس 2

کلاس تاریخ ۸/۱۴

سلام ما اول وارد کلاس شدیم وآقای نوری بعد از ما وارد کلاس شد ومهدی پور و ثالثی را صدا زد تا از هم سوال به پرسن وبعد هم رفتن سراغ درس .
گفت که صفحه ی ۱۲۰ را باز کنید
موضوع درس:
در زمان هخامنشی در یونان جنگ ها متعددی رخ گرفت فرماندی هخامنشی اسکندر مقدونی بود این جنگ ها بیشتر در اتن بود .اتن پایتخت یونان است که اسکندر مقدونی مدت کوتاهی توانست که یونان را تصرف کند ولی بعد یونان توانست که اتن راپس به گیرند.
پس از ان شکست هخامنش ضعیف شد وبعد اسکند رمقدونی به دنبال انتقام جوی رفت واین صفحه به پایان رسید وصفحه ی بعد در موضوع اشکانیان وبیرون بیگانگان است .
اشکانیان همان پارت ها هستن که درصفحه ی ۱۱۸پاراگراف سوم گفته بود .
موضوع بعدی ساسانیان آخرین حکومت ایران باستان است
ساسانیان ۴۰۰سال قبل از اسلام فعالیت کرد وبعد هم اعراب به ایران حمله کردن واسلام وارد ایران شد.

فارسی۱۱آذر

سلام
در درس فارسی به دلیل نیامدن آقای مجیدی ، آقای قربانی آمدند اول مشق های همه ی بچه هارا چک کردند . مشق ما این بود که معنی شعر توفیق ادب را باید مینوشتیم و برای روز دوشنبه می آوردیم بعد هم خودشان شروع کردند به گفتن معنی کلمات شعربا بهاری که میرسد از راه را گفتند تا بیت چهار این شعر را هم معنی کردند و بعد هم مسعو لانه پهن کردن سفره ها در آن روز رفتند و سفره را آوردند تا صبحانه ی کلاسی بخوریم و بعد هم آقای خطیبی فرد کتابی از انتشارات مچ آلبوم معرفی کردند

هندسه دوشنبه 11اذر

آقای قزوینی وارد کلاس شدند و بلا فاصله بچه ها سراغ امتحان ها را از او گرفتند. آقای قزوینی حضور و غیاب کرد و بعد درباره ی امتحانات با ما صحبت کرد و گفت :از امتحاناتتان اصلا راضی نیستم چون که بیشتر کلاس خراب کرده بودند به غیر از 3.4نفرو بعد هم گفت :کسانی که زیر چهار شده آن بد بوده اند وکسانیکه زیر سه بوده اند افتضاح بودند و باید یک فکری به حال خودشان بکنند. آقای قزوینی برگه های امتحان را به بچه ها داد. بچه‌ها اعتراض داشتند که برگه هایشان درست صحیح نشده است.  آن قدر بچه ها اعتراض کردند تا آقای قزوینی مجبور شد فریادی بکشد تا همه بچه‌ها سر جایشان بنشینند.اقای قزوینی سوال های امتحان را کامل وارسته پای تخته حل کرد.بچه ها بازم اعتراض داشتند و لی آقای قزوینی به آن ها گفت:زنگ تفریح بیابند آقای قزوینی گفت: تکلیف ها را بگزارید روی میز تا آن هارا چک کنم.اقا مشق ها را چک کرد وگفت:کلا نه نفر مشق داشتند و بقیه مشق ننوشته بودند پس جریمه میشوند

فیزیک چهار شنبه 13اذر 98

سلام امروز اه وارد کلاس شدند از روی لیست یکی یکی بچه ها را صدا زدببند و کتاب خیلی سبز هر نفر که باید هل می کرد را دیدند بعد که مال همه را دیدند احسان پور و اسماعیلی و دهقان که نبودند از راه رسیدند مال انها را هم چک کردند امدند پای تابلو که درس را شروع کنند ولی من یاداوری کردم که باید مافت و جابجایی منزل تا مدرسه را پیدا می کردیم اقا دوباره مال همه ا چک کردند تعداد کمی نوشته بودند ولی خوب اقابرای همه منفی ومثبتش را گذاشت دگیر بلاخره رفتیم سراغ درس در ادامه درس قبل که مسافت و جابه جایی بود جملاتی گفتند و انها را توضیح دادند

در حرکت مستقیم مبدا تا مقصد مقدار جابجایی با مسافت طی شده برابر است.

اگر مبدا و مقصد یکی باشد جابه جایی ان صفر است

بعد گفتند که می خواهم کلمه کار را در فیزیک برای شما بگویم

کار:اگر نیرویی باعث جابهجائی جسم در راستای خودش شود ان نیرو کار انجام داده است     کار(j)=نیرو(n)*جابهجائی(m)

بعد هم دو مثال هل کردیم و روی انها بحس کردیم

مشق ها

هل 10 سوال از خیلی سبز فصل 8

فرهنگ وهنر ۱۳ / ۹/ ۱۳۹۸

آقا نیمه ی اول کلاس را در مورد ادب کردن در برابر بزرگتر گفتند،

ودربارء شخصیت حرف زدند و چند فرگه در بله میگذارند که در مورد

شخصیت وآداب حرف زدن و ادب هست که آقا از آن امتحان میگرد

و۴ نمره تعسیر دارد.

وآقا در نیمه ی دوم کلاس دربارء اسکیس حرف زدند.

وتکلیف این است که اسکیسی در مورد مهمانی باشد.

 

کلاس شیمی دوشنبه 11آذر

درکلاس شیمی یک امتحان 20 قیقه ای از فصل3 خیلی سبز یعنی اتم ها داشتیم که حدود هفت سوال بود واینکه روش حل کردن اکثر سوال ها راحت بود برای مثال به طور خلا صه یک اتم M که یک عدد آن 39 ودیگری 19 که باید 39 را از19 کم می کردیم واینکه ام بعضی از بچه ها با آقای معتمدی مو قع امتحان خیلی صحبت می کردند بعد امتحان معلم صحبت غیر درسی با ما داشت واینکه همیشه هم از بحث درس به شوخی کردن می رسد وبعد از اینکه خودش می گفت در باره ی شو خی ها واینکه نباید زیاد از حد شوخی کنیم بعد هم آقای مجیدی مقداری قرص ویتا مین Dآورد وسپس کار نا مه ها  که دیکر بچه ها با آ آقای مجیدی گفت وگو می کردند و نظرات خودشان را می گفتند و صحبت از عادلانه ونا عادلانه بود که به همین دلیل درس شیمی در کل حدود 30 دقیقه بود وکلاس به پایان رسید

پیمایش به بالا